ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٧ - شكيبايى در عصر غيبت
شكيبايى در عصر غيبت
ابهامهاى موجود در زمينه فلسفه و چرايى غيبت آخرين حجّت حق، حضرت مهدى (ع) از يك سود و سختىهاى و ناگوارىهاى بسيارى كه در دوران غيبت و عدم حضور امام در جامعه به مردم روى مىآورد، از سوى ديگر گاه منجر مىشود كه گروهى زبان به گلايه يا خدايى نخواسته، اعتراض بگشايند كه مگر ظلم وبىعدالتى و فساد و فحشا، به نهايت خود نرسيده است؟ پس چرا خداوند وعده خود را محقّق نمىسازد و حجّتش را آشكار نمىكند؟ آِا ديگر زمان رهايى انسانهاى دربند فرانرسيده است؟ آيا ديگر زمان آن نشده كه به دوران ديرپاى ظلمت و تاريكى در كره زمين پايان داده شود؟ چرا امام مهدى (ع) اين همه ظلم و فساد و تباهى را مىبينند، امّا ظهور نمىكند؟ و ...
قطعاًتوان درك و ظرفيت تحمّل مردم متفاوت است و چه بسا كه با افزودن امواج ناملايمات و سرعت گرفتن طوفان فتنهها گروهى به گرداب يأس و نااميدى دچار شوند و به انكار اصل وعده ظهور منجى بپردازند؛ از اين روست كه پيشوايا ن امّت در موارد متعدّدى از مردم خواستهاند كه با دعا و التجا به درگاه خدانوند از او بخواهند كه به آنها پايدارى، شكيبايى و استوارى عزا كند تا بتوانند در مقابل فتنهها و آشوبهاى عصر غيبت مقاومت كنند و ايمان و اعتقاد راستين خود را تا زمان ظهور حفظ نمايند. كه از جمله مىتوان به فراز زير از زيارت حضرت صاحبالزّمان اشاره كرد:
«اللّهُمّ فَثَبّتْنِى عَلَى دِينِكَ وَ اسْتَعْمِلْنِى بِطَاعَتِكَ وَ لَيّنْ قَلْبِى لِوَلِى أَمْرِكَ وَ عَافِنِى مِمّا امْتَحَنْتَ بِهِ خَلْقَكَ وَ ثَبّتْنِى عَلَى طَاعَه وَلِى أَمْرِكَ الّذِى سَتَرْتَهُ عَنْ خَلْقِكَ وَ بِإِذْنِكَ غَابَ عَنْ بَرِيّتِكَ وَ أَمْرَكَ يَنْتَظِرُ وَ أَنْتَ الْعَالِمُ غَيْرُ الْمُعَلّمِ بِالْوَقْتِ الّذِى فِيهِ صَلَاحُ أَمْرِ وَلِيّكَ فِى الْإِذْنِ لَهُ بِإِظْهَارِ أَمْرِهِ وَ كَشْفِ سِتْرِهِ فَصَبّرْنِى عَلَى ذَلِكَ حَتّى لَا أُحِبّ تَعْجِيلَ مَا أَخّرْتَ وَ لَا تَأْخِيرَ مَا عَجّلْتَ وَ لَا كَشْفَ مَا سَتَرْتَ وَ لَا الْبَحْثَ عَمّا كَتَمْتَ وَ لَا أُنَازِعَكَ فِى تَدْبِيرِكَ وَ لَا أَقُولَ لِمَ وَ كَيْفَ وَ مَا بَالُ وَلِى الْأَمْرِ لَا يَظْهَرُ وَ قَدِ امْتَلَأَتِ الْأَرْضُ مِنَ الْجَوْرِ وَ أُفَوّضُ أُمُورِى كُلّهَا إِلَيْكَ؛
خداوندا مرا بر دين خود پايدار سازد و در راه طاعتت به كارگير و دلم را براى ولى امرت نرمساز و مرا از آنچه آفريدگانت را بدان آزمودى معافأار و بر طاعت ولى امرت ثابتقدم بدار، همو كه او را از آفريدگانت پوشانيدى و به اذن تو [انتظار] بندگانت غايب شد و [اكنون] چشم به راه امر توست و تو بىآنكه از كسى آموخته باشى، دانايى كه كدامين وقت براى امر اىات شايستگى دارد تا او را اجازه دهى كه امرش را آشكار سازد و شرده [غيبت] از خود برگيرد. پس مرا بر آن غيبت شكيبايى ده تا تعجيل آنچه را تو به تأخيرش انداختهاى؛ تأخير آنچه را تو مقدمش داشتهاى؛ آشكار شدن آنچه را تو پوشيدهاش داشتهاى و كاوش درباره آنچه تو پنهانش نمودهاى خواستار نباشيم و با تدبير تو به ستيز برنخيزم و نگويم چرا و چگونه و به چه علّت ولى امر آشكار نمىشود؛ در حاليكه زمين را ستم فراگرفته است و تمام امور خويش را به تو واگذار كنم.
آرزو مىكنيم كه خداوند به همه توفيق شكيبايى در ناملايمات، پايدارى در سختىها و استوارى در انجام وظيفه عطا كند، تا بتوانيم با ايمانى پسنديده و اعمالى شايسته به خدمت ولى و صاحب خود حاضر شويم و پاداش صبر و بردبارى خود را از دست آن امام بزرگوار دريافت كنيم.
آمين يارب العالمين