ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٥ - ١ تحقق خوف و رجاى معقول در تمام تلاشهاى اجتماعى
پى نوشتها:
١ برگرفته از نشريه قبسات، سال نهم، پاييز، ١٣٨٣.
[١]. غلامحسين ابراهيمى دينانى، قواعد كلى فلسفى در فلسفه اسلامى، ج ٣، صص ٢٤٩- ٢٤٠.
[٢]. مرتضى مطهرى، انسان كامل، صص ٧٣- ٦٩.
[٣]. همو، همان، صص ٨٥- ٧٤.
[٤]. همو، همان، صص ٥٤- ٥٢.
[٥]. همو، همان، امدادهاى غيبى در زندگى بشر.
[٦]. همو، حق و باطل، صص ٣٧- ٣٥.
٧. همو، قيام و انقلاب مهدى از ديدگاه فلسفه تاريخ، ص ٣٥.
[٨]. همو، مقدمهاى بر جهانبينى اسلامى، ج ٥، جامعه و تاريخ، صص ٢٧- ٢٦.
[٩]. براى بحثى قرآنى در اين زمينه كه هم فرد اصالت دارد هم جامعه به تفسير الميزان، ذيل آيه ٢٠٠ سوره آل عمران مراجعه كنيد (سيدمحمدحسين طباطبايى، الميزان فى تفسير القران، ج ٤، ص ٩٤ به بعد).
[١٠]. مرتضى مطهرى، عدل الهى، ص ٢٠١ و نيز مقدمهاى بر جهانبينى اسلامى، ج ٦، زندگى جاويد يا حيات اخروى، صص ٣٢- ٣٠.
[١١]. سوره طه (٢٠)، آيه ١٢٥.
[١٢]. سوره يونس (١٠)، آيه ٦٢.
[١٣]. بايد توجه كرد كه پيامبر به لحاظ فردى، مرتبه آخرت را هم پشت سر گذاشته و فوق مرتبه آخرت قرار گرفته است. بهترين شاهد، حديث معراج است كه در آن، پيامبر احوال مردمى را كه در آخرت در حال عذاب يا متنعم شدن بودهاند حكايت كرده است (طباطبايى، الميزان، ج ١٣، صص ١١- ١٠). از اين گذشته آنگونه كه علامه طباطبايى به خوبى با استفاده از آيات و روايات نشان داده، پيامبر اكرم (ص) و برخى ديگر از انسانها (مخلصين) با نفخ صور دچار صعقه نميشوند فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ (سوره زمر (٣٩)، آيه ٦٨) و آنها را مثل بقيه در قيامت حاضر نميكنند فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ (سوره صافات (٢٧)، آيات: ١٢٧ و ١٢٨)؛ زيرا قيامت در حضور و محضر آنها حاضر ميشود نه اينكه آنها در محضر قيامت حاضر شوند و براى همين است كه آنها خود ميزان اعمالند و اعمال خود آنها ديگر سنجيده نميشود.
[١٤]. علامه طباطبايى ذيل آيات ٢٠٨ تا ٢١٠ سوره بقره توضيح داده است كه حكومت حضرت مهدى (ع)، رجعت، و قيامت، سه مرتبه از ظهور حقيقت هستند كه به ترتيب بعداز هم و فوق همديگر آشكار ميشوند (طباطبايى، الميزان، ج ٢، صص ١١١- ١١٠). و با توجّه به مطلبى كه گفتيم، شايد بتوان گفت فلسفه رجعت همه امامان (ع) اين است كه آنها به لحاظ فردى، به مقام كمال انسانى رسيدهاند؛ امّا جامعهاى كه به كمال رسيده باشد وجود نداشته تا آنها به لحاظ اجتماعى هم، كمال انسانى را در خود بروز دهند؛ بدين سبب رجعت ميكنند تا كمال اجتماعى را كه فرد در جامعه عادل واقعى بدان دست مييابد نيز برايشان حاصل شود.
[١٥]. محمد بن ابراهيم قوام صدرالمتألهين شيرازى، الحكمةالمتعاليه فى الأسفار العقلية الأربعه، ج ٨، ص ٣٤٧.
[١٦]. مرتضى مطهرى، قيام و انقلاب مهدى از ديدگاه فلسفه تاريخ، ص ٣٧.
[١٧]. همو، صص ٤٩- ٤٨.
[١٨]. استاد مطهرى اين بحث را به نحو مستوفايى در كتاب انسان كامل، هنگام مقايسه انسان كامل اسلام با ساير مكاتب انجام داده است.
[١٩]. همو، ص ٤٨- ٤٧.
[٢٠]. همو، صص ٣٩- ٣٨.
[٢١]. همو، ص ٤٤.
[٢٢]. استاد مطهرى در جايى توجّه داده است كه: «اتفاقاً در جامعههايى كه فساد هست و احياناً فساد بيشتر است، زمينه براى تكامل روحى و اخلاقى بيشتر است؛ زيرا تكامل روحى و اخلاقى و معنوى نتيجه مقاومت كردن در برابر جريانهاى مخالف است (مرتضى مطهرى، تكامل اجتماعى انسان ...، صص ٣٤- ٣٣). و لذا در جامعهاى كه اشقيا، شقيتر ميشوند، خوبان نيز ميتوانند خوبتر شوند.
[٢٣]. سوره محمد (٤٧)، آيه ٧.
[٢٤]. سوره طلاق (٦٥)، آيه ١٢.
[٢٥]. سوره انفال (٨)، آيه ٦٥.
[٢٦]. مرتضى مطهرى، قيام و انقلاب مهدى از ديدگاه فلسفه تاريخ، ص ٦٨.
[٢٧]. سوره انفال (٨)، آيه ١٧.
[٢٨]. كه اين هم ميتواند يكى ديگر از فلسفههاى رجعت باشد.
[٢٩]. مرتضى مطهرى، تكامل اجتماعى انسان به ضميمه هدف زندگى و ...، صص ٥٨- ٥٧.
[٣٠]. همو، قيام و انقلاب مهدى (ع)، صص ٦٤- ٥٦.
[٣١]. همو، تكامل اجتماعى انسان، صص ٥١- ٤٦.
٣٢. اين مطلب را شهيد مطهرى در همين كتاب تكامل اجتماعى انسان، صفحه ٤٨ تا ٥٠ به اختصار و در كتاب سيرى در نهجالبلاغه، مفصل نقد كرده.
[٣٣]. همو، قيام و انقلاب مهدى (ع)، ص ٤٧.
[٣٤]. بسيارى از اوقات مردم چون نميتوانند حق را از باطل تشخيص دهند، با حق و عدل ميجنگند و به خيال خود دنبال حق هستند. به تعبير اميرمؤمنان (ع): «فلو أن الباطل خلص من مزاج الحق لم يخف على المرتادين و لو أن الحق خلص من لبس الباطل، انقطعت عنه السن المعاندين، ولكن يؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فيمزجان، فهنالك يستولى الشيطان على اوليائه، و ينجو الذين سبقت لهم من الله الحسنى» (نهجالبلاغه، خطبه ٥٠). اگر باطل از آميختگى با حق جدا ميشد، بر شككنندگان هم بطلانش مخفى نميماند و اگر حق از لباس باطلى كه بر او ميپوشانند بيرون ميآمد.
[٣٥]. البته ما اينجا ديدگاه اسلامى را در خصوص جهانى شدن مطرح كرديم كه كاملًا در پارادايمى غير از مسئله جهانى شدنى است كه امروزه مطرح است. در واقع در پاراديمى كه فعلًا جهانى شدن مطرح است، بحث اصلى ما بحث در نحوه برقرارى روابط بينالمللى با ساير كشورها است.
[٣٦]. از منظر اسلامى بين مظلوم بودن و منظلم بودن فرق است. هر دوى آنها كسانى هستند كه به ناحق مورد تجاوز واقع شدهاند؛ امّا فرد مظلوم كسى است كه خودش نميخواسته زير بار ظلم برود؛ ولى توان مقاومت نداشته است. منظلم كسى است كه با اينكه ميتواند در مقابل ظلم بايستد، زير بار ظلم ميرود.
[٣٧]. مرتضى مطهرى، قيام و انقلاب مهدى (ع)، ص ٦٦.
[٣٨]. همو، همان، ص ٦٧.
[٣٩]. همو، همان، صص ٦٠- ٥٩، و نيز همو، تكامل اجتماعى انسان، ص ٥٨.
[٤٠]. سوره انبياء (٢١)، آيه ١٠٥.