ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٧ - جهان در بحران
مىزند بيشتر در آن فرو مىرود؟
آيا براى اين بحرانهاى فراگير جهانى مىتوان پايانى تصور كرد؟ آيا بشر متمدن خواهد توانست راهى براى برون رفت از اين بحران پيدا كند؟ آيا اين همه بحران و التهاب، اين همه ظلم و بىعدالتى، اين همه فساد و تباهى، اينهمه ... براى بازگشت انسان از راهى كه براى اراده جهان در پيش گرفته كافى نيست؟! آيا وقت آن فرا نرسيده كه بشر اين فرموده پروردگار حكيم را مورد توجه قرار دهد كه:
ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ.
به سبب آنچه دستهاى مردم فراهم آورده، فساد در خشكى و دريا نمودار شده است، تا [سزاى] بعضى از آنچه را كه كردهاند به آنان بچشاند، باشد كه بازگردند.
آرى، وقت بازگشت فرا رسيده است. ديگر وقت آن رسيده كه بشر با اعتراف به عجز و ناتوانى خود در مهار اين بحرانها و اظهار پشيمانى از پشت كردن به «ولى خدا»- كه تنها نجاتبخش او از اين همه ظلم و فساد و تباهى است- سر به آستان پروردگار خويش سايد و ناله سر دهد كه:
خداوندا! به سبب آنچه دستهاى مردم فراهم آورده، فساد در خشكى و دريا نمودار شده است، پس ولى خود و پسر دختر پيامبرت را- كه همنام رسول توست- بر ما آشكار ساز، تا آنكه همه مظاهر باطل را نابود سازد و حق را ثابت گرداند.
در سلسله مقالاتى كه تاكنون با عنوان «جهان در بحران» تقديم شما خوانندگان عزيز شده، نمادهاى مختلف بحرانهايى كه امروز جهان با آنها دست به گريبان است، مورد بررسى قرار مىگيرد تا عمق و گستردگى اين بحرانها بيش از پيش روشن شود و عجز و ناتوانى انسان امروز در مهار آنها افزون از گذشته معلوم گردد. باشد تا از اين رهگذر همه ما به ضرورت ظهور آخرين حجت براى پايان دادن به همه اين آشفتگىها، سرگردانىها، رنجها و بلاها واقف و فرج آن حضرت را با همه وجود از خداوند متعال خواستار شويم.
يكى از پيامدهاى زندگى مدرن كه با افزايش جمعيت شهرى، استفاده روزافزون از مواد شيميايى، توليد سرسامآور زباله و ... همراه شده است، بحران تهديد منابع آب شرب بشر است. دامنه چنين بحرانى نيز صرفا به كشورهاى توسعه يافته خلاصه نمىشود و راهكارهاى فنى نيز نتوانسته از شدت اين معضل بكاهد. همچنين گسترش كشاورزى صنعتى و رشد سرسامآور نيز به تهديدى عليه اين منابع حياتى بشر و طبيعت تبديل شده است.
در اين شماره به بررسى اين بحران مىپردازيم.
ميزان بالاى استفاده از مواد شيميايى و افزايش توليد زباله در دهههاى اخير، روز بهروز بر حجم آلودگى منابع زيرزمينى آب افزوده است. اين پديده مىتواند به مثابه بحرانى تدريجى تلقى شود كه همه جهان را متأثر از خود مىسازد.
به رغم آنكه آب ارزشمندترين ماده روى زمين است، اما همواره مورد غفلت قرار گرفته است و حتى در غالب موارد به عنوان آخرين آرامگاه زباله شناخته مىشود. مطالعات متعدد، حكايت از نياز روزافزون ما به اين ماده دارد؛ نيازى كه اهميت آن فراتر از نفت و طلاست.
در حالى كه ٩٧ درصد آبهاى شيرين جهان در سفرههاى زير زمينى ذخيره شده است، اما بيش از يك سوم مردم جهان در مناطقى متراكم به سر مىبرند كه تنها دو درصد از كل سطح زمين را مىپوشاند. همين تمركز جمعيت و نيروى كار است كه كارخانهها و مراكز كارى مختلف را به مناطق شهرى كشانيده است. سفرههاى زيرزمينى در اين مناطق، منعكس كننده تنوع و انباشتگى روزافزون فعاليتهاى بشرى برفراز آنها است كه در غالب مزارع صنعتى و كارخانهها تجلى يافته است.
يكى از عوامل چنين آلودگىاى آن است كه در اكثر اين مناطق، مردم آموختهاند كه رهايى يافتن از زباله، به نحوى كه در ديد نباشد و بوى آن هم مشكل آفرين نباشد، در گروى استفاده از زمين به عنوان يك نظام اكولوژيكى محصور است. شيوههاى معمول رهايى از زباله را مىتوان در استفاده از گورستانهاى زباله، سيستم فاضلاب و حوضچههاى مخصوص نگهدارى زباله دانست كه خود اينها اصلىترين عوامل آلودگى شيميايى منابع و سفرههاى زيرزمينى آب است.
در ايالات متحده، همه ساله حدود دو ميليون كيلوگرم مواد شيميايى تنها از طريق سيستم فاضلاب به زيرزمين رها مىشود كه آب آشاميدنى ٣/ ١ ميليون نفر از مردم اين كشور را آلوده ساخته است. هنوز هم در بسيارى از كشورها، كارخانهها پسماندههاى خود را به داخل زمين مىفرستند كه چنين زبالههايى در كنار گورستانهاى