ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٧ - تشتّت، موجب سلب اراده مى گردد
در فارسى از آن به «دل» تعبير مىكنند. قلب به معناى «گرديدن» و «جابه جا شدن» است. نفس انسان حال واحدى ندارد و دائماً در انقلاب است. به تعبير لطيف آقايان اهل معرفت، حقيقت انسان كه به لحاظ تعلق به بدن و عالم ظاهر «نفس» و به لحاظ تعلق به عالم إله «روح» ناميده مىشود، در هر دو سو در حال رفت و آمد است. گاهى به اين سو نظر مىكند و گاه آن سويى مىشود. گاه حال خوشى دارد و گاه بد حال است. گاهى در هنگام نماز و ديگر عبادات حال مناجات دارد و گاهى ندارد. يك وقت است دست به قلم مىشود و خوب مىنويسد و وقت ديگر هرچه سعى مىكند، نمىتواند بنويسد. دوستىها، معاشرتها، رفت و آمدها همه و همه در حالات و دگرگونىهاى قلب مؤثرند. گاهى انسان مىبيند جرقهاى خورده و حالات خوشى دارد اما پس از مدتى متوجه مىشود به واسطه جرقهاى ديگر افول كرده و آن حال خوش را از دست داده است. حال كه منقلب شد، خوب و بد مىگردد. اين بخش از نفس ناطقه را تعبير به «قلب» يا «دل» مىكنند.
روزى از حضرت يعقوب پرسيدند: چرا وقتى فرزندت را در تاريكى كنعان به چاه انداختند متوجه نشدى اما توانستى پس از چهل سال بوى پيراهنش را از سرزمين مصر كه تا يمن فاصله بسيار داشت حس كنى. در جواب گفت:
|
بگفتا: حال ما برق جهان است |
دمى پيدا و ديگر دم نهان است |
|
|
گهى بر طارم اعلى نشينم |
گهى تا پشت پاى خود نبينم |