ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٤ - استدلال «مبلغان تبشيرى» به قرآن كريم
مبلغان مسيحى از شهر «ليون»(Luynes) فرانسه، نامهاى براى يك دختر چهارده ساله مراكشى، ساكن شهر «سلا» فرستادند: اين نامه، داراى پيوستى چاپ شده با عنوان «الله اكبر» و اين عبارتها بود:
«بسم الله الرحمن الرحيم، الحمد لله رب العالمين، خالق كلّ الأشياء بكلمة، و صلاة و تسبيحاً و شكراً و سجوداً، لمن صنعنا من تراب و خلقنا على صورته، فأبدع تصويراً إنّ فى ذلك لآيات لقوم يعقلون، و أشهد أن لا إله إلّا هو، الواحد الأحد، الفرد الصمد، لاشريك له، هو ينقذ من الضلال و يوفق للصواب و يهدى إلى الصراط المستقيم».
از شهر «مالاگا» در اسپانيا، مجلهاى با عنوان «الأشبال» (بچه شيران) منتشر مىشود كه مخاطب آن كودكان مغرب عربى و هدف آن مسيحى كردن آنهاست. اين مجله با «بسمالله» قرآنى آغاز مىشود و براى اثبات صحت باورها و آموزههاى مسيحيت، به گونهاى فريبكارانه به آيات قرآنى استناد مىكند. قصد اين مجله، كشاندن كودكان مسلمان به مسيحيت به شيوهاى است كه گمان كنند اسلام چنين آموزههايى داشته و در راه اين دين گام برمىدارند.
استدلال «مبلغان تبشيرى» به قرآن كريم
همچنان كه ممكن است اين فريبكارى، شكل ديگرى به خود گيرد و مثلًا اظهاراتى دروغ و نسبتهاى ناروايى به قرآن باشد، مثل ادعاى اين كه قرآن درمورد حضرت مسيح با آنچه كه در كتاب مقدس آمده، كاملًا همخوانى دارد؛ در كتاب صلب المسيح و قيامته (به صليب كشيدن مسيح و رستاخيز او)، نوشته «ژان جلكرايست» آمده است:
كتاب مقدس و قرآن مىگويند: حضرت مسيح طى حضور سه ساله در فلسطين، معجزههاى بزرگ و فراوانى داشته است.[١]
حال اگر بپذيريم كه قرآن و كتاب مقدس متفق القولند كه حضرت مسيح معجزههاى بزرگى داشته است[٢] در كجاى قرآن اشاره شده كه حضور او در فلسطين به مدت سه سال بوده است؟!
در همين كتاب، در خصوص داستان حضرت يونس (ع) نيز به قرآن كريم[٣] استناد شده تا مقايسهاى با آيه يونان[٤] پيامبر- مورد استدلال حضرت مسيح در اثبات رستاخيز وى[٥] صورت داده باشد، آنگاه مىنويسد:
طبق آنچه كه در قرآن و در كتاب مقدس آمده است، مسيح معجزهها و شگفتىهاى متعددى در ميان ملت اسراييل داشته است.[٦]
و در پاسخ به جزوه «احمد ديدات» با عنوان «قيامه أم انعاش» كه در آن سعى كرده ثابت كند حضرت مسيح، زنده از بالاى صليب فرود آمد، ژان جلكرايست اين نظريه را رد كرده، مىگويد:
اين نظريه فاقد هرگونه پايه و اساس درست نه در كتاب مقدس و نه در قرآن است و مسيحيان و مسلمانان هر دو، از آن تبرى جستهاند و تنها فرقهاى كه اين نظريه را پذيرفته، فرقه «احمديه» است كه در پاكستان تهمت غيرمسلمان بودن به آن وارد شده است.[٧]
و ادامه مىدهد:
من مطمئن هستم كه مسلمانان هوشيار اينك متوجه شدهاند كه «احد ديدات» با كتابهاى مقدس مسيحى آشنايى حقيقى ندارد.[٨]
وى در پاسخ به پرسش كه: «چه كسى سنگ را غلتاند؟» (سنگ روى قبر يسوع پس از به صليب كشاندن ادعايى)، مىگويد:
همه مسلمانان به خداوند و فرشتگان ايمان دارند[٩] و قرآن مىپذيرد كه فرشتگان بودند كه براى ويران ساختن شهرى كه «لوط» در آن ساكن بود، اقدام كردند.[١٠] و اين شهر همان «سدوم» است كه در كتاب مقدس از آن ياد شده است.[١١]
آنگاه نتيجهگيرى غلطى مىكند به اين مضمون كه:
قرآن، نه تنها ايمان به وجود ملائكه، بلكه ايمان به قدرت و تحكم آنان بر امور مردم و زمين را براى مسلمانان مسلم مىداند و بنابراين هيچ مسلمانى وجود ندارد كه به اين سخن انجيل معترض باشد: يكى از فرشتگان بود كه سنگ را غلتاند.[١٢]
و در كتاب: درباره مسيح چه فكر مىكنيد؟،[١٣] آمده است:
داود پيامبر با گريه و زارى آمرزش خواست، ابراهيم خليل نيز از درگاه خداوند مغفرت طلبيد، ولى اگر در كتاب مقدس يا قرآن جستوجو كنيد هرگز دليل يا آيهاى مبنى بر مغفرتطلبى از سوى حضرت مسيح حتى براى يك بار، نخواهيد يافت.[١٤]
هرچند قرآن مجيد خود مىگويد:
لَنْ يَسْتَنْكِفَ الْمَسِيحُ أَنْ يَكُونَ عَبْداً لِلَّهِ وَ لَا الْمَلائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ، وَ مَنْ يَسْتَنْكِفْ عَنْ عِبادَتِهِ وَ يَسْتَكْبِرْ فَسَيَحْشُرُهُمْ إِلَيْهِ جَمِيعاً.[١٥]