ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٩ - تشنه ديدار
بههرحال از اين پيشامدهاى عجيب و غريب همينطور هاج و واج مانده بودم كه آيا در خواب هستم يا بيدارم و ... ناگهان با صداى آن عرب بزرگوار بهخود آمدم كه مىگفت: «اى سيد عازم كجا بودى؟» عرض كردم: قصد زيارت عسكريين، عليهماالسلام، را دارم، ولى درصدد بودم تا در مسير سرى هم به حرم مطهر حضرت سيد محمد فرزند بزرگوار امام هادى، عليهالسلام، بزنم كه راه را گم كردم.
مرد عرب فرمود: «آنجا مرقد سيد محمد است» وقتى به طرفى كه او اشاره مىكرد نگاه كردم ديدم ما درست در قسمت پائين بقعه سيد محمد هستيم. يك لحظه با ناباورى به اطراف با دقت نگاه كردم ولى با كمال تعجب ديدم كه حق با آن مرد است و من كمى پائينتر از حرم مطهر سيد محمد قرار دارم. با اين همه من متوجه اين موضوع هم بودم كه وقتى راه را گم كردم هنوز چند فرسخ با بقعه سيد محمد فاصله داشتم، ولى آنچه غيرقابل انكار بود آن كه حالا من در چند قدمى بقعه شريف سيد محمد بودم. بدون آنكه بتوانم عكسالعمل خاصى نشان دهم در دل خودم به اين حقيقت اذعان داشتم كه تمام اين صحنههايى كه هماكنون شاهد آنها هستم يك سلسله امور غيرعادى هستند.
در آن فاصله كه با مرد عرب همراه بودم صحبتهاى زيادى در بين ما ردّ و بدل شد، ازجمله امورى كه در آن فرصت نصيبم شد اينهاست:
- ايشان به من با تأكيد فراوان سفارش مىكردند كه زياد تلاوت قرآن بكنم.
- قائلين به تحريف قرآن كريم را انكار مىكردند و افرادى را كه احاديث تحريف را جعل كردهاند نفرين نمودند.
- تأكيد داشتند بر گذاشتن عقيقى كه اسماء مقدسه چهارده معصوم، عليهالسلام، بر آن نوشته شده است در زير زبان ميّت.
- سفارش به احترام بر پدر و مادر داشتند چه در حال حيات باشند يا نباشند.[١]
- تأكيد بر تعظيم و تكريم ائمه اطهار، عليهمالسلام، و زيارت بقاع شريف آنها و اولادشان.
- سفارش بر احترام به سادات، حتى به من فرمودند:» قدر خود را بهخاطر انتساب به اهل بيت، عليهمالسلام، بدان و شكر اين نعمت را كه مايه سعادت و نيكبختى است بهجا بياور «.
- همچنين مرا به خواندن نماز شب سفارش كرده، فرمودند:» اى سيد واقعاً حيف است از اهل علم كه خود را وابسته به ما بدانند ولى مداومت بر نماز شب نداشته باشند «.
- به خواندن تسبيحات حضرت زهرا، عليهاالسلام، پس از نمازهاى پنجگانه تأكيد داشتند.[٢]
- تأكيد بر زيارت امام حسين، عليهالسلام، از دور و نزديك) اگر نزديك كربلاست از طريق مشرّف شدن به حرم آن حضرت و اگر اينكار ميسر نبود از طريق خواندن زيارت عاشورا و ساير ادعيه و زياراتى كه وارد شده است در همان محلى كه سكونت دارد (.
- تأكيد بر رفتن به زيارت امامزادهها و سر قبر علما و صلحا.
- تأكيد بر حفظ خطبه حضرت زهرا، عليهاالسلام.[٣]
- سفارش بر حفظ خطبه شقشقيه اميرالمؤمنين، عليهالسلام.[٤]
- تأكيد بر حفظ و دقت در مضمون خطبه حضرت زينب كبرى، عليهاالسلام، كه در مجلس يزيد آن را ايراد فرمودند.[٥]
آن مرد عرب علاوه بر مطالبى كه بيان شد سفارشهاى ديگرى را داشتند كه بههمين مقدار اكتفاء مىشود. در اثناء صحبتها ناگهان به ذهنم خطور كرد كه اين مرد بزرگوار با اين همه فضل و لطف و محبت چه كسى مىتواند باشد؟
به محض آن كه اين مطلب از ذهن من گذشت آن شخص عرب از نظرم ناپديد شد.
من ماندم و حسرت ديدار دوباره و اينكه چرا او را نشناختم تا سر در قدمش گذارم و ...
\*\*\*
آنچه گذشت حكايت ديدار آيةاللَّه العظمى نجفى مرعشى، قدّس سرّه، با امام عصر، عليهالسلام، بود.
گفتنى است كه اين حكايت را در پاسخ به نامه مرحوم حسين عمادزاده كه از ايشان درخواست كرده بودند تا حكاياتى را درباره كسانى كه به حضور امام زمان، عليهالسلام، مشرّف شدهاند بيان نمايند به نگارش درآوردهاند.
در عبارات آغازين پاسخ آيةاللَّه نجفى مرعشى اين تعابير بهچشم مىخورد:
... و بعد به عرض سامى گرامى مىرساند رقيمه كريمه محترمه زيارت،