ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤ - گستره و كاركرد موضوع مهدويت
ديگر با سر دادن شعار سنتگرايى در طريق جماعتى گام ميگذاشتند كه در خواب رؤياى ملاقات حضرت يار را ميجست و فرهنگ و تمدن عصر مدرنيته و پست مدرن را فصل الخطاب مناسبات اجتماعى و اقتصادى مسلمين در عصر غيبت ميشناخت. هيهات كه جملگى خود را اهل ولايت و تابع فرهنگ ولايى نيز ميشناسند.
پيروى از «مذهب ظاهر» و «ظاهر مذهب» بلاى بزرگ عصر ماست. چنانكه امروزه روشنفكران اهل اباحه پيامبران مذهب ظاهرند و مقدسمآبان، منادى «ظاهر مذهب». و در همه اعصار حقيقت دين از اين دو جريان دچار لطمه و مصيبت شده است.
بر هيچكس پوشيده نيست كه «انتظار» جان مايه تفكّر شيعى است. كلمهاى زيبا كه همواره برداشتهايى گوناگون از آن عرضه شده.
اگر چه مسلمين و شيعيان در عصر غيبت دعوت به «انتظار» شدهاند و حتى آنرا بعنوان برترين عبادت نيز معرفى كردهاند امّا، در هيچ كجا و در هيچ روايتى سخنى درباره پذيرش صورتهاى مختلف ظلم و بيعدالتى و تن دادن به انفعال بميان نيامده، چنانكه در هيچ منبعى شيعيان تحريض به قبول آئين و احكام اهل اباحه و نفاق و شرك نشدهاند. چه اين انتظار، در تفكر شيعى همواره قرين با عدل و امام عدل بوده و هست.
مهمترين رويكرد مرام منتظران به آينده است. چه بى مقصد، ره به هيچ كجا نميتوان برد. چگونه ميتوان در طريق «انتظار» گام نهاد و جامه «منتظران» بر تن داشت امّا درباره صورتهاى مختلف حيات فردى و اجتماعى و ميزان دورى و نزديكى آن از عدل سؤال نكرد؟ در كداميك از منابع شيعى و فقهى عالمان عالى مقام معروف و منكر محدود و منحصر در اعمال و احكام شخصى و فردى شده؟!
مگر جز اينست كه ناگزير به بازشناسى مصاديق معروف و منكر در ميان همه مناسبات اعم از سياست، اقتصاد، شهرسازى و غيره هستيم؟!
همه سخن اينست كه گفتگو از «امام عدل» و «مذهب انتظار» گفتگو از طريق عدالت است و بازپرسى از نحوه ظهور و بروز ظلم و منكر در ساحات عقيدتى، فرهنگى و عملى در ادوار مختلف و همه تكليف، همسو شدن با تكليف بزرگى كه بر دوش بزرگترين مرد عالم نهاده شده: «اقامه عدل» و بالاخره اتخاذ سياستى كه در شكل كلان همه مناسبات فردى و جمعى مسلمين را در راستاى اشارات «امام عدل» قرار دهد.
گستره مباحث «مهدوى» وسيع، فراگير و همه جانبه است. با كاركردى گسترده كه همه پهنه ها را درمينوردد و در شعر و غزل و شيرينى و نقل جشن نيمه شعبان خلاصه نميشود.
يتيمان آل محمد، صلّى الله عليه وآله، بايد بدانند كه در كجاى زمين، كدامين عصر و كدام نقطه از تاريخ ايستادهاند.
فرزندان انتظار بايد دريابند كه ظلم چگونه خود را احياء مينمايد و در صورتهاى زيبايى از هنر و علم و تكنيك و سياست آشكار ميشود.
منتظران با آمادگى تماميت جسم و جان و تماميت سرمايه هاى خدادادى را مصروف زمينه سازى ميكنند تا در هنگامه وقوع حادثه شريف ظهور، تماميت سرزمين خود را پيراسته از شائبه ها و مرام پيروان «ظاهرمذهب» و «مذهب ظاهر» تقديم «امام منتظر» سازند.
محدود ساختن گستره اين مباحث در شعر و قطعه و آه و اوخ منفعلانه و سانتيمانتاليسم و حتى اكنده ساختن بى محتوى و هدف در و ديوار شهر از نام حضرت صاحب الزمان، عليه السلام، بهمان اندازه ظلم است كه به دست نسيان و فراموشى سپردن.
چگونه ميتوان پذيرفت كه متوليان نظام اقتصادى و اجتماعى سرزمينهاى اسلامى سرتاسر هفته را در غفلت از نام و سيره و سنت امام عدل روزگار بگذرانند و روز جمعه از صبح على الطلوع تا به وقت غروب آفتاب از طريق رسانه ها شعر و غزل و مطالب كمخاصيت و عارى از هر گونه تعهد را به خورد خلق روزگار دهند و ديگر بار روز از نو روزى از نو؟
اگر فرزندان ما طعم عدالت را در ميان مناسبات تجربه كنند ما را تابع «امام عدل» ميشناسند. چنانكه آن امام نيز «ميزان عدالت» را معيار شناسايى انسان منتظر از غير آن ميشناسد.
خدايا، همه ما را براى ورود در طريق عدل يارى و براى ماندن در آن مساعدت فرما. آمين
تصدق شما- سردبير