ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦١ - پرسش ها و پاسخ ها
چقدر كاربردى است. يكى از اين كتابها را خريدم به نامHappy marriage يعنى ازدواج شاد. يك كشيش باسواد مسيحى، ٤٠٠ صفحه كتاب نوشته است كه بحث آن، مسائل زناشويى و جنسى است و در مورد زناشويى و جنسى است و در مورد همرسان جوان بحث مىكرد. بنده معتقد نيستم كه كتابهاى آموزشى جنسى قبل از ازدواج داده شود، بلكه اين كار در تمدن الحادى غرب صورت گرفته است. آموزش سكس(Sex Education) براى مجردها درست نيست. ايشان در مقدمه كتاب مىگويد: اين كتاب حاصل تجربه هجده ساله من در آموزش به زنان و شوهرهاى جوان مسيحى است. در اين كتاب پرسشنامههاى علمى و حرفهاى كاربردى و فيزيولوژى زيادى وجود دارد. نويسنده اين كتاب جزو روحانيون درجه يك و باسواد كليسا است. روانشناسى هم بلد است. در آن كتاب نوشته است كه من در كلاسهايم نزديك ده تا سيزده هزار نفر را حضوراً و رودررو جواب دادهام و مشكلشان را حل كردهام. مسائل زناشويى را با كاربردىترين روش و كلىگويى و با عفيفترين قلم توضيح داده است. در جابهجاى اين كتاب، آيه و روايت مسيحيان آمده است. يك جمله كاربردى مىگويد و روبهروى آن پرانتز باز مىكند كه اين در انجيل متى باب چندم است. در پايان كتاب نيز ١٥٠ پرسش جنسى را پاسخ داده است، عين فتوا، ولى كاربردى است. وقتى آدمى آن را مىخواند، مىبيند كه چقدر اين كتاب مورد نياز جوانها و حتى ميانسالان جامعه ما است و اينكه اين كتاب چه اندازه كاربردى و دينى و علمى است.
مسيحيان مجلههاى زيادى درباره درمان افسردگى از ديدگاه مسيحيت دارند. آنها كلىگويى نكردهاند كه توكل به خدا و توسل به حضرت معصومه (س) داشته باش، بلكه تكنيك داده است. تكنيكهايى كه آنها ارائه كردهاند، تكنيك دينى است. منابعى كه ما در اسلام داريم. اصلًا مسيحيت ندارد. با اين حال، آنان دست و پا مىزنند تا همه چيزهاى كاربردى را از همانها كه دارند دربياورند و تا اندازهاى هم موفق شدند.
دوم اينكه ما بايد الگوهاى عملى داشته باشيم؛ يعنى اين كسى كه حرف مىزند، بايد ببينيم خودش چگونه عمل و تربيت مىكند و چقدر گرفتار است؟ زمينههاى عاطفى را بايد ايجاد كنيم.
نكته پايانى هم اينكه دو دهه پيش در دنيا، كتاب معروف و پر سر و صدايى منتشر شد به نام «مدرسه زدايى جامعه» كتاب از فردى به نام ايوان ايليچ است. وى صاحبنظر بزرگى در زمينه آموزش و پرورش و به يازده زبان زنده دنيا مسلط بوده است. پيام ايوان ايليچ اين بود كه مدرسه نهادى است كه انسان را تربيت نمىكند. مدرسه اجزا و ويژگىهايى دارد كه نه تنها انسان را تربيت نمىكند، بلكه خراب هم مىكند. در آن كتاب، دلايل زيادى مىآورد. يكى از آن دلايل، اين است كه در مدرسه، همه چيز اجبارى است و تربيت با اجبار نمىسازد. فرزند من بايد در روز دوشنبه ساعت يازده، سر كلاس معلمى قرار بگيرد كه دينى بخواند. شايد فرزند من از اين معلم خوشش نيايد. همه اجزاى مدرسه اجبار است. ساعت و معلم آن مشخص است. بايد اين كتاب حتماً تا فلان جا خوانده شود و امتحان گرفته شود. مقايسه و ارزشيابى مىشود و نمره داده مىشود. به همين دليل، فشار و اجبار و تقلب و ناراحتى به وجود مىآورد. در آن زمان گفتند كه حرفهاى ايليچ درست است، ولى گزينه ديگرى نداريم؛ حتى يك مقدارى هم مسئولان يونسكو را بايكوت كردند. نظام مدرسه نمىتواند انسان را تربيت كند. با اين مجموعه، بنده نمىتوانم در مدرسه تربيت دينى بكنم. در مدرسه، به درس دينى همانگونه مىنگرند كه به فيزيك و شيمى مىنگرند. در فيزيك تقلب مىكنند، در دينى هم تقلب مىكنند. تازه فيزيك زندگى او را تأمين مىكند، ولى دينى خير. در درس فيزيك، براى فرزند خود، معلم خصوصى
مىگيرند ولى در