ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - ٣ جشن ها و مراسم
مىدهد، بلكه اعتقاد و باور آنها را نيز بسيار شكننده و آسيبپذير مى سازد؛ زيرا مردمى كه تنها با بيان يك خواب و رؤيا جذب موضوع مهدويت مىشوند، با وقوع اندك خدشه اى در اين نقل ها دچار تزلزل و سردرگمى مىشوند.
از سوى ديگر اين قبيل سخنرانىها و مجالس شنوندگان و مخاطبان جوان و نوجوان را از رسالت سنگينى كه در برابر حجّت خدا، حضرت صاحب الامر، عليهالسلام، دارند، غافل ساخته و به اين انديشه وامى دارد كه تنها بايد در پى بهدست آوردن ادعيه، توسلات و ختوماتى براى تشرّف و ملاقات با آن حضرت بود و قطعاً اين قبيل افراد اگر به آرزوى خود دست نيابند دچار دلزدگى و نااميدى مىشوند.
خطر ديگرى كه اين نوع سخنرانى ها و مجالس دارد اين است كه اعتقاد به مهدويت را در نزد كسانى كه هنوز به حقايق شيعه و عمق انديشه مهدويت پى نبرده اند، به عنوان اعتقادى موهوم و آميخته با خرافه جلوه مىدهد.
٢. كتابها و نشريات
توليد و نشر كتاب هاى مذهبى اين روزها بازار آشفتهاى دارد؛ برخى از ناشران و نويسندگانى كه بدون داشتن شناخت و بينش عميق دينى و تجربه و آزمودگى لازم در توليد آثار فرهنگى، وارد عرصه چاپ و نشر كتاب شدهاند، بيش و پيش از آنكه به تغذيه فكرى صحيح جوانان و نوجوانان و عمق بخشيدن به شناخت و بينش دينى آنها بينديشند، مطالب سطحى و مطابق ذوق و سليقه عوام مردم را دستمايه كار خود قرار دادهاند و از اين طريق تجارت فرهنگى خود را رونق مىبخشند.
متأسفانه نشر و پخش كتاب هاى مهدوى نيز از اين آفت دور نبوده است. اقبال روزافزون مردم به موضوع مهدويت و عطش آنها براى انس و ارتباط بيشتر با امام عصر، عليهالسلام، زمينهاى را فراهم ساخته كه عدهاى ناآگاه و يا سودجو با انتشار آثار بسيار سطحى، نازل و بعضاً بىپايه و اساس اعتقاد مردم را به بازى بگيرند و ارتباط با حضرت صاحب الامر، عليهالسلام، و تشرّف به محضر ايشان را درحد سادهترين موضوع كوچه بازارى تنزل دهند.
از اين رو بر متوليان امور فرهنگى و اعتقادى جامعه اسلامى، بويژه حوزه علميه قم لازم است كه با حساسيت و نظارت بيشتر ضمن تقدير از نويسندگان و ناشرين كتابهاى شايسته مهدوى به نحو مقتضى جلوى نشر و پخش آثار بىمايه و بىمحتوا را بگيرند.
٣. جشنها و مراسم
در چند سال گذشته جشنها و مراسم نيمه شعبان توسعه بيشترى يافته و به يفمن ورود چند دستگاه دولتى در زمره برگزاركنندگان اين جشنها، بر شكوه و جلال ظاهرى آنها بسيار افزوده شده است؛ چراغانى، پخش نقل و شيرينى، آذينبندى خيابانها و ميادين، نورافشانى و ... امّا در اين ميان چيزى كه به فراموشى سپرده شده، فلسفه بزرگداشت روز نيمه شعبان است. ترديدى نيست كه شادبودن و شاد كردن مردم در روزى كه منجى عالم بشريت به دنيا آمده، امرى مطلوب و پسنديده است امّا اگر اين موضوع باعث شود كه مردم به طور كلى از اصل مسأله انتظار، ظهور و وظايفشان در برابر حجت خدا غافل شوند و خداى نخواسته نيمه شعبان بهانه اى شود براى برپايى كارناوال هاى شادى، كنسرت هاى موسيقى و حتى رقص و پايكوبى، ديگر نمى توان اين مراسم را در جهت رضايت حضرت صاحب الامر، سلام اللَّه عليه، به شمار آورد.
مسئولان و سياستگزاران فرهنگى كشور بايد ضمن حفظ صبغه مردمى جشن هاى نيمه شعبان، به جاى صرف مخارج كلان براى امورى كه هيچ تأثيرى در افزايش توجه مردم به امام عصر، عليه السلام، ندارد، همت خود را متوجه فعاليت هاى فرهنگى و تبليغاتى ثمربخش كنند، فعاليت هايى كه حداقل يك لحظه مردم را به تأمل در انتظار و فلسفه نياز آنها به ظهور حضرت مهدى، عليه السلام، وادارد، نه اينكه آنها را در مقابل اين پرسش قرار دهد كه: آيا امام زمان، عليه السلام، به اين ريخت و پاش ها راضى است؟ آيا در كشورى كه فقر بيداد مىكند و بسيارى از مردم محتاج نان شب خود هستند، تدارك ريسه هاى چندهزار مترى، نصب هزاران پوستر و پلاكارد به اسم امام عدالت گستر معنا دارد؟ و آيا ...؟
اميدواريم كه نيمه شعبان امسال كمتر شاهد برنامه هاى پرزرق و برق و كم محتوا باشيم و اين روز چونان گذشته يادآور نياز ما به ظهور مردى باشد كه اگر بيايد جهان پس از مولا على، عليه السلام، يك بار ديگر طعم عدالت را خواهد چشيد. انشاءاللَّه