ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣١ - اشغال عراق در ايمان مسيحيان صهيونيست
نهم ريخته شد و در راستاى مطالعه ويژه كتاب مقدس (هر دو عهد جديد و قديم) و برداشت مفاد آن عنوان كردند، جهان مىبايست هفت دوره[١] را طى كند و به همين دليل اين مكتب «تقديريسم»[٢] ناميده شد. برحسب اعتقادات پيروان اين مكتب، جهان اكنون در مرحله ششم خود قرار دارد كه زمينهساز دومين ظهور مسيح است. طبق پيشگويىها مىبايست حوادث بزرگ و فجايع و مصايب و بلايايى كه مشابه آن تاكنون ديده نشده است، در اين دوره بهوقوع بپيوندد كه به نبرد سرنوشتساز «آرمگدون» ختم خواهد شد. در اين نبرد، مسيح بر دشمن خويش پيروز شده و حكومت عادلانه وعدالت گستر خويش را بر روى جهان براى هزار سال آغاز خواهد گرد، به همين دليل اينان «هزارهگرايان» هم ناميده مىشوند.
اكثر كسانىكه به افكار و انديشههاى اين مكتب ايمان دارند، در ايالات متحده بهسر مىبرند و دهها ميليون نفر تخمينزده مىشوند، كه تعدادى از آنها به كنگره راه پيدا كردهاند و برخى ديگر نيز در مراكز حساس دولت آمريكا مشغول به كار هستند. اين اعتقاد وجود دارد كه جورج بوش، رئيس جمهور كنونى آمريكا، از پيروان اين مكتب است و در گردهمايىها و نشستهاى تحقيق و بررسى در كتاب مقدس، كه ياران و پيروان اين مكتب به عنوان بخشى از آداب و رسوم و سنن مذهبى خويش بر آن تأكيد بسيار دارند، حضور داشته است. در دولت كنونى آمريكا دوستان و حاضران در اين مراسم مذهبى حضور دارند، از جمله وزير بازرگانى آمريكا، «دان ايوانز»، معروف است كه وى از واعظ معروف و مشهور مسيحى صهيونيست، «بيلى گراهام»، تأثير مىپذيرد. گراهام از پسر خويش «فرانكلين گراهام» خواست در مراسم تحليف و جشنِ به رياست جمهورى رسيدن بوش، سنت ايراد موعظه مذهبى را به جا آورد. مسيحيان صهيونيست اعتقاد دارند، پيشگويىها، به اشغال عراق به عنوان زمينه ظهور مجدد مسيح اشاره دارند و در اين زمينه به پيشگويىهاى وارده در سفر «رؤياى يوحنا» در عهد جديد استناد مىجويند. آنها مىگويند، با اينكه اكثر اين پيشگويىها مبهم و سمبليك هستند، اما متون مربوط به عراق واضح و آشكارند و در آنها از عراق به نام «بابل» ياد شده است و در كتاب مقدس براى اشاره به اين كشور از اين نام بسيار برده شده است. در آيه ١٤/ ٨ مىخوانيم:
پس فرشته دوم، در پى او آمد و گفت، بابل عظيم كه از جام ظلم و ستم وجود خود، ساير ملل را سيراب نموده بود، سقوط نمود.
و در ١٦/ ٨ مىخوانيم:
رعد و برق و صداهاى وحشتناكى به گوش رسيد و زلزله بزرگى به وقوع پيوست، زلزلهاى كه بهسان آن در تاريخ به وقوع نپيوسته بود. شهر بزرگ به سه بخش تقسيم شد و شهرهاى ملل از هم فروپاشيد و خداوند نام بابل بزرگ را برد تا خشم و غضبش آن را در برگيرد.
و در ١٧/ ٥ مىخوانيم:
بر پيشانى آن نامى نوشته شده بود كه راز در آن وجود داشت و آن نام بابل بزرگ با ظلم و ستم و زشتىها و پليدىهاى زمين بود.
و در ١٨/ ١ اين سفر نيز آمده است:
پس از آن فرشته ديگرى را ديدم كه از آسمان به سوى زمين فرود مىآمد و جايگاه عظيم و بزرگى داشت تا بهگونهاى كه زمين از عظمت و قدرتش نورانى گرديد. پس با صدايى بلند فرياد زد، بابل سقوط نمود، بابل بزرگ سقوط كرد.
«تام مهى»، مسيحى صهيونيست كه به رواياتش درباره اين پيشگويىها معروف و مشهور است، مىگويد:
بابل سرمنشأ تمام اديان دروغين و اورشليم سرمنشأ عقيده درست و برحق است.
همانگونه كه اين افراد اعتقاد دارند، جنگها و درگيرىهايى كه در نزديكى فرات طى حمله آمريكا به عراق به وقوع پيوست، تأكيدى است برآنچه در اين سفر آمده است و در ٩/ ١٤ مىخوانيم:
سپس به فرشته ششم كه شيپور را حمل مىكرد، گفت: چهار فرشته در بند بر روى رود بزرگ فرات را آزاد كن، پس چهار فرشته آزاد شدند و براى ساعت، روز، ماه و سال آماده گشتند تا يك سوم مردم را بكشند.
با اينكه عراق پيش نيز اشغال شده بود، اما مسيحيان صهيونيست اعتقاد دارند، اشغال عراق توسط آمريكا با دومين ظهور مسيح مرتبط است و چه بسا درخواست اين افراد جهت تقسيم عراق به سه بخش در واقع تحقق آيه فوقالذكر بود كه مىگفت: «شهر بزرگ به سه بخش تقسيم شد».
اين فرقه، لشكرى از مبشرين و مبلغين خويش را به عراق فرستاد تا عراقىها را قانع نمايند، اشغال كشورشان «تدبير و خواست الهى» بوده است كه مىبايست به آن تن در دهند. «فرانكلين گراهام» درباره اين مأموريت و وظيفه تبشيرى و تبليغى مىگويد:
ما در آنجا (در عراق) بيانگر احساسات و علاقه خود به ايشان هستيم و من به عنوان يك مسيحى و به نام مسيح دست به اين كار مىزنم.
مطابق اعتقادات اين افراد، بسيارى از متون كتاب