ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٩ - ٣- ٢ تمام مراتب امامت لطفى واجب است
پرداخته و ميگويند:
مهمترين برهان وجوب لطف بر خداوند مبتنى بر حكمت الهى است؛ يعنى ترك لطف مستلزم نقض غرض است كه با حكمت الهى منافات دارد. توضيح اينكه به مقتضاى حكيمانه بودن افعال الهى، تكليف بايد غرض معقولى داشته باشد؛ غرضى كه با هدف آفرينش انسان هماهنگ باشد. هدف آفرينش انسان، تعالى و تكامل معنوى است كه از طريق انجام تكاليف الهى به دست مىآيد. اكنون اگر انجام دادن كارى از خداوند بدون آن كه به مرز الجا و اجبار برسد در تحقق هدف مزبور تأثير داشته باشد، انجام دادن آن، واجب و لازم خواهد بود؛ زيرا فاعل حكيم همه تدابير معقول و ميسورى را كه در تحقق هدف او دخالت دارد، به كار خواهد گرفت، و چون لطف از جمله تدابير حكيمانه معقول و ميسورى است كه در تحقق يافتن هدف تكليف مؤثر است، انجام دادن آن به مقتضاى حكمت، واجب و ضرورى ميباشد.[١]
پس، لطف بر خداوند واجب است و مسلماً نصب امام لطفى است بر انسان كه در طريق تكاملش به آن احتياج دارد؛ بنابراين بهصورت برهان شكل اول ميتوان گفت: نصب امام از طرف خداوند، لطفى خالى از مفاسد است و هر لطفى كه مفسده نداشته باشد بر خداوند واجب است؛ پس نصب امام بر خداوند واجب است.
البته وجوب در اين دو برهان به معناى وجوب شرعى و تكليفى نيست كه كسى بر خداوند متعال فعلى را واجب كرده باشد، بلكه اين وجوب يا از صفات مطلق الهى سرچشمه گرفته است. همانطور كه خداوند متعال مىفرمايد: كتب على نفسه الرحمه.[٢]
خداوند رحمت را بر خودش حتمى كرده است.
يا مىفرمايد: إنّ علينا للهدى.[٣]
به يقين هدايت كردن برماست.
يا اينكه به معناى لغوى و فلسفى آن؛ يعنى به معناى ملازمه يا عدم انفكاك است.
بر وجوب نصب امام، از طريق دلايل نقلى، هم استدلال كردهاند[٤]. بدين صورت كه با تدبر در آيات قرآن كريم و روايات به دست مىآيد كه امامت دو فلسفه اساسى دارد:
الف) امامت فلسفه خلقت جهان است؛
ب) امامت واسطه رسيدن انسان و ديگر موجودات به كمال مطلوبشان است.
با توجه به اين دو فلسفه اساسى، ضرورت وجود معصوم (ع) روشن مىشود.
امّا روايات زيادى داريم كه دلالت بر وجوب وجود امام (ع) در زمين ميكند. امام صادق (ع) مىفرمايند:
لو لم يبق فى الأرض إلّا اثنان لكان أحدهما الحجّه.[٥]
اگر بر روى زمين به جزدو نفر باقى نماند يكى از آندو حتما امام است.
و نيز ايشان مىفرمايند:
لا يترك الأرض بغير إمام يحلّ حلال الله و يحرّم حرامه.
زمين، بدون امامى كه حلال خدا را حلال و حرامش را حرام كند، باقى نمى ماند.
و نيز رواياتى داريم كه مىفرمايند: اگر پيامبر (ص) و اهل بيت (ع) خلق نمىشدند، مخلوقى به وجود نمىآمد. و نيز يك دسته روايت داريم كه مىفرمايند اگر ائمه اطهار (ع) خلق نمىشدند، خداوند شناخته نمىشد و مورد عنايت قرار نميگرفت.
٣- ٢. تمام مراتب امامت لطفى واجب است
شئون امامت همچون شئون نبوت است. به جز ابلاغ وحى كه مخصوص پيامبران است. عناوين مراتب امامت را ميتوان چنين بيان كرد:
١. ارشاد مردم به صلاح و سعادت؛
٢. تدبير امور دنيوى مردم؛
٣. اقامه عدل و مبارزه با ظلم؛
٤. حفظ شريعت از تحريف و كمى و كاستى؛
٥. دفع شبهات دينى؛
٦. تفسير آيات قرآن و روشن كردن آيات متشابه؛
٧. بيان احكام شريعت و ...؛
٨. تصرف در نفوس مردم براى هدايتشان، و تزكيه و پاك كردن آنها.
لذا كار امام فقط نشان دادن راه نيست بلكه امام با ولايت تكوينى، كه بر نفوس انسانها دارند آنها را به كمال مطلوبشان ميرسانند و واسطه فيض بين خداوند متعال و انسانها هستند.
همانطور كه قبلًا اشاره شد، امامت داراى مراتبى است كه هر چه اين مراتب بيشتر در جامعه اجرا شود، امر امامت در آن جامعه شديدتر و روشنتر است. نه تنها نصب امام لطفى واجب بر خداوند متعال است بلكه