ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٩ - انتخاب و معرفى نايب
به اجبار زندگى مخفيانه و كم معاشرت را پيش گرفتند و با رعايت تقيه و حفظظاهر به وظايف اجتماعى و رهبرى شيعيان پرداختند[١] و با وجود اين به حبس و قتل محكوم شدند.
غيبت
در اين اوضاع سخت كه از شمشير خون مىريخت موضوع غيبت مهدى موعود نيز توجيه و تعليل مىشود. براى حفظ جان و برجا ماندن حجت خدا بر زمين، ناپيدايى و پنهان زيستى امام كارى طبيعى و خردپذير و بلكه منحصر بهفرد بود، البته اين از نظر حفظ جانف پيشوا و ادامه رهبرى است، امّا اختفاى آن دو امام كه معلول شرايط سخت و فشار رژيم حاكم بود، اين فايده مهم را نيز داشت كه حادثه مهم غيبت و ناپيدايى طولانى امام دوازدهم را براى شيعه امرى عادى و مأنوس گرداند، و زمينه ذهنى مردم را براى غيبت حضرت حجةبنالحسن عليه السلام، آماده كرد. علىبن حسين مسعودى در كتابش اثباتالوصيه سخنى در اين باره دارد كه نقل كردنى است:
» او روايت مىكند كه امام هادى عليه السلام، خود را از بسيارى از شيعه پوشيده مىداشت و جز با اندكى از خواص مراوده نداشت. چون امامت به فرزندش امام عسكرى عليه السلام، رسيد با شيعيان از پشت پردهاى سخن مىگفت، مگر در اوقاتى كه براى بردنش به خانه سلطان بر مركب سوار مىشد و آشكار مىگذشت، كه همه او را مىديدند. اين دورى گزيدن از عموم و پردهنشينى مقدمه غيبت صاحبالزمان عليه السلام، بود، تا شيعه رفته رفته به پنهان بودن امامش عادت كند، و با مسأله غيبت يكباره روبرو نشود»[٢]
اين نظريه را دانشمندان متتبع معاصر نيز تأييد كرده حتى از برنامههاى حساب شده امام هادى عليه السلام، شمردهاند.[٣]
در تأييد آنچه ذكر شد و تمهيد مقدمه براى غيبت كبرى، بايد از غيبت صغرى و پنهانزيستى ٦٩ ساله امام زمان عليه السلام، نام برد، كه آن نيز خود وسيلهاى براى آماده گردانيدن شيعه جهت غيبت كبرى و ناپيدايى طولانى و ممتدّ حضرت مهدى عليه السلام، است.
ناگفته نماند آنچه از زندگى مخفيانه امام دهم و يازدهم نقل شد در ارتباط با غيبت طولانى فرزندشان حجةبنالحسن عليه السلام، بود، وگرنه اصل غيبت از جمله سنتهاى الهى است كه براى همه انبياء و اولياى گذشته واقع شده و موجب امتحان و آزمايش امت و نيز وسيلهاى براى تنبيه و آگاهى بخشيدن به آنها بوده است، و چنانكه در امتهاى پيش رخ داده در امت اسلام نيز روى مىدهد، و از اين جهت غيبت پديدهاى نوظهور و بىسابقه نيست و پيشينهاى ديرين دارد.[٤] كوتاه سخن آنكه علت غيبت امام دوازدهم مساعد نبودن شرايط زندگى آشكار و عادى براى حضرتش مىباشد، زيرا بىك علنى شدن وى همان بود و گرفتارى به دست جلادان همان، كه عباسيان هميشه بيمناك از وقوع پيش بينى رسول اكرم بودند كه در اين خبر مشهور آمده: اگر از عمر جهان تنها يك روز باقى مانده باشد خدا آن روز را به قدرى طولانى خواهد كرد كه بالاخره فردى از خاندان من ظهور كند و اساس ظلم و جور را فرو ريزد.[٥]
انتخاب و معرفى نايب
بديهى است كه هرگاه شرايط اجتماعى و اوضاع سياسى بطورى بود كه امام نمىتوانست يا مصلحت نمىدانست آزادانه و مستقيماً با پيروانش ارتباط برقرار كند، چارهاى جز انتخابف نماينده و معرفى واسطهاى بين خود و مردم نداشت، تا بهوسيله او مسئوليت رهبرى خود را انجام دهد و اين روشى است خردپذير و متداول. اينكار از زمان امام دهم كمابيش اجرا شد و رفته رفته بهميزان افزايش سختگيريهاى حكام و ازدياد اختفا و پنهانزيستى امام فعاليت و وساطت نمايندگان نيز بيشتر شد، تا اينكه از شروع غيبت صغرى كه سال ٢٦٠ ق. و وفات امام حسن عسكرى عليه السلام،