ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٩ - اى اهل كوفه!
اى اهل كوفه!
امّا بعد، اى اهل كوفه! اى نيرنگ بازان و ريب كاران و پيمان شكنان
ى كسانى كه از يارى و ياورى كنار مى كشيد و اى مكّاران
هان! اشك چشم شما هرگز بازنايستد و ناله شما فروننشيند!
مثل شما! مثل آن زنى است كه رشته خود را پس از محكم بافتن، يكى يكى از هم مى گسست تا سوگندهى خود را در ميان خويش وسيله فريب و تقلّب سازيد.
آيا در ميان شما چيزى جز لاف زدن خودپسندى و دشمنى و دروغ وتملّق گويى مانند كنيزان و كينه دشمنان حكم فرماست؟
و يا جز اين است كه حالت شما همانند گياهى است كه در جايگاه ريختن سرگين روييده باشد يا مانند نقره اى كه بر روى قبر كشيده باشند؟
هان! چه زشت است، آنچ براى خود پيش فرستاديد و در اثر آن خداوندبر شما خشم گرفت و پيوسته در عذاب مى مانيد.
آيا بر بردارم گريه مى كنيد؟!
آرى بگرييد، كه به دا به گريستن سزاواريد.
از اين پس بسيار بگرييد و كم بخنديد كه به عار و ننگ آن مصيبت وارد بر اباعبدالله و خاندانش، گرفتار آمديد و رسوايى آن دامنگيرتان شد و تا ابد نخواهيد توانست دامن خود را از آن پاك كنيد ...
وى بر ما! ايا مى دانيد چه جگرى از محمّد (ص) شكافتيد و چه پيمانى را شكستيد و كدامين زنان بزرگوار را در برابر ديدگان مردم نمايانديد و كدام پرده حرمت او را دريديد و چه خونى از او ريختيد؟ قطعاً عمل زشتى مرتكب شديد، چيزى نمانده است كه آسمانها از اين عمل شما بشكافد و زمين چاك بخورد و كوه ها به شدّت فروريزند. چه مصيبت زشتى را مرتكب شديد، مصيبتى كه زمين و آسمان از آن لبريز مى گردد.
با اين حال تعجّب مى نيد كه چرا آسمان خونمى بارد و قطعاً عذاب آرت رسواكننده تر است و آنان يارى نخواهند شد.
گزيده اى از خطبه حضرت زينب (س) در كوفه