ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠٢
روزى براى غسل به كنارى رفت، كه ناگاه جبرئيل بر او متمثل شد، كه در قرآن فرمايد:
«فارسلنا اليها روحنا فتمثل لها بشرا سويا قالت انى اعوذ بالرحمن منك ان كنت تقيا ...»[١]
فرستاديم روح الامين را به سوى مريم، كه متمثل شد نزد او به صورت انسان تمام اندام، پس مريم تا او را ديد، گفت: به خدا پناه مى برم از تو اگر باشى پرهيزگار، جبرييل گفت: من از جانب خدا مامور هستم كه پسرى پاكيزه به تو بخشم، مريم گفت: چگونه مى شود با اينكه مردى نزد من نيامده؟ و من از اهل زنا نبوده ام، جبرييل گفت: اين مطلب بر خدا آسان است و اين امر آيتى است كه از جانب خدا؛ و در جيب؛ و يا دهان مريم دميد و از آن حمل برداشت، و زنان ديگر زبان به ملامت او گشودند، و گاهى با خود مى گفت: اى كاش مرده بودم، يا به وجود نيامده بودم.
چون زمان وضع حمل او رسيد، از شكم خود شنيد كه: اى مادر محزون نباش و به زير درخت خرما جاى گير و شاخه آن را به جانب خود بكش تا خرما بر تو بريزد؛ پس به زير آن درخت شد و عيسى، عليه السلام، متولد گرديد، او را در گهواره گذاشت؛ و زكريا و خويشان نزد او آمدند و او را ملامت كردند كه: مادر و خويشان تو هيچ كدام بد عمل نبودند؛ مريم اشاره به گهواره كرد، و هيچ تكلم ننمود، و بااشاره اظهار كرد كه: من روزه دارم؛ و روزه آن زمان، روزه صمت بود، كه بايد تكلم نكنند.
ناگاه ديدندكه عيسى، عليه السلام، در گهواره مى فرمايد: من بنده خدا و پيغمبرم، و خدا به من كتاب داده و مرا پاكيزه فرموده است.
«و آتيته البينات و ايدته بروح القدس»
و معجزاتى به او كرامت فرمودى و او را به روح القدس (جبرييل) يارى فرمودى.
«بينات» به معنى معجزات است كه و معجزات عيسى، عليه السلام، آن بود كه مرده را زنده مى نمود و كور مادرزاد كه حدقه چشم نداشت- شفا مى داد و دردهاى لاعلاج را مانند برص و جذام- شفا مى بخشيد واز غيب از كارهاى قوم خبر مى داد و به دعاى او مائده از آسمان آمد وبه نفرين او جماعتى كه نافرمانى كردند به صورت خوك مسخ شدند و پس از سه روز همه هلاك گرديدند.
«و كل شرعت له شريعة و نهجت له منهاجا»
و به تمام اين پيغمبران شريعت و دينى دادى و براى هر كدام از ايشان طريقه وآيينى مقرر داشتى.
وظيفه هشتم، اعتقاد به اينكه از زمان آدم تا پيغمبر خاتم، صلوات الله عليهم اجمعين، زمين خالى از حجت نبوده است.
وظيفه نهم اعتقاد به اينكه تا آخر هم زمين خالى از حجت نمى شود.
تا زمان نوح، عليه السلام، مردم به شريعت آدم، عليه السلام، عمل مى نمودند و بعد از آن پنج نفر از پيغمبران اولوالعزم، يعنى صاحب شريعت بودند كه شريعت هر يك از ايشان ناسخ شريعت سابق است:
١. نوح، عليه السلام، كه شريعت او ناسخ شريعت آدم، عليه السلام، است.
٢. ابراهيم، عليه السلام، كه شريعت او ناسخ شريعت نوح، عليه السلام، است.
٣. موسى، عليه السلام، كه شريعت او ناسخ شريعت ابراهيم، عليه السلام، است.
٤. عيسى، عليه السلام، كه شريعت او ناسخ شريعت موسى، عليه السلام، است.
٥. محمد، صلى الله عليه وآله وسلم، كه خاتم انبيا ودين او ناسخ اديان قبل است و چون انبياء ديگر به شريعت ايشان عمل مى كردند، نام ايشان در اين دعا مذكور نيست.
پى نوشتها:
[١]. سوره بقره (٢)، آيات ٣٣- ٣١.
[٢]. سوره مائده (٥)، آيه ٣٥.
[٣]. سوره بقره (٢)، آيه ٣٧.
[٤]. سوره حجر (١٥)، آيه ٤٨.
[٥]. سوره هود (١١)، آيه ١٠٨.
[٦]. سوره اعراف (٧)، آيات ٢٠- ١٩.
[٧]. سوره احقاف (٤٦)، آيه ٣٥.
[٨]. سوره هود (١١)، آيات ٤٣- ٤٢.
[٩]. سوره هود (١١)، آيه ٤٤.
[١٠]. سوره نحل (١٦)، آيه ١٢٣.
[١١]. سوره شعرا (٢٦)، آيه ٨٤.
[١٢]. سوره مريم (١٩)، آيه ٥٠.
[١٣]. سوره نحل (٢٧)، آيات ١٠- ٩.
[١٤]. سوره مريم (١٩)، آيات ١٨- ١٧.