ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٤ - ١ تحقق خوف و رجاى معقول در تمام تلاشهاى اجتماعى
روز به آن جنايات نميشد.
رابعاً: در كنار اين حديث، احاديث ديگرى نيز وجود دارد مبنى بر اينكه ظهور تحقق نميپذيرد مگر اينكه هر يك از شقى و سعيد به نهايت كار خود برسد؛ يعنى سخن در اين است كه هر دو گروه به نهايت كار خود ميرسند نه اينكه فقط اشقيا به نهايت درجه شقاوت برسند. همانطور كه در روايات اسلامى سخن از گروهى زبده است كه به محض ظهور امام، به آن حضرت ملحق ميشوند. معلوم ميشود در عين اشاعه و رواج ظلم و فساد، زمينههايى عالى وجود دارد كه چنين گروهى را پرورش داده است. اين خود ميرساند كه نه تنها حق و حقيقت به صفر نرسيده است، بلكه فرضاً اگر اهل حق از نظر كميت قابل توجه نباشند، از نظر كيفيت ارزندهترين اهل ايمانند و در رديف ياران سيدالشهدا (ع)، افزون بر اين كه از نظر روايات اسلامى، در مقدمه قيام و ظهور امام، يك سلسله قيامهاى ديگر از طرف اهل حق صورت ميگيرد كه به طور قطع اينها نيز ابتدا به ساكن و بدون زمينه قبلى رخ نميدهد و حتى در برخى روايات سخن از دولتى از اهل حق است كه تا قيام مهدى (ع) ادامه مييابد.[١]
بخش سوم: آثار انتظار
در خصوص اعتقاد به مهدويت و ظهور منجى جهانى، دو نوع اثر را ميتوان بررسى كرد: اول، آثار عملى كه بر اين باور مترتب است؛ يعنى اگر به ظهور مهدى اعتقاد داشته باشيم، چه كار بايد بكنيم. اين همان بحث انتظار بود كه در بخش پيشين گذشت. دسته دوم، آثارى است كه به لحاظ نظرى و گرايشى بر اين اعتقاد مترتب است كه به اين لحاظ ميتواند پاسخى ديگر به چرايى بحث انتظار باشد؛ يعنى بايد منتظر بود؛ زيرا انتظار واقعى كه شرحش در بخش قبل گذشت، اين آثار را در جان آدمى به ارمغان ميآورد كه اينجا به برخى از مهمترين آنها اشاره ميكنيم:
١. تحقق خوف و رجاى معقول در تمام تلاشهاى اجتماعى.
١- ١. رجاى معقول (خويشبينى به آينده بشر): «درباره آينده بشر، نظرات مختلفى است. برخى ميگويند شر و فساد و بدبختى، لازمه لاينفك حيات بشرى است و لذا زندگى بيارزش است و عاقلانهترين كارها خاتمه دادن به حيات و زندگى است. برخى هم معتقدند: بشر در اثر پيشرفت حيرتآور تكنيك و ذخيره كردن انبارهاى وحشتناك وسايل تخريبى، به مرحلهاى رسيده كه بيش از يك گام با گورى كه با دست خود كنده، فاصله ندارد؛ در حالى كه در منظر ما، ريشه فسادها و تباهيها نقص روحى و معنوى انسان است. انسان هنوز دوره جوانى و ناپختگى را طى ميكند و خشم و شهوت بر او و عقلش حاكم است. انسان بالفطره در راه تكامل فكرى و اخلاقى و معنوى پيش ميرود. نه شر و فساد لازم لاينفك طبيعت بشر است و نه جبر تمدن، فاجعه خودكشى دسته جمعى را پيش خواهد آورد؛ بلكه جريان مبارزه حق و باطل ادامه مييابد و جلو ميرود تا آنجا كه در نهايت منجر به حكومت عدل حضرت مهدى (ع) خواهد شد و چنين نيست كه زحمات اصلاحگران به سرانجام نرسد.»[٢]
انسان در حالت عادى وقتى فراوانى ظلم و فساد و غلبه ظاهرى ظالمان را در جهان ميبيند، گاه با خود ميانديشد كه آيا ميتوانيم در مقابل اين موج عظيم كارى از پيش ببريم و وعده ظهور به ما ميگويد كه همه كارهاى شما به سرانجام ميرسد:
وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ.[٣]
١- ٢. خوف معقول (اميد واهى نداشتن به تلاشهاى خود): وعده منجى جهان در عين حال به ما ميگويد كه به تلاشهاى خودتان، فى نفسه، اميد نامحدود نداشته باشيد؛ يعنى از خودتان انتظار نداشته باشيد كه كل عالم را به تنهايى اصلاح كنيد. اقدامات شما شرط لازم براى اصلاح جهانى است؛ اما شرط كافى نيست؛ يعنى خلاصه، جامعه بشرى در سير تكاملياش از مهدى بينياز نخواهد بود.
٢. توجه به كيفيت به جاى توجه به كميت: در تلاشهاى اجتماعى آنچه مهم است، تقويت فرهنگ و معنوى جبهه حق است كه اين اقدام كيفى است، نه كمى؛ يعنى آنچه مقدمه ظهور است اين نيست كه به لحاظ شناسنامهاى تعداد مسلمانان يا شيعيان افزايش يابد، بلكه آنچه اولويت بيشترى دارد، اين است كه انسانها تشنه حقيقت و عدالت شوند؛ پس تعداد ياران اوليه و اصلى حضرت شايد كم باشد، اما چنانكه گفتيم، به لحاظ كيفيت، در زمره برترين انسانهايند كه هر يك ميتواند انقلابى در جانها ايجاد كند. به تعبير يكى از بزرگان، ياران مهدى (ع) اشخاصى از سنخ امام خمينى (ره) يا بالاتر از او خواهند بود. در واقع اين كه خوبان هم بايد به نهايت كار خود برسند، تأكيد مهمى است بر اينكه بيش از كميت به كيفيت بايد انديشيد.
٣. خروج از پارادايمهاى رايج در تفكر غربى: دوره جديد، دوره سيطره فرهنگى جهان غرب بر عالم است و منتظر واقعى، انسانى است كه تحت اين سيطره واقع نميشود. ما امروزه بسيارى از سخنان، گرايشها، رفتارها و ... را به گونهاى تنظيم ميكنيم كه در جهان مدرن و با الگوهاى آن مقبوليت داشته باشد. از باب نمونه ميتوان به همين مسئله جهانى شدن اشاره كرد؛ در حالى كه معتقد به ظهور مهدى، با معادلاتى رفتار ميكند كه در ظرف محدود معادلات رايج در جهان مدرن نميگنجد، بدين سبب، تمام معادلات آن را به راحتى در هم ميريزد، كه هم در اين زمينه، نگاهى به سيره زندگانى امام خمينى (ره) ميتواند عبرت آموز باشد.