ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٦ - اسلام شناسى اروپايى
اسلام شناسى اروپايى
نظرى به اسلامشناسى اروپاييان
علامه سيد مرتضى عسگرى
مطلب حول اين سؤال دور مىزد كه چرا اسلامشناسان غربى براى دريافت اسلام تنها به كتب و متون مكتب خلفا مراجعه مىكنند، و معمولًا از متون مكتب امامت بهرهاى نمىگيرند؟ من در گذشته فكر مىكردم علت اين است كه اروپا اولين بار با اسلام مكتب خلفا آشنا شده، و اصولًا ارتباط و اتصالش با آنهاست، و به علت دورى از ما، از متون ما بىخبر مانده است.
در تاريخ مىخوانيم كه ناپلئون بناپارت در بهار سال ١٧٩٨ ميلادى با ٣٠٠ كشتى و در حدود ٤٠٠٠٠ سپاهى به سوى مصر حركت كرد، تا پس از تسخير مصر راه را به سوى تصرف هندوستان و خارج كردن آن از چنگال انگليسىها هموار نمايد. او در اوايل تابستان پس از نبرد كوتاهى پيروزمندانه به قاهره وارد شد. ناپلئون تا سال ١٨٠١ در مصر ماند، و در سپتامبر اين سال با فشار نيروهاى انگلستان و عثمانى آنجا را تخليه كرد.
ناپلئون به همراه خود يك هيئت علمى به مصر برده بود. اين دانشمندان در تمام مدت توقف ارتش فرانسه در آن سرزمين به كار تحقيق و تفحّص اشتغال داشتند. يك ثمره كارهاى علمى اين دانشمندان، آشنايى علماى اروپايى با مشرقزمين، فرهنگ، آداب و مذاهب اين سرزمين بود.
علوم خاورشناسى و باستانشناسى و زبانشناسى و مطالعه اديان و مذاهب و تاريخ مشرقزمين در همين نقطه عطف تاريخى تا حدود زيادى پايهگذارى شده و رشد يافتند.[١]
و نيز مىدانيم كه مسيحيان لبنانى كه در شمار نخستين مناديان تجدّد فكرى و ارتباط فرهنگى با غرب هستند، وسائطى فرهنگى ميان عربزبانان و اروپاييان بودهاند، به ويژه كه در سال ١٨٦٠ م. سپاه فرانسه با موافقت دول بزرگ در لبنان پياده شد، و ساليان دراز در اين كشور باقى ماند.[٢]
اينجانب در گذشته ارتباط فرانسويان و انگليسيان با مصر، و ارتباط مسيحيان لبنانى را با اروپا، مهمترين عامل در چگونگى اسلامشناسى اروپاييان مىدانستم. در هر دوى از اين ارتباط و اتصالها، غرب با اسلام مكتب خلفا، و با كتب و دانشمندان اين مكتب برخورد كرده بودند؛ لذا طبيعى مىدانستم كه اسلامى جز اسلام اين مكتب نشناسند، و رسمى ندانند. اين تفكر و شناخت گذشته من بود. در واقع من كار ايشان را «حمل به صحت» مىكردم!
اما پس از آمدن به ايران راز اصلى اين دورى را شناختم، و چون يك برق يكباره اين مشكل براى من حل شد.
حقيقت مطلب اين بود كه اينها كه مىخواهند اسلام را بشناسند، درصدد جستجو از حقيقت نيستند، و نمىخواهند يك دين الهى و آسمانى را پىجويى كنند، و ابعاد مختلف آن را بيابند، و بشناسند. نه، اينها در صدد پىجويى و كشف نقاط ضعفى از اسلام و تاريخ شخصيتهاى آنها هستند.
در احاديث مكتب ما، پيامبر (ص) معصوم است، و رحمهللعالمين است، اشرف مخلوقات مىباشد، دارنده برترين صفات و اخلاقيات است و ...
البته روشن است چنين بينشى هدف آنها را برنمىآورد؛ اما متأسّفانه آنچه مىخواهند به اسلام و پيامبر آن نسبت بدهند، در احاديث مكتب خلفا مىيابند. احاديثى كه به گفته صاحبان همان مكتب، در نهايت اعتبار نيز هست! بنابراين اكثريت قريب به اتفاق اسلامشناسىهاى غربى