ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٦ - اشاره
نگرشى بر دوران غيبت صغرى و نقش نواب خاص
على غفارزاده
اشاره
در قسمت اول مقاله حاضر مفاهيم «غيبت صغرى» و «غيبت كبرى» و تفاوتهاى اين دو بيان گرديد. همچنين در مورد مفاهيم «نيابت عام» و «نيابت خاصه» مطالبى بيان شد. در ادامه نيز باختصار وضعيت خلفاى دوران غيبت صغرى مورد بررسى قرار گرفت. در اين قسمت از مقاله به بررسى شيوه برخورد خلفاى عباسى با موضوع تولد امام عصر عليه السلام، و بعد از آن با نواب آن حضرت پرداخته و پرسشهايى را كه در اين ريشه مطرح است پاسخ مى گوييم.
خلفاى دوران غيبت صغرى عبارت بودند از:
١. المعتمد بالله (٢٧٩- ٢٥٦ ق) ٢. معتضد بالله (٢٨٩- ٢٧٩ ق) ٣. مكتفى بالله (٢٩٥- ٢٨٩ ق) ٤. مقتدر بالله (٣٢٠- ٢٩٥ ق) ٥. قاهر بالله (٣٢٢- ٣٢٠ ق) ٦. راضى بالله (٣٢٩- ٣٢٢ ق)
هنگامى كه انسان با ذهنى بسيط و ساده، كلام و گفتار مورخان را مورد مطالعه قرار مى دهد؛ خوش بينى قابل ملاحظه اى نسبت به اين خلفا حاصل مى شود و چنين تصور مى شود كه اينان، محب اهل بيت بودند و در حق آنها نيكى و خوبى مى كردند.
در چندين مورد، خود مورخان، اين مطلب را با صراحت اعلام داشته اند. «ابن طقطقا» مؤلف كتاب «الفخرى» كه شيعى مذهب و نقيب علويان در حله، نجف و كربلا بوده است و نسب او با بيست واسطه به حسن بن على، عليه السلام، مى رسد[١]، درباره معتضد مى نويسد:
«معتضد به عموزادگان خود؛ يعنى آل ابوطالب نيكى روا مى داشت.»[٢]
اگر يك مورخ شيعه، چنين برداشتى از تاريخ داشته باشد، به طريق اولى، مردم عادى و مورخان غير شيعه، برداشتى بهتر از آن نخواهند داشت، همان طورى كه در «الكامل» و «مروج الذهب» و تواريخ ديگر مشاهده مى گردد.
دركتابهاى «تاريخ عمومى» كه مورد بررسى قرار داديم، درباره اين خلفاى ششگانه، گزارشى كه حاكى از دشمنى اينان با عموم شيعيان و خط مشى ولايت و امامت باشد، مشاهده نمى گردد. مورخان درباره بعضى از خلفا و عملكرد آنان نسبت