ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٤ - ميعادگاه منتظران پرسش شما، پاسخ موعود
آيا اين حقيقت دارد كه امام زمان، عليه السلام، به خاطر ترس از كشته شدن در پرده غيبت به سر مى برند؟
١. سخن از چرايى غيبت امام زمان، عليه السلام، پيشينه اى بس طولانى دارد، به طورى كه حتى در زمان پيامبر، صلى الله عليه و آله، و ائمه معصومين، عليهم السلام، نيز به دنبال بحث از حضرت مهدى، عليه السلام، و غيبت و قيام او، گاه از علت غيبت سخن به ميان مى آمده است. «ترس از كشته شدن» نيز از جمله مواردى است كه در همين رابطه در روايات متعدد ذكر شده است. به طور مثال در روايتى از امام صادق، عليه السلام، آمده است كه در پاسخ «زراره» مى فرمايد:
«يخاف و اشار بيده الى بطنه و عنقه»[١]
از كشته شدن با زهر يا با شمشير مى ترسد.
و مى فرمايد: «يخاف على نفسه الذبح»[٢]
از كشته شدن خويش مى ترسد
٢. هيچ كس نمى تواند ادعا كند كه همه حكمت ها و اسرار غيبت را دريافته است، زيرا نهان زيستى امام زمان، عليه السلام، از امور غيبى پروردگار است و درك بشر از شناخت همه جانبه اينگونه امور عاجز است.
اما آنچه در روايات اهل بيت، عليهم السلام، در اين باره آمده است، تنها به بخش كوچكى از اين حقايق اشاره دارد، و هرگز هيچ امامى در صدد بيان همه جوانب اين امر نبوده است.
شاهد اين ادعا، اختلاف حكمت هاى وارد شده در روايات است كه نشان مى دهد هر امامى به فراخور درك مخاطبان خود و به اقتضاى شرايط موجود، تنها وجهى را كه متناسب با انگيزه خاص خود براى ورود به اين مبحث بوده مطرح مى فرموده است. علاوه بر اينكه خود آن بزرگواران نيز بارها به پوشيده ماندن علل غيبت تصريح مى فرموده اند. چنانكه امام صادق، عليه السلام، مى فرمود:
«ان وجه الحكمة فى ذلك لا ينكشف الا بعد ظهوره ... ان هذا الامر امر من الله تعالى و سر من سرالله و غيب من غيب الله و متى علمنا انه عز و جل حكيم صدقنا بان افعاله و اقواله كلها حكمة و ان كان وجهه غير منكشف لنا.»[٣]
وجه حكمتى كه در غيبت حضرت مهدى، عليه السلام، هست، جز بعد از ظهورش معلوم نمى گردد ... امر غيبت امرى از امور الهى و سرى از اسرار او و امرى غيبى است و ما زمانى كه دانستيم خدا حكيم است، تصديق مى كنيم كه همه كارها و فرمايشات او حكمت است، اگر چه وجه و علت آن بر ما پوشيده باشد.
٣. از آنچه گذشت روشن مى شود كه نمى توان گفت امام زمان، عليه السلام، به خاطر ترس از كشته شدن در غيبت به سر مى برد، بلكه بايد گفت: امام زمان، عليه السلام، بنا به اراده الهى و حكمت هاى پوشيده پروردگار و بر اساس مصلحت هايى همچون حفظ جان آن حضرت، ناگزير از غيبت است.
٤. وقتى درباره امام زمان، عليه السلام، كه آخرين وارث پيامبران و امامان، عليهم السلام، و يگانه سكاندار كشتى نجات امت اسلام است، سخن از «خوف كشته شدن» پيش مى آيد، يقينا به معناى حرص به زندگى و ترس از مرگ نيست، زيرا او فرزند برومند و وارث صالح و جانشين شايسته همان امام بزرگوارى است كه فرمود:
«به خدا سوگند! انس فرزند ابوطالب به مرگ، بيش از انس طفل به پستان مادر است!»[٤]
«همانا محبوب ترين ملاقات كنندگان در نزد من، مرگ است.»[٥]
او جانش را و همه امكاناتش را براى انجام ماموريت و مسؤوليت خويش مى خواهد. حفط جان او، حفظ پيام اوست، چنانكه ترس او از كشته شدن، ترس از نابودى اسلام و نافرجام ماندن ماموريت اقامه عدالت و توحيد در سراسر گيتى است. نمونه چنين ترسى را درباره حضرت موسى، عليه السلام، در قرآن كريم مى يابيم، آنجا كه خداوند در پى شرح توطئه فرعون و انجام سحر ساحران مبنى بر تبديل ريسمانها به مارهاى بزرگ و كوچك مى فرمايد:
«فَأَوْجَسَفِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُوسى قُلْنا لا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعْلى.»[٦]
موسى، عليه السلام، در خويش ترسى احساس كرد، گفتيم: مترس كه تو خود برترى.
اينكه خداوند برترى يافتن بر ساحران را تضمين مى كند، نشان مى دهد كه ترس او نه ترسى عادى و به خاطر جان خويش، بلكه به خاطر احتمال فريب خوردن مردم و غلبه يافتن ساحران بوده است.
٥. وقتى كه يازده امام معصوم، عليهم السلام، كه برترين پاسداران توحيد و والاترين رهبران بشريت بودند، هر كدام در نهايت مظلوميت با شمشير و يا توسط زهر به شهادت رسيدند، آخرين امام معصوم كه