ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٥ - زنده كننده اسلام
چون عمار و ابن تيهان وذوالشهادتين به اين صفت ياد كرده است كه آنها دين را زنده كردند.
«واحيواالسنة و اماتواالبدعة»
آنها سنت پيامبر را زنده كردند و بدعت را ميراندند.[١]
و درباره امام زمان، عليه السلام، با اين تعبير فرموده است كه:
«و يحيى ميت الكتاب والسنة» قرآن و سنت مرده را زنده مى كند.[٢]
پس آنچه مى ميرد حقيقت دين نيست، بلكه غرض آن است كه دين در ميان مردم مى ميرد. آرى وقتى كه به دستورات دين در جامعه عمل نشود و قوانين آن پياده نگردد، مى توان گفت كه دين در آن جامعه مرده است. چرا كه مردن يك قانون متروك شدن آن است و اينكه امام زمان، عليه السلام، آن را زنده مى كند به اين معنى است كه تعاليم اسلام و قوانين متروكه قرآن را به جريان مى اندازد و آن را در جامعه پياده مى كند. به عبارت ديگر آنقدر وصله ها و پيرايه ها و بدعتها به دين بسته مى شود كه حقيقت آن زير پرده هاى ضخيم اوهام پنهان مى گردد و غبار كهنگى بر چهره اش مى نشيند و آن را فرسوده مى سازد. يكى از اقدامات اساسى حضرت ولى امر پيراستن اسلام از اين وصله ها، پيرايه ها، بدعتها، خرافات و تحريفها و تفسيرهاى نادرست و تلقى هاى غلطى است كه به مرور زمان در اسلام پديد آمده و مى آيد.
بنابراين ايشان اسلام را تجديد بنا مى كنند و لباس نو بر قامت آن مى پوشانند و گرد فرسودگى و كهنگى را از سيماى آن مى زدايند و سنتهاى مرده و فراموش شده را احياء مى نمايند و مجموع اين نوسازى آنچنان وسيع ودگرگون كننده خواهد بود كه در برخى از روايات از آن به «دين جديد» تعبير شده است و سپس با پياده كردن تعاليم اسلام در جامعه، فكر دينى را در ميان مردم زنده مى كنند و در نتيجه دين مردم زنده مى شود و آنها نيز دين را زنده نگه مى دارند و بدعت را مى ميرانند.
آيا با اين همه اختلاف اهوا و تشتت آرا و تعدد اسباب انحراف، قرآن كه اساسى ترين پايه اسلام است اساسش به خطر نخواهد افتاد؟ و احكام آن متروك نخواهد شد؟ و مسلما هر فرقه و گروهى آن را مطابق عقيده و سليقه خود تاويل و توجيه خواهند كرد و عقايد باطل خود را به اسلام و دين منتسب خواهد كرد. پس با اينهمه اختلاف مذهبها و مسلكها و فرقه ها از قرآن چه باقى خواهد ماند مسلما همان روزى خواهد بود كه على، عليه السلام، آن را پيش بينى كرده و فرموده: عصرى از پرده زمان رخ مى نمايد كه در آن از قرآن و اسلام جز اسم و رسم چيزى باقى نمى ماند.»[٣]
ناگفته نماند هرچند وجود قرآن- طبق وعده الهى- از تحريف و تفسير مصون مانده و تا حدودى جلو اين دگرگونيها را گرفته است ولى بايد اعتراف كرد كه بسيارى از مفاهيمش نزد گروه كثيرى از مسلمانان چنان مسخ و واژگون شده كه مى توان گفت چندان شباهتى به اسلام اصيل عصر پيامبر، صلى الله وعليه وآله، ندارد.
در چنين زمانى است كه مهدى موعود، عليه السلام، قيام مى كند و تمام بدعتها و تحريفها و رسومات جاهلى را از بين مى برد و زنگار تفسيرهاى نادرست را مى زدايد. گرد و غبار كهنگى و فرسودگى را از آن پاك مى كند و دستهاى آلوده مغرضان و منحرفان را از آن كوتاه مى نمايد و احكام خدا را همان طورى كه صادر شده، جارى مى سازد.
پس عمل آن حضرت در بيان و تبليغ دين دو صورت پيدا مى كند:
يكى از بين بردن بدعتها و احياى سنتهاى متروكه و دعوت جديد به اسلام و قرآن خواهد بود.
دوم اظهار حقايق و تاويلات و تنزيلات قرآن كه تا آن زمان بيان نشده است.
در هردو صورت مردم چون تعاليم وى را بر خلاف عقايد و عادات خود مى بينند، آن را «دين جديد» مى نامند در صورتى كه كتاب ايشان همان قرآن است و دعوت ايشان نيز به اسلام و قرآن خواهد بود.
اكنون رواياتى كه دراين باره رسيده است، نقل مى شود تا حقيقت موضوع كاملا روشن گردد.
١. امام صادق، عليه السلام، فرمود:
«اذا خرج القائم يقوم بامر جديد و كتاب جديد و سنة جديدة و قضاء جديد ...»
هنگامى كه قائم خروج كند امر تازه و كتاب تازه، روش تازه و داورى تازه اى با خود مى آورد.[٤]
٢. و نيز آن حضرت، عليه السلام، فرمود: هرگاه قيام كند:
«جاء بامر جديد كما دعا رسول الله، صلى الله عليه وآله، فى بدوالاسلام» به امر جديد خواهد آمد چنانكه پيامبر اكرم در ابتداى امر به امر جديد دعوت كرد.[٥]