ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٦ - بهره گيرى از ارسال كتاب و اعطاى جايزه
تحقيرآميزى كه در نظر هر مسلمان عاقلى نفرتانگيز است، انگشت مىگذارند؛ زيرا گفتمان مستقيم و انتساب همه زشتىها به اسلام و نه به مسلمانان نادان كه اسلام از آنها برى است، مسلماً منجر به برخوردى بىحاصل مىگردد. مثال اين برخورد، رمانى به زبان فرانسه است كه از سوى مبشران مسيحى در مغرب عربى و ميان مغربىهاى مقيم فرانسه، پخش مىشود؛ عنوان «يوقان»(Ourane) نوشته «ساموئل گرانجين»؛ يك درام حقيقى و بيانگر زندگى كودك نابيناى رانده و بيچارهاى به نام يوقان در جامعةالجزاير است كه به دليل نابينايى و فقر شديد، به شدت مورد آزار و ستم جامعه و تحقير مردم قرار گرفته تا اين كه بشارت مبلغان تبشيرى به دادش مىرسد و با پذيرش دين آنان [مسيحيت]، از اين بدبختى نجات مىيابد و در شمار مبلغان مخلص آن در مىآيد.
ايجاد شك و ترديد در آيات قرآنى
گامهاى پيش گفته مبلغان تبشيرى مسيحى، آنان را به ايجاد شك و شبهه خطرناكى رهنمون مىسازد. چه در مهمترين كتاب مقدس مسلمانان يعنى قرآن كريم البته به شيوه بسيار هوشمندانه و زيركانه و با اجتناب از روشهاى مستقيمى كه ممكن است منجر به برخوردهاى بىحاصل شود، ايجاد شك و شبهه مىكنند.
براى ايراد مثالى در اين خصوص، به آنچه كه در كتاب ايشان إخوانٌ من كردستان (برادرانى از كردستان) نوشته كشيشى انگليسى اشاره مىكنيم كه در آن، به اصطلاح اقتباسهاى اسلام از تورات و نوشتههاى بدعتآميز مسيحى و كتاب زرتشتيان و ... توضيح داده شده است.[١] با اين حال مىبينيم آنها در كتابهاى تبشيرى خود [با رياكارى] در سخن از قرآن، آن را قرآن كريم توصيف مىكنند و آنچه را كه خود مايلند و آموزههايشان مىطلبد، متكلفانه از آن استنباط و برداشت مىنمايند. ولى ما در رد اين ادعاها، آنان را به نوشتههاى پژوهشگران جدى كتابهاى آسمانى حوالت مىدهيم كه با دلايل علمى، عدم امكان بشرى بودن قرآن را ثابت كرده و در برابر،- و باز با دلايل علمى- از خطاهاى فراوان وارده در كتاب مقدس، پرده برگرفتهاند. به طورى كه مىتوان از وقوع تحريف در آنها سخن به ميان آورد؛ زيرا صدور خطا از سوى خداوند متعال، محال عقلى است.[٢]
بهرهگيرى از ارسال كتاب و اعطاى جايزه
مبشران مسيحى در تأسيس كتابفروشىهاى تبشيرى در كشورهاى مغرب عربى به منظور پخش و فروش كتابهاى خود با ناكامى مواجه شدند، زيرا دولتهاى اين كشورها، با برنامههاى تبشيرى، مخالفت مىكنند. به همين دليل آنها اقدام به تأسيس كتابخانهيا كتاب فروشىهايى به ظاهر با رويكرد فرهنگى- فكرى و در واقع با اهداف تبشيرى، كردهاند. به عنوان مثال در كشورم (مراكش)، كتابفروشى «كليله و دمنه» در خيان «محمد پنجم» در شهر رباط از همين قماش است. اين كتابفروشى را به دليل موقعيت شاخص آن در خيابان ياد شده، همگان از كوچك و بزرگ مىشناسند، زيرا براى انبوه عابران روزمره اين خيابان، كاملًا چشمگير است. دلايل من در چنين نگاهى به اين كتابفروشى عبارتند از:
١. در گزارش ارايه شده به كنفرانسى كه «كميته تبشيرى لوزان» با همكارى «سازمان تبشيرى بينالمللى» در پاييز سال ١٩٧٨ م در شهر «گلين آيرى» در ايالات كولورادوى ايالت متحده آمريكا برگزار كرد، آمده است:
طى اندك سالهاى گذشته، پخش كتاب مقدس و مطبوعات مسيحى بسيار كم و تنها به نسخههاى اعطايى مبشران مسيحى به دست ديگران، محدود بوده است و كتابفروشىهاى «انجمن كتاب مقدس»، يا بسته بوده يا در صورت داير بودن، شمار كمى از مردم از آنها بازديد مىكردند و تنها كتابفروشى موجود در مراكش و ديگرى در تونس، حاوى كتابهاى بسيار كمى، آن هم در كنار مجموعه بسيار بزرگى از كتابهاى لائيك به منظور امكان تداوم فعاليت به صورت قانونى است.[٣]
٢. نامهاى به يك مركز تبشيرى به نام» Service Biblique au Maroc «در شهر كازابلانكا نوشته بودم و يك سرى توضيحاتى در خصوص برخى كتابها و مسايل مسيحى مطرح كرده و از آنها خواسته بودم نسخهاى از كتاب مقدس با ترجمه عربى كاتوليكى برايم ارسال دارند. در نامه جوابيه مركز به من، در تاريخ ١٠ نوامبر ١٩٩٥ آمده است:
آقاى خالد زهرى!
با مسرت تمام نامه مورخ ١/ ١١/ ١٩٩٥ شما را دريافت كرديم؛ از ما خواسته بوديد درباره مسيحيت، كتابهايى در اختيار شما قرار دهيم. به اطلاع شما مىرسانيم كه ما تمام تلاش خود را به عمل مىآوريم كه خوانندگان مراكشى همچون ديگر خوانندگان عرب زبان از اطلاع از هر آنچه كه به كتاب مقدس مربوط مىشود به زبان مادرى خود محروم نمانند، ولى با كمال تأسف، دولت مراكش اجازه اين كار را به ما نمىدهد و به همين دليل ما همه كتابها را تنها به زبان بيگانه در معرض فروش گذاردهايم؛ زيرا اجازه فروش نسخههاى عربى را نداريم و از عدم ارسال نسخه درخواستى متأسفيم ولى خاطر نشان مىسازيم كه كتاب مقدس به زبان فرانسه در تمامى كتابفروشىهاى مراكش از جمله كتابفروشى «كليله و دمنه» در رباط، وجود دارد ...»
٣. در پى مكاتبه با يك مبشر مسيحى آمريكاى لاتين مقيم مراكش، ديدارى با او داشتم و از وى درباره