ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - يهوديان ارتدكس
بود.
سردمداران اسرائيل تاكنون چندين مرتبه قصد ترور خاخام آرنولد و ساير اعضاء اين سازمان را كردهاند. سخنان آرنولد كوهن، خط بطلان بر آموزههاى جعلى مسيحيان صهيونيست مىكشد چه آنان، با تاكيد بر تئورى «ضرورت تأسيس اسرائيل بزرگ قبل از ظهور مسيح و ايجاد مقدمات جنگ خانمانسوز آرماگدون» سعى در ايجاد بحران بزرگ در خاورميانه و كشتار بلا وقفه مسلمين را دارند. علىرغم اينكه اين تئورى جعلى نه تنها مورد اتفاق جمله يهوديان نيست بلكه سازمانهايى معتقد چون ناتورىكارتا نيز به استناد منابع و معتقدات يهوديت تمامى مفروضات جعلى مسيحيان صهيونيست را مردود و باطل اعلام مىكنند.
آقاى كوهن شما در مملكت متحده كه همان انگلستان است زندگى مىكنيد و مىدانيد كه صهيونيستها در كسب تأييد و حمايت براى خويش به خوبى عمل مىكنند، آيا مىتوان به اين مسئله اعتراف كرد و گفت كه آنها مناصب حساس و مهمى را در بسيارى از مناطق و مراكز جهان اشغال مىنمايند، آيا شما اين موفقيت يا اين حمايت جهانى به عمل آمده از سوى كشورهاى جهان در قبال صهيونيسم را كه باعث شدند تا اين اندازه در جهان تأثيرگذار باشند، ناراحت كننده تلقى نمىكنيد، يا اينكه اصلًا در اين حمايتها نقشى نمىبينيد و بيشتر به حملات تبليغاتى اعتقاد داريد؟
من اين موفقيت را مربوط به تبليغات صهيونيستى مىبينم، امّا بايد بفهميم كه اين تبليغات چگونه نشو و نما يافت و چگونه به موفقيت رسيد. عوامل بسيارى در اين موفقيت دخيل بودهاند؛ از جمله زور و فشار، كه بازتاب مستقيم جنگ جهانى دوم به شمار مىآيد، اما پيش از آن مىتوان به وعده «بالفور» اشاره كرد. البته من با كسانى كه مىگويند اين شرايط در روىآورى صهيونيسم به زور و خشونت دخيل بودهاند، موافق نيستم، امّا چيزى كه مىدانم، اين است كه اين اوضاع سياسى حاكم پس از جنگ جهانى اول بود و در اين ميان برخى از يهوديان با نفوذ كه در روى كارآمدن ايالات متحده در ميدان و عرصه جهانى دخيل بودند تا اين كشور را وادار به مشاركت در جنگ جهانى اول نمايند، توانستند بر دولت بريتانيا نيز تأثير بگذارند و در آن نفوذ كنند، تا زمينه ساز وعده «بالفور» شوند. آنها هميشه از اوضاع و احوال سياسى سوء استفاده مىكردند تا از مسئله خويش حمايت و پشتيبانى نمايند. اين، شرايط را فراهم ساخت تا وعده بالفور صادر شود. پس از جنگ جهانى دوّم صهيونيستها از موضوع نازىها استفاده كردند تا از مسئله خويش حمايت نمايند و پشتيبانانى هم براى خويش بهدست آوردند. چون «هيتلر» مىخواست، آلمان را از دست يهود نجات دهد، صهيونيستها نيز همين را مىخواستند.
چرا؟
چون اين مطابق خواستههاى ايشان بود كه خواهان تأسيس دولتى براى خويش بودند، آنها به عنوان مثال هيتلر را تشويق مىكردند تا يهود را تحت فشار و آزار و اذيت و شكنجه قرار دهد.
آيا آنها اين كار را مىكردند تا يهود از آلمان مهاجرت كنند؟
\* بله كاملًا درست است و اين مكان فلسطين بود. اين ثابت شده است كه صهيونيستها با هيتلر در دهه سى، بده بستانهايى داشتهاند تا هيتلر امكان انتقال يهوديان را از آلمان به فلسطين به گونهاى ترتيب دهد.
\* در مورد مسئله آدمسوزى چطور؟ منظورم اين است كه نظر شما در اينباره چيست؟ برخى مىگويند اين مسئله وجود داشته است، برخى ديگر مىگويند، اصلًا چنين چيزى نبوده است، در حاليكه برخى ديگر مىگويند، اتفاق افتاده است، امّا نه در حجم و ميزانى كه اسرائيلىها از آن سخن مىگويند، منظور اين است كه آنها از چهار تا شش ميليون قربانى در آدمسوزى سخن مىگويند، در حالىكه برخى مىگويند، جمعيت يهوديان اروپا در آن زمان بيش از دو ميليون نفر نبودهاست، نظر شما در اينباره چيست؟
\* بسيارى از اين سخنان براى ما بيهوده و ياوهسرايى به شمار مىآيد، چون ما اسناد و مدارك و شاهدانى داريم كه نشان مىدهد، واقعاً چه اتفاقى افتاده است. آدم سوزى عملًا و به شكل فجيع به وقوع پيوسته است، چه اين عدد شش ميليون يا پنج ميليون يا نيم ميليون بوده باشد. اين مهم نيست، مهم اين است كه اين واقعه وحشتناك اتفاق افتاده است. چرا اين اتفاق به وقوع پيوست؟ اين مهم است. ما به عنوان يك اصولگرا اعتقاد داريم، خداوند به همه چيز حاكم است. اين يك مفهوم مذهبى نزد ماست. در اين ميان برخى از افراد يا گروههاى نافرمان و متخلف مىخواهند از اين مفهوم سوء استفاه كنند و دست بهكارى بزنند. آنها بايد به خاطر كارى كه مىخواهند، انجام دهند، مجازات شوند. اما چرا در اين راه موفق شدند؟ اين ديگر چيزىاست كه فقط خداوند از آن مطلع است و اينكه چگونه هيتلر موفق شد، پنج يا شش ميليون- فرقى نمىكند- يهودى را به قتل برساند، چون حتى كشتن يك نفر هم براى ما مهم است، منظور من وقوع فاجعه است نه تعداد، اين موضوع