ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٩ - اعتقاد بنيادگرايان به تقدّس شخص
أَحاطَ بِما لَدَيْهِمْ وَ أَحْصى كُلَّ شَيْءٍ عَدَداً.[١]
داناى نهان است و كسى را بر غيب خود آگاه نمىكند، جز پيامبرى را كه از او خشنود باشد، كه در اين صورت براى او از پيش رو و از پشت سرش نگاهبانانى برخواهد گماشت تا معلوم بدارد كه پيامهاى پروردگار خود را رسانيدهاند و خدا بدانچه نزد ايشان است احاطه دارد و هر چيزى را به عدد شمار كرده است.
خلاصه كلام:
هر دو شرطى كه درباره آنها بهطور مفصل بحث كرديم يعنى دلايل صحت سند و دلايل سلامت متن فقط و فقط در قرآن كريم وجود دارد و كتاب مقدس فاقد آن است. پس چگونه اين بنيادگرايان مدعى عصمت حرف به حرف كتاب مقدس هستند؟
تفسير حرف به حرف كتاب مقدس
بنيادگرايان بر اين باورند كه بايد حرف به حرف كتاب مقدس را تفسير كرد و از هر نوع تأويل به رأيى اجتناب نمود.
براى رد اين نظريه مىگوييم: اى مسيحيان بنيادگرا! شما كه هميشه دم از تفسير حرف به حرف كتاب مقدس مىزنيد پس به چه دليل كتاب مقدس را تأويل و تفسير مىكنيد و آنهم تأويلات و تفسيراتى كه مبنايش اميال و گرايشهاى نفسانيتان است و با اين عمل سخن خود را نقض مىكنيد، براى مثال در سفر حزقيال تفسير واژه «يأجوج و مأجوج» را «روسيه» مىدانيد كه خداوند در نبرد «آرماگدون» آن را نابود خواهد كرد، و از طرفى همين واژه را در سفر رؤيا به گونهاى ديگر تفسير مىنماييد:
... تا بيرون رود و امتهايى را كه در چهار زاويه جهانند يعنى يأجوج و مأجوج را گمراه كند و ايشان را به خاطر جنگ گردهم آورد و مقدار ايشان چون ريگ درياست.[٢]
شما در اين آيه يأجوج و مأجوج را كشور روسيه نمىدانيد بلكه آن را استعارهاى از توصيف جنگ آخرالزمان بهشمار مىآوريد كه در حقيقت وجود خارجى ندارد.
اى پيروان مذهب عصمت حرف به حرف كتاب مقدس چرا به اين استعارات و تأويلات پناه مىبريد!
نمونهاى ديگر اينكه شما آرماگدون را نبردى در پايان تاريخ جهان مىدانيد اما در تفسيرات خود آن را اسم مكانى به شمار مىآوريد.
مؤيد حرف ما جملهاى است كه در سفر رؤيا آمده است:
پس آنها را در مكانى به نام آرماگدون جمع كرد.[٣]
بالاخره آيا آرماگدون نام مكانى است و يا نام نبردى، شما در عمل حرفهايتان را زير پا مىگذاريد، اين دليل بىپايه بودن تفسيرها و پيروى از هوا و هوسهاست.
اعتقاد بنيادگرايان به تقدّس شخص
بنيادگرايان مسيحى علاوه بر اينكه معتقد به تقديس متون هستند اشخاص را نيز مقدس مىدارند، دليل تقدس متون، عصمت حرف به حرف آنها از هرگونه اشتباه، خطا، نقص و عيب است. پس آنها حق هستند و هر چه مخالف آنهاست باطل. قبلًا در اين مورد مباحثى داشتهايم و بر ما لازم است تا در مورد دوم (تقديس اشخاص) بحث؛ كنيم چرا كه اين بنيادگرايان جايگاه افراد را جايگاه رفيعى مىدانند و معتقدند كه كلام آنها از متون كتاب مقدس هم برتر است.
اما آنچه كه از آنها صادر مىشود مبتنى بر اميال و گرايشهاى نفسانى است.
به اين بنيادگرايان مىگوييم: اگر ادعاى عصمت بزرگانتان را مىكنيد و معتقد به مقام والاى آنها هستيد بلكه گفتار آنها را بر متون كتاب مقدس ترجيح مىدهيد، پس به چه دليل در يك مسئله اقوال آنها مختلف است و در كلامشان تناقض و تفسيرات مختلفى مشاهده مىشود.
اگر كلام آنها را معصوم از خطا و اشتباه مىدانيد ممكن نيست كه در گفتار يكى از آنها تناقض وجود داشته باشد؛ چرا كه در هنگام تناقض دو قول، بايد صحّت يكى را قبول كرد و به بطلان ديگرى حكم داد. در اينصورت هيچكدام از آن دو قول، معصوم نخواهد بود.
به بنيادگرايانى كه معتقد به عصمت كتاب و بزرگانشان هستند مىگوييم: چرا در مهمترين عقيدهتان يعنى عقيده هزاره اختلاف نظرات زيادى وجود دارد.
مگر برخى از شما نمىگوييد كه مسيح (ع) پس از اينكه به حساب مؤمنان جهان رسيد به مدت هزار سال به زمين باز خواهد گشت پس به ناگزير بايد زمينه اجتماعى و سياسى را براى بازگشت مسيح آماده كنيم.
و مگر عدهاى ديگر از شما نمىگوييد كه مسيح (ع) به زمين باز خواهد گشت تا به تنهايى به مدت هزار سال بر اهل زمين حكمرانى كند.
در مقام مقايسه، سخن كداميك از علماى شما را بپذيريم. آيا هنوز معتقد به عصمت كتاب و گفتار علمايتان هستيد. قرآن كريم كتابى است كه به حضرت محمد (ص) وحى شده و از هرگونه خطا و اشتباهى به دور است. تحريف نشده است و در آن اختلافات و يا اشتباهاتى وجود ندارد. تنها رسولالله (ص) است كه فرد معصومى بهشمار مىرود،[٤] وى كلام خداوند را به مردم ابلاغ مىكرد و در كارش از هوى و هوس پيروى نكرد:
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى.[٥]
و از سر هوس سخن نمىگويد اين سخن چيزى جز وحى كه وحى مىشود نيست.