ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٣ - ٤ حقيقتى ناشناخته
صادق آل محمّد (ع) در تأويل و تفسير آيه ١٤٨ سوره بقره مىفرمايد:
نزلت هذه الآيه فيالمفقودين من أصحاب القائم- عليهالسلام- قوله عزّوجلّ: «أَيْنَما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً» أنّهم المفقودون من فرشهم ليلًا فيصبحون بمكّه، و بعضهم يسير فى السحاب نهاراً يعرف إسمه و إسم أبيه و حليته و نسبه. فقلت جعلت فداك أيهم أعظم ايماناً؟ قال: الّذى يسير فيالسحاب نهاراً.[١]
اين آيه كه مىفرمايد: «در هر كجا باشيد خداوند همه شما را حاضر ميكند» درباره ناپديد شوندگان از اصحاب قائم (ع) نازل گشته است. آنان شبانگاهان از بسترهايشان ناپديد مىشوند و بامدادان در مكه خواهند بود و بعضى از آنها در روز بر ابرها حركت ميكنند كه نام آنها و نام پدرشان و خصوصيات و نسبشان معروف است.
راوى ميگويد: عرض كردم: فدايت شوم، كدام يك ايمانشان قويتر است؟ حضرت فرمودند: آن كه در روز بر ابر حركت ميكند.
٢. پيشگامان در كارهاى خير
يكى از اوصاف و ويژگيهاى «عباد الرحمن» اقدام در كارهاى خير است. آنها نه تنها در كارهاى خير وارد مىشوند و از انجام كارهاى نيك بهرهمند ميگردند، از خداوند نيز ميخواهند كه آنها را امام و پيشواى نيكانديشان و نيكوكاران قرار دهد. قرآن كريم ضمن شمارش دوازده صفت از اوصاف «عباد الرحمن» مىفرمايد:
يكى از اوصاف آنها اين است كه از خداوند ميخواهند آنها را از رهبران و پيشگامان راه خير قرار دهد:
وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماماً[٢].
از اينرو يكى از اوصاف ياران حضرت مهدى (ع) سبقت گرفتن در كارهاى خير است.
چنانكه امام صادق (ع) در تفسير آيه ١٤٨ سوره بقره كه مىفرمايد:
فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً.
پس در كارهاى خير بر يكديگر پيشى گيريد. هر جا باشيد، خداوند همه شما را حاضر ميكند.
ميگويند:
منظور از خيرات «ولايت» است. و منظور از «يأت بكم الله جميعاً»، ٣١٣ تن از ياران قائم (ع) ميباشند. به خدا سوگند! در يك لحظه همچون قطعات ابر پاييزى گرد شمع وجود حضرتش جمع مىشوند. و به خدا قسم «امت معدوده» (ذكر شده در قرآن) آنها هستند.[٣]
آرى مصداق بارز و اتم خيرات «ولايت» است؛ ولايت خداى متعال، ولايت رسول خدا (ص) و ائمه هدى (ع) كه اصحاب حضرت با جان و دل آن را پذيرفته و تا آخرين قطره خون در احيا و ترويج و دفاع از آن سر از پا نميشناسند.
٤. داراى شخصيتى بى نظير
شخصيت انسان- كه برگرفته از مجموعه عوامل اعتقادى، اجتماعى، وراثتى و ... است- سبب ميگردد تا هر فردى در درجه خاصى از مكانت اجتماعى و موقعيت دينى قرار گيرد و مجموعه رفتارهاى عملى انسان نيز از اين شخصيت ريشه ميگيرد. قرآن كريم مىفرمايد:
قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ[٤].
بگو: هر كس به طريقه خويش عمل ميكند.
به قول معروف: از كوزه همان برون تراود كه در اوست. بنابراين هر چه شخصيت انسان والاتر باشد، مكانت اجتماعى و موقعيت انسانى بالاترى خواهد داشت، لذا امير مؤمنان (ع) در اشاره به شخصيت منحصر به فرد ياران حضرت مهدى (ع) مىفرمايد:
لم يسبقهم الأوّلون ولايدركهم الآخرون.[٥]
آنان به مقامى رسيدهاند كه نه گذشتگان بر آنان پيشى گرفتهاند و نه آيندگان به مقام والاى آنان ميرسند.
برخى از آنان به مقامى ميرسند كه با ابرهاى آسمان از مكانى به مكان ديگر سير ميكنند: «و بعضهم يسير فى السحاب نهاراً»[٦]، بعضى ديگر زمين بسان طومارى در زير پايشان درهم پيچيده مىشود و آنان مسافت طولانى را در مدتى كوتاه مى پيمايند.
امام صادق (ع) نيز در مورد آنان مىفرمايند:
فيصر الله أنصاره من أطراف الأرض، تطوى لهم الأرض طياً[٧]
ياران مهدى از نقاط مختلف زمين به سوى او حركت ميكنند و زمين زير پاى آنان درهم پيچيده مىشود.
٤. حقيقتى ناشناخته
برخى از واقعيات كه در كتب آسمانى و از جمله قرآن كريم يا در روايات اسلامى آمده در نگاه اول غيرممكن يا بعيد به نظر ميرسد. اين امر دلائل مختلفى دارد. يك دليل آن منحصر و محدود كردن اسباب و عوامل موجود در عوامل و اسباب مادى است. مثلًا: اگر معجزات پيامبران؛ مانند اژدها شدن عصاى حضرت موسى (ع) را با ادله مادى بنگريم قطعاً غيرممكن به نظر ميرسد كه يك چوب در آن واحد به مارى تبديل شده و همه اشياى ساحران را ببلعد و دوباره به حالت
اول برگردد. اما اگر زاويه ديدمان را از ماديات فراتر بريم درمييابيم كه معجزات انبيا بيسبب و علت نيست منتهى علت مادى ندارد.
دليل ديگر، محدود بودن اطلاعات ماست، چه در بعد مادى چه در بعد معنوى؛ لذا تا كنون علت بسيارى از امور- حتى فعل و انفعالات جسمانى خود- را نميدانيم. بهنضج همين جهت پس از قرنها تحقيقات و مطالعات دانشمندان، هنوز وقتى درباره انسان اظهارنظر ميكنند ميگويند: «انسان موجود ناشناخته».
طى الأرض از امورى است كه هنوز بشر به چگونگى آن پينبرده است. در حالى كه يقين داريم اين كار شگفت براى برخى از بندگان خدا ميسر است. قرآن كريم در داستان حضرت سليمان و تخت ملكه «سبا» به اين موضوع تصريح دارد و مىفرمايد: قالَ يا أَيُّهَا الْمَلَؤُا أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِها قَبْلَ أَنْ