ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٧ - درآمدى بر نسبت ما و مهدى (ع) در عصر حاضر
و تنقيح و تحكيم پايه هاى تئوريك آن بكوشند و منفعلان در دفاعى منفعلانه از تعاليم مورد هجمه آنان، همه گستره پهناور معارف عاليه اسلام و على الخصوص مكتب پربار تشيع را در دامنه محدود برخى مباحث اپيسيمولوژى ياجامعه شناسى دين و معرفت و يا حداكثر مسائل مربوط به فقه حكومتى محصور سازند و تنها وظيفه خود را پاسخگويى به القائات دشمنان و مغرضان دانسته و در عوض تبيين عقلانى معتقدات خالص شيعى يا اسلامى، دامنه فعاليت خود را در محدوده تصحيح و نقض و ابرام اقوال نوانديشان مترجم آراى مسيحيت محرف محصور نمايند؟!
چنانكه مشهود است، روند فعاليتهاى پژوهشى و تبليغى حوزه هاى دينى در چند سال گذشته به سمتى سو گرفته كه نشانه گذار اصلى آن انديشه وران غربى بوده اند. البته دفاع آگاهانه از دين و وسعت تهاجم دشمنان به مبانى اعتقادى جامعه اسلامى، ضرورت چنين تلاشى را صدچندان مى كند و ما را نيز با اين تدافع عالمانه مخالفتى نيست. ليكن سخن بر سر آن است كه آيا تنها در موضع دفاع نشستن و از عرضه روزآمد آموزه هاى پربار مكتب تشيع چشم پوشيدن و منفعلانه بر ردپاى مترجمان آراى بيگانه سير كردن، باعث نخواهد شد كه بخش معظمى از ضروريات مذهب تشيع- كه نسل قديم را نيز به حد وافى با آن آشنايى نيست تا چه رسد به عصر حاضر- مثل مساله مهم رجعت كه از زمان پيامبر، صلى الله عليه و آله، تاكنون از جمله ضروريات مذهب شيعه شمرده مى شده و اعتقاد به آن هماره طعن و طنز و كين مخالفان را به همراه داشته، يا حقيقت دابة الارض و حشر پيش از روز رستاخيز، و از همه مهمتر و اساسى تر، نقش كنونى امام زمان، عجل الله تعالى فرجه الشريف، در سرنوشت جوامع بشرى و نسبت آن حضرت با كل جهان هستى و مفهوم حقيقى روايت متواتر يا دست كم مستفيضى كه مرگ بى شناخت امام، عليه السلام، را- ولو در عصر انفجار اطلاعات و پيچيده ترين فن آوريهاى عالم ارتباطات، از ماهواره و شبكه هاى اطلاع رسانى گرفته تا مطبوعات و منشورات مكتوب- مرگ در جاهليت و ناآگاهانه و ناهشيارانه، بلكه نهفته در جهل مركب مى داند، همچنين وظيفه شيعيان در عصر غيبت و نحوه ارتباط روحى آنان با امام زمانشان و نحوه تمهيد ظهور آن حضرت، عليه السلام، كه جز به خواست و تلاش بخش وسيعى از مؤمنان ميسر نخواهد شد، و به همين موازات مفهوم حقيقى و منطقى برخى آيات قرآنى، نظيرآيات آغازين جزء پانزدهم قرآن (آيات ابتدايى سوره مباركه اسراء) كه مصداق عينى آنها در اين دنيا تا كنون رخ نداده است، و يا آيات مربوطبه عيساى مسيح، عليه السلام، و رجعت و فرود دوباره آن حضرت از ملكوت الهى به گاه قيام حضرت حجت، عليه السلام، و در نهايت شرح و تفسير ادعيه و زيارات رسيده درباره يا از ناحيه امام عصر، عليه السلام، كه هر يك دريايى ژرف از مفاهيم بلند و آسمانى محسوب مى گردند و تمركز در مباحث القا شده از سوى مترجمان آراء بيگانه، باعث نخواهد شد كه اين همه، از جانب بسيارى از كارشناسان دينى