ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٥ - ٣ تابوت الشهاده (تابوت سكينه)
فَأَلْقى مُوسى عَصاهُ فَإِذا هِيَ تَلْقَفُ ما يَأْفِكُونَ فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ ساجِدِينَ.
پس موسى عصايش را انداخت و به ناگاه هر چه را به دروغ برخاسته بودند بلعيد. در نتيجه، ساحران به حالت سجده درافتادند.
٤. زدن عصا به دريا و باز شدن راه براى نجات قوم بنى اسراييل: در سوره شعراء آيه ٦٣ مى فرمايد:
فَأَوْحَيْنا إِلى مُوسى أَنِ اضْرِبْ بِعَصاكَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَكانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ.
پس به موسى وحى كرديم: «با عصاى خود برين دريا بزن». تا از هم شكافت، و هر پاره اى همچون كوهى سترگ بود.
٥. زدن عصا به سنگ و بيرون آمدن دوازده چشمه آب براى اسباط بنى اسراييل: در سوره بقره آيه ٦٠ مى فرمايد:
وَ إِذِ اسْتَسْقى مُوسى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً ....
و هنگامى كه موسى براى قوم خود در پى آب برآمد، گفتيم: «با عصايت بر آن تخته سنگ بزن». پس دوازده چشمه از آن جوشيدن گرفت ....
اين عصا، در ابتدا متعلق به حضرت آدم (ع) بوده و سپس به حضرت شعيب (ع) رسيده و آنگاه كه موسى (ع) به خدمت حضرت شعيب (ع) درآمد آن عصا به او رسيد. در كتابهاى تاريخ انبيا براى اين عصا حوادث و وقايع گوناگونى نقل شده است.
٢. سنگ حضرت موسى (ع)
قرآن كريم در دو مورد از اين سنگ ياد كرده است؛ يكى آيه ٦٠ سوره بقره- كه پيش از اين ذكر آن گذشت- و ديگرى آيه ١٦٠ سوره اعراف كه مى فرمايد:
وَ قَطَّعْناهُمُ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أَسْباطاً أُمَماً وَ أَوْحَيْنا إِلى مُوسى إِذِ اسْتَسْقاهُ قَوْمُهُ أَنِ اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ فَانْبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ.
و آنان را به دوازده عشيره كه هر يك امتى بودند تقسيم كرديم، و به موسى- وقتى قومش از او آب خواستند- وحى كرديم كه با عصايت بر آن تخته سنگ بزن.
پس، از آن دوازده چشمه جوشيد. هر گروهى آبشخور خود را بشناخت.
امام باقر (ع) درباره اين سنگ مى فرمايد:
چون حضرت قائم در مكه قيام كند و خواهد كه متوجه كوفه شود مناديش فرياد كشد كه كسى خوردنى و آشاميدنى همراه خود برندارد و سنگ حضرت موسى (ع) كه به وزن يك بار شتر است با آن حضرت است. در هر منزلى كه فرود آيند، چشمه آبى از آن سنگ بجوشد كه گرسنه را سير و تشنه را سيراب كند و همان سنگ توشه آنهاست تا هنگامى كه در نجف به پشت كوفه فرود آيند[١].
در خصوص سنگ موسى (ع) ذكر چند نكته لازم است:
الف) الف و لام «حجر» در اين آيه (بِعَصاكَ الْحَجَرَ)، الف و لام معرفه است؛ يعنى اين سنگ خاص و نه هر سنگى، لذا اين سنگ به عنوان يكى از ودايع نبوت به دست امام عصر (ع) رسيده است و در هنگام ظهور و قيام حضرت مهدى (ع) اين سنگ به عنوان توشه بين راه ياران آن حضرت مورد استفاده قرار مى گيرد و احاديث مربوط مبين اين موضوع است.
ب) در زمان موسى (ع) چون قوم بنى اسراييل دوازده سبط بودند[٢]، و اين اسباط با هم اختلاف داشتند، دوازده چشمه از آن سنگ بيرون آمد تا هر گروهى چشمه آبى براى خود داشته باشند، اما در هنگام ظهور و قيام حضرت مهدى (ع) چون اختلاف و تفرقه اى بين ياران امام مهدى (ع) نيست، از آن سنگ فقط يك چشمه آب بيرون خواهد آمد و اين توضيح قسمت ديگر آيه است كه فرمود: «فَانْفَجَرَتْمِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً».
سنگ حضرت موسى (ع) به عنوان يكى از ودايع نبوت دست به دست به وسيله اوصياى بعد از موسى (ع) به دست پيامبر اكرم (ص) رسيده و بعد از ايشان هم به دست امام الوصى، على (ع)، تا حال حاضر كه نزد خاتم الاوصياء، مولانا المهدى (ع) است.
٣. تابوت الشهاده (تابوت سكينه)
امام صادق (ع) فرمود:
داستان سلاح در خاندان ما، داستان تابوت است در بنى اسراييل؛ تابوت در هر خاندانى از بنى اسراييل كه پيدا مى گشت، نبوت به آنها داده مى شد، هر كس از ما هم كه سلاح به دستش رسد امامت به او داده مى شود.[٣]
نام «تابوت سكينه» يك بار در سوره بقره، آيه ٢٤٨ ذكر شده است كه مى فرمايد:
وَ قالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ بَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَكَ آلُ مُوسى وَ آلُ هارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلائِكَةُ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ.
و پيامبرشان گفت: دليل و نشانه بر پادشاهى او اين است كه تابوتى به سوى شما مى آيد كه در آن سكينه و آرامشى از ناحيه پروردگارتان وجود دارد و از آنچه را كه آل موسى و آل هارون باقى گذاشته اند و آن تابوت به وسيله فرشتگان حمل مى شود، به راستى در آن معجزه و دليل براى شماست چنانكه مؤمن باشيد.
«تابوت سكينه» با نامهاى صندوق عهد، تابوت يهوديان، تابوت مقدس، صندوق تورات، تابوت بنى اسرائيل و تابوت الشهاده ناميده شده است. كه اين