ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٦ - تشرفات بين نفى و اثبات
آله، است كه تفصيل آنها را شيخ صدوق در كتاب گرانسنگ «كمال الدين وتمام النعمه» از معصومين روايت كرده است.[١]
از بررسى احاديث فوق به اين نتيجه رسيديم كه ديدار حضرت بقية الله اروحناله الفداء، نه تنها امكان پذير است، بلكه واقع شده و براى گروهى به طور مداوم، سعادت ديدار آن حضرت ميسر است، كه از آن گروه اند: حضرت خضر، خدمتگزاران، مواليان خاص و يك گروه سى نفرى، كه در متن احاديث از معصومين، عليهم السلام، تصريح شده كه همواره در محضر آن كعبه دلها هستند و به وسيله آنها رفع غربت از آن عصاره خلقت مى شود.
و ديدار آن حضرت به صورت ناشناس از هيچ كس نفى نشده، چنانكه در احاديث بصراحت آمده و از تشبيه غيبت آن حضرت به غيبت پيامبران نيز استفاده مى شود.
از بررسى احاديث مربوط به غيبت، كه ١٤ نمونه آن در اين گفتار، به عنوان صريحترين احاديث غيبت آورده شد، نيز به اين نتيجه رسيديم كه اين احاديث اگر چه ظهور در عدم امكان رؤيت دارند، ولى هيچ كدام صريح در آن نيستند و در هيچ كدام اشاره اى به تكذيب مدعى رؤيت نشده است.
در نتيجه توقيع شريفى كه در آن آمده است: «هر كس پيش از خروج سفيانى وصيحه آسمانى ادعاى مشاهده كند، دروغگو و تهمت پيشه است» از حد خبر واحد ضعيف فراتر نمى رود و ديگر احاديث مربوط به غيبت، ضعف سند آن را جبران نمى كند.
در شماره اول مجله موعود، متن توقيع شريف را با منابع و مصادرش آورديم، در شماره سوم سند آن را بررسى كرديم، در اين شماره توضيح داديم كه روايات ديگر ضعف سند آن را جبران نمى كند، در شماره بعدى به فضل الهى دلالت آن را بر امكان يا عدم امكان تشرف در عصر غيبت، بررسى خواهيم نمود.
پى نوشتها:
[١]. صدوق، محمدبن على بن بابويه، كمال الدين و تمام النعمة، ج ٢، ص ٥١٦، چاپ جامعه مدرسين، قم.
[٢]. شيخ بهائى، الاربعون، ص ٢٠٦، چاپ نويداسلام، قم.
[٣]. صدوق، محمدبن على بن بابويه، همان، ج ١، ص ٣٠٣.
[٤]. علامه مجلسى، محمدباقر بحارالانوار، ج ٥١، ص ١٠٩، چاپ مؤسسه وفا، بيروت.
[٥]. امين الاسلام طبرسى، اعلام الورى باعلام الهدى، ج ٢، ص ٢٣٠، چاپ مؤسسه آل البيت، قم.
[٦]. صدوق، محمدبن على بن بابويه، همان، ج ٢، ص ٤١١.
[٧]. علامه مجلسى، محمدباقر، همان، ص ١٥٠.
[٨]. كلينى، محمدبن يعقوب، اصول كافى، ج ١، ص ٣٣٣، چاپ دارالاضواء، بيروت.
[٩]. نعمانى، محمدبن ابراهيم، كتاب الغيبة، ص ١٦٨، چاپ مكتبه صندوق، تهران.
[١٠]. صدوق، محمدبن على بن بابويه، همان، ص ٣٧٦.
[١١]. ابن خزازقمى، كفاية الاثر فى النص على الائمة الاثنى عشر، ص ٢٧٨، انتشارات بيدار، قم.
[١٢]. طوسى، محمدبن حسن، كتاب الغيبة، ص ٢٠٢، چاپ معارف اسلامية، قم.
[١٣]. طبرى امامى، دلائل الامامة، ص ٤٨٢، چاپ بنياد بعثت، قم.
[١٤]. كلينى، محمدبن يعقوب، همان، ص ٣٣٩.
[١٥]. نعمانى، همان، ص ١٧٥.
[١٦]. صدوق، محمدبن على بن بابويه، همان، ص ٣٩١.
[١٧]. نعمانى، محمدبن ابراهيم، همان، ص ١٧٢.
[١٨]. كلينى، محمدبن يعقوب، همان، ص ٣٤٠.
[١٩]. طوسى، محمدبن حسن، همان، ص ١٦٢.
[٢٠]. علامه مجلسى، محمدباقر، همان، ج ٥٢، ص ١٥٨.
[٢١]. طوسى، محمدبن حسن، همان، ص ٣٦٤.
[٢٢]. كلينى، محمدبن يعقوب، همان، ص ٣٣٧.
[٢٣]. فيض كاشانى، المحجة البيضاء، ج ٤، ص ٣٣٨، چاپ جامعه مدرسين، قم.
[٢٤]. صدوق، محمدبن على بن بابويه، همان، ج ١، ص ٣٢٧.
[٢٥]. علامه مجلسى، محمدباقر، همان، ص ٢٢٤.
[٢٦]. صدوق، محمدبن على بن بابويه، همان، ج ٢، ص ٣٤٥.
[٢٧]. كتاب «كمال الدين» به طورى كه شيخ صدوق، قدس سره، در مقدمه آن بيان كرده، به فرمان حضرت بقية الله ارواحنا فداءو به منظور تشريح غيبت پيامبران تاليف شده است؛ كمال الدين، مقدمه، ص ٣.