ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٩ - فرزند سدره المنتهى
فرزند سدره المنتهى
هر كس مرا ميشناسد كه ميشناسد، هر كس نميشناسد من با ذكر حسب و نسب خود، خود را معرفى ميكنم:
من فرزند مكه و منايم؛
من فرزند زمزم و صفايم؛
من فرزند كسى هستم كه حجرالأسود را با اطراف عباى خود برداشت؛
من فرزند كسى هستم كه بهتر از همه جامه حج را به تن كرد؛
من فرزند بهترين طواف و سعى كنندگانم؛
من فرزند بهترين حج بهجا آورندگانم؛
من فرزند كسى هستم كه شبانه به سوى مسجدالاقصى برده شد؛
من فرزند كسى هستم كه او را به سدره المنتهى بردند؛
من فرزند كسى هستم كه نزديك حضرت حق گرديد و نزديكتر شد تا اينكه فاصلهاش به طول دو كمان يا نزديكتر شد؛
من فرزند كسى هستم كه خداوند بزرگ آنچه را كه بايد به او وحى نمود؛
من فرزند حسين، كشته شده در كربلايم؛
من فرزند على مرتضايم؛
من فرزند محمّد مصطفايم؛
من فرزند خديجه كبرايم؛
من فرزند فاطمه زهرايم؛
من فرزند سدره المنتهايم؛
من فرزند درخت طوبايم؛
من فرزند كسى هستم كه به خون خود غلطيد؛
من فرزند كسى هستم كه جنيان و پريان نيز در تاريكى بر او گريستند؛
من فرزند كسى هستم كه پرندگان در آسمان بر او نوحهسرايى كردند ...
اى يزيد! پدر مرا از روى ظلم و ستم كشتى و اموال او را به تاراج بردى و زنانش را اسير گرفتى ... واى بر تو از روز قيامت، آنجا كه خصم و شاكى جد و پدرم
خواهند بود.
گزيدهاى از خطبه امام زينالعابدين (ع) در شام