ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - تشنگى به درازا كشيد
صحبت كند و براى حرفهايش دليل بياورد؛ اگر طرف مقابل وروديهاى دلش را نبسته باشد و اهل پذيرش حق باشد، قطعاً اثرش را هر دو طرف خواهند ديد. فراموش نكنيم كه در اينگونه امور لازم است قلب و زبان ما، هم نوا باشند و حرف و اعتقاد ما يكى باشد.
اين بحث را از اين جهت امشب طرح كردم كه همه به اين نكته متذكر شويم كه: بيش از هزار و صد سال است كه آب معنوى مان، حجت خدا و امام زمانمان از ميانمان رفته است، تشنگى خيلى طولانى شده است: «فقد طال الصدى»[١]؛ قرنهاست كه بر اين دلهايمان باران جمال يار نباريده است و متأسفانه ما به اين خشكسالى عادت كرده ايم. كاش لااقل به همان اندازه كه به خشكى زاينده رود حساس بوديم، به اين موضوع توجه مى كرديم. چند صباحى زاينده رود خشكيد و علاوه بر مردم خودمان مجامع بين المللى هم توجهش به اين سمت معطوف شد و همه ناراحت و نگران بودند كه چه مى شود؛ پلها از بين مى رود و گاوخونى را از دست مى دهيم و خيلى چيزهاى ديگر ولى ما قرنهاست كه به غيبت اماممان عادت كرده ايم. از بچگى مرتب در ذهن ما فرو كردند، امامتان غايب است و آنقدر گفتند كه ما عادت كرده ايم؛ ولى آيا وقت آن نشده كه به خود بياييم و احساس تشنگى بكنيم؟ آيا وقت آن نشده است كه تكانى بخوريم و به خود بياييم كه ما را چه شده؛ امام ما در ميانمان نيست و اينقدر راحت و آسوده زندگى مى كنيم!
امشب شب تاسوعاست و منسوب به سقاى خاندان پيامبر (ص) حضرت ابوالفضل العباس قمر بنى هاشم (ع) بياييد همه از سر عطش و اضطرار به وجود نازنين ايشان عرض كنيم:
يا كاشف الكرب عن وجه الحسين اكشف كروبنا بحق أخيك الحسين بظهور الحجه.
اى برطرف كننده اندوه از چهره برادرت [امام حسن (ع)] با ظهور [حضرت] حجت (ع) اندوههاى ما را برطرف نما. به حق برادرت [امام حسين (ع)].
|
كسى شماره تواند كرد اشك ديده ما را |
كه قطره قطره تواند شمرد دريا را |
|
|
بهار دهر خزان شد در انتظار و هنوز |
نديده است كسى روزگار فردا را |
|
|
برفت صبر و تحمل نماند و طاقت و تاب |
كجاست آنكه كند زنده مرده دلها را؟ |