ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٩ - پرسش ها و پاسخ ها
نذر مىكردند، نماز مىخواندند، روزه مىگرفتند. جوانان ما مشكل دارند، امّا دينستيز نيستند؛ عناد با دين ندارند؛ گريز از دين هم ندارند، بلكه گريز از ما دارند. از امر و نهىهاى جدّى ما، از محكوم شدن و گناهكار لقب گرفتن گريز دارند. بزرگترها همينگونه هستند.
نكته سوم اينكه ما بايد بدانيم كه پرسشهاى نسل جوان ما چيست؟ نگرانىهاى او چيست؟ و با تحليل منطقى، بدون محكوم كردن، به اين پرسشها پاسخ دهيم. جوان منطقى است. از نوجوانى به بعد با شبهه و شك و پرسش روبهرو مىشود. اين سن، سن استدلال است. اگر ما اينها را بدانيم، مشكلى با جوانان نداريم.
پرسشها و پاسخها
مقصود از تربيت دينى چيست؟ آيا تربيت دينى اين است كه ما در كلاس براى شاگردانمان، اديان را آموزش بدهيم و دين را تعريف كنيم كه اسلام چنين و چنان است؟ يا اينكه بگوييم يهوديت آن طورى است و ...؟ يا اينكه بايد دين را به آنها بباورانيم و به يك معنا، التزام عملى به دين و دستورات و احكام آن را در ذهن و فكر آنها به صورتى جا بيندازيم كه آنها ديندار بشوند؟ اگر معناى دوم مقصود است، آيا آموزش دين در كلاسها به وسيله دبيران بينش دينى و يا مبلّغان دينى كه به وسيله منابر، دين را آموزش مىدهند، سبب ايجاد التزام عملى به دين و ديندار كردن مردم مىشود و اساساً آيا اين كار با آموزش دين سازگار است و نتيجه مىدهد؟
ايمان بايد در سه حوزه شناختى، عاطفى و عملى، اثر بگذارد تا جمع اينها را ايمان بناميم، يعنى ايمان بايد هم مؤلفه فكرى- اعتقادى داشته باشد و هم بايد عاطفى و احساسى باشد و هم بايد عملى و رفتارى باشد. ما فردى را متدين مىدانيم كه اينها را با هم داشته باشد. هر كدام از آنها ضعيف باشد، مشكل داريم. اگر كسى در حوزه شناختى ضعيف باشد، شايد بتوان به آن حوزههاى ديگر نفاق گفت. اگر در حوزه عملى، مشكل داشته باشد، شايد بگوييم فسق و گناه. اين حالت، يعنى شناخت، عاطفه و رفتار يا به تعبير زيباى روايت (الايمان معرفه بالقلب و اقرار باللسان و العمل بالاركان) شناختى است و مىتواند همراه با مسائل عاطفى و زبان و عمل باشد.
اخيراً اوّلين همايش بينالمللى روانشناسى و دين در تهران برگزار شد كه نزديك سى- چهل نفر استاد خارجى دعوت شده بودند. در اين همايش شايد نزديك ١٥٠ مقاله و سخنرانى در مورد نقش دين در سلامت روان از ديدگاه علوم تجربى مطرح شد كه نويسندگان آنها دانشمندان مسيحى و مسلمان كشورهاى اسلامى بودند.
دانشگاهيان دانشگاه ما، پرسشنامهاى دادند و تحقيق كردند، ديدند كه دينداران، سلامت روان و طول عمر بيشترى دارند. ما دين را مختص به يك رابطه ويژه ميان خدا در يك زمانهاى مخصوص نمىدانيم.
دين زندگى ما را تأمين مىكند. ما اين را باور داريم و بايد اين باور را به فرزندان و جوانانمان منتقل كنيم كه با ديندارى واقعى، استعدادهاى ما شكوفا مىشود، با ديندارى مىتوانيم در روابط خانوادگى، بهتر تفاهم و سازگارى داشته باشيم. اگر ديندار خوبى باشيم، در دنيا هم به ما خيلى خوش مىگذرد. بنده بارها در صحبتهايم به پسران و دختران جوان گفتهام كه در اصول كافى، در يكى از مناظرههايى كه منسوب به امام رضا عليه السلام با يكى از دهريون است، در بحث قيامت كه آن شخص منكر است، امام رضا عليه السلام مىفرمايد: اگر قيامتى