ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤ - شناسنامه گل سرخ
شناسنامه گل سرخ
مريم سقلاطونى
تو را آفتاب مىنامم؛
كه آفتاب داغ بىشمار توست
داغ دلتنگىهاى شبانهات.
تو را گل سرخ مىخوانم
كه گل سرخ، زخم تو را برسينه دارد؛
زخم بىشمار دلتنگىهايت را
تو را ارغوان صدا مىزنم؛
كه ارغوان، شعلههاى اندوه توست؛
اندوهان لحظههاى بىكسىات
تو را شقايق مىخوانم
كه شقايق، شناسنامه توست؛
برگ برگ، پاره و زخمى
برگ برگ، سرخ و نيلى
\* نام تو را مىبويم؛
كه تو همان عطر خداوندى كه از روز ازل
در شريان هستى دميده شدى.
نام تو را مىبويم؛
كه تو را خداوند از شاخه زلال نام خودش چيد
و به خاك هديه كرد.
نام تو را مىبويم؛
كه بوى تو، تمام ذرات هستى را عاشق كرده است.
اى گل شكفته از خون!
اى گل زخمى!
اى گل سرخ ...!
اى گل پامال شده!
زخمهايت را مىشمارم؛
به مقدار تمام روزهاى روشنت زخمدارى
اى نجواى گداخته از اندوه!
اى سايبان فراهم شده از غم!
اى مادرِ پدر!