ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٦ - ٥ طشت حضرت موسى (ع)، انگشتر حضرت سليمان (ع)، شمشير، پرچم و زره پيامبر اكرم (ص)
نام اخير در دعاى «سمات» وارد شده است، آنجا كه مى فرمايد:
و أسئلك اللّهمّ بمجدك الذى كلمّت به عبدك و رسولك موسى بن عمران، عليه السلام، فى المقدّسين فوق إحساس الكروبين فوق غمائم النّور، فوق تابوت الشّهاده فى عمود النّار و فى طور سيناء و فى جبل حوريث و ...[١].
تابوت سكينه، طبق نوشته ها، صندوقى بوده است كه الواح سنگى و احكام ده گانه (تورات) در آن قرار داشته بود و هر وقت قوم بنى اسراييل حركت مى كرد، اين صندوق را با حرمت فراوان در ارابه اى نهاده و پيشاپيش خود روان مى داشتند و در جنگ نيز آن را پيشاپيش صفوف قرار مى دادند تا باعث ثبات قدم و آرامش لشكريان گردد. اين صندوق به فرمان حضرت موسى (ع) ساخته شده بود و علاوه بر آن الواح (دو لوح سنگى)، كاسه اى از «منّ»؛ يعنى همان غذاى آسمانى كه در سوره اعراف، آيه ١٦٠ از آن ياد شده است، نيز در آن قرار داده بودند. تا اينكه فلسطينيها به يهوديان تاختند و بر آنها مسلط شدند و صندوق عهد را از ايشان گرفتند. بعد از آن حضرت داود (ع) جالوت، پادشاه فلسطينيها را كشت و صندوق را به يهوديان باز گرداند. تا زمان حضرت سليمان (ع) اين صندوق در معبد «قبةالرّمان» قرار داشت.
گفتنى است كه از قبهالرّمان نيز در دعاى سمات ياد شده است:
و بمجدك الّذى ظهر لموسى بن عمران عليه السلام على قبّة الرّمان و ...[٢].
مطالب ديگرى نيز در خصوص تابوت سكينه وارد شده است؛ از جمله در كتاب قرب الإسناد حميرى (ص ١٦٤) حديثى از امام موسى بن جعفر (ع) نقل شده كه حضرت درباره تفسير «سكينه» در آيه «فِيهِسَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ ...» فرمود:
اين سكينه رايحه اى است بهشتى كه به شكل صورت انسانى از صندوق خارج مى شد و آن صندوق هم اينك نزد ماست. و همين معنا نيز از حضرت رضا (ع) وارد شده است.
تابوت الشهاده اكنون نزد امام مهدى (ع) است. پيامبر اكرم (ص) دراين باره مى فرمايد:
صندوق مقدس از درياچه طبريه به دست وى (امام مهدى (ع)) آشكار مى شود و آن را آورده و در پيشگاه مقدس او در بيت المقدس قرار مى دهند و چون يهوديان آن را مشاهده مى نمايند به جز اندكى، بقيه آنان ايمان مى آورند.[٣]
٤. پيراهن حضرت يوسف (ع)
مفضل بن عمر گويد، امام صادق (ع) به من فرمود:
مى دانى پيراهن يوسف (ع) چه بود؟ عرض كردم، نه فرمود: چون براى ابراهيم (ع) آتش افروختند، جبرئيل (ع) جامه اى از جامه هاى بهشت برايش آورد، او پوشيد و با آن جامه گرما و سرما به ابراهيم زيانى نمى رسانيد. چون مرگ ابراهيم رسيد، آن را در غلافى نهاد و به اسحاق آويخت و اسحاق آن را به يعقوب آويخت و چون يوسف (ع) متولد شد آن را به او آويخت و در بازوى او بود تا امرش به آنجا كه بايست رسيد (زمام حكومت مصر را به دست گرفت)؛ چون يوسف آن را در مصر از غلاف بيرون آورد، يعقوب بوى خوش آن را دريافت و همين است كه گفت: «اگر نادانم نمى خوانيد من بوى يوسف را احساس مى كنم»[٤] و آن همان پيراهنى بود كه خدا از بهشت فرستاده بود. عرض كردم: قربانت گردم، آن پيراهن به چه كسى رسيد؟ فرمود: به اهلش رسيد و هنگامى كه قائم ما (امام مهدى (ع)) ظهور كند، با او خواهد بود، سپس فرمود: هر پيغمبرى كه دانش يا چيز ديگرى را به ارث گذاشته به آل محمّد (ص) رسيده است.[٥]
همانطور كه در اين حديث طولانى آمده است، امام صادق (ع) حقيقت اين پيراهن را بيان فرموده كه از كجا آمده و در نهايت به دست اهل بيت (ع) رسيده است. و اين پيراهن از جمله مواريث انبيا (ع) به شمار مى آيد.
همين يك حديث در توضيح پيراهن حضرت يوسف (ع) ما را كفايت مى كند. اين پيراهن نيز هم اكنون نزد حضرت حجة بن الحسن العسكرى (ع) است.
٥. طشت حضرت موسى (ع)، انگشتر حضرت سليمان (ع)، شمشير، پرچم و زره پيامبر اكرم (ص):
تعدادى ديگر از مواريث انبيا (ع) نيز هستند كه آنها هم هر كدام بنا بر حكمت و مصلحتى، در اختيار امام مهدى (ع) اند. براى روشن شدن مطلب به ذكر يك حديث مفصل اكتفا مى كنيم.
بخشى از حديثى كه از امام صادق (ع) در اين زمينه نقل شده، به شرح ذيل است:
همانا شمشير رسول خدا (ص)، پرچم و جوشن و زره و خفود پيامبر (ص)، پرچم ظفربخش پيامبر (ص)، الواح موسى و عصاى او، انگشتر سليمان بن داود، طشتى كه موسى (ع) قربانى را در آن انجام داد، اسمى كه نزد پيامبر (ص) بود و چون آن را ميان مسلمانان و كفار مى گذاشت كه از مشركان به مسلمانان نشانه اى نرسد (و من آن را مى دانم) و هر آنچه را كه فرشتگان آورده اند نزد من است،