ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٦ - اهميت توقيعات و استدلال به آنها
درآمدى بر شناخت توقيعات\*
قسمت اول
محمد مهدى ركنى
توقيع در لغتنامهها
در كتابهاى لغت «توقيع» به اين معانى آمده:
نشان گذاشتن و امضاء كردن حاكم بر نامه و فرمان، جواب مختصر كه كاتب در نوشته به پرسشها مى دهد، دستخط فرمانروا، نوشتن عبارتى در ذيل مراسله.[١]
در اصطلاح علم حديث پاسخ پرسشها يا اطلاعيههايى است كه به صورت كتبى از طرف امام براى آگاهى شيعيان فرستاده مى شده، چنانكه توقيعاتى از حضرت امام على نقى و امام حسن عسكرى، عليهماالسلام، نقل شده است،[٢] امّا معمولًا توقيع به نامههاى حضرت حجةبنالحسن امام زمان، (عج)، گفته مىشود كه توسط چهارتن نايبان خاص ايشان در زمان غيبت صغرى به دست شيعيان مىرسيده است.[٣] محتواى اين توقيعات يا جواب سؤالات خصوصى است يا تعليم احكام و ردّ شبهاتف مخالفان، يا تأييد و توثيق نوّاب اربعه و تكذيب مدعيان دروغين و تعيين تكاليف اجتماعى شيعيان در دوران نهان زيستى حضرت، كه شرح آنها خواهد آمد.
چنين به نظر مىرسد دانشمندان ما خواستهاند بين اخبارى كه شيعه آنها را در حضور امام بطور شفاهى فرا گرفته با آنچه به صورت حاشيه و پىنوشت نامه از امام دريافت كرده تفاوتى موجود باشد، بدين جهت نوع دوم را توقيع خواندهاند، كه با معانى لغوى و وضع نخستين آن نيز تناسب دارد، زيرا توقيعات معمولًا جواب پرسشهايى است كه در زير نامه به اختصار تحرير مىشده، و نشان درستى آنها دستخط شناخته شده[٤] يا مهر نويسنده بوده كه در توقيعات وجود داشته است، و بدين ترتيب اصحابف ائمه و شيعيان زبده كه با خط و نشان پيشوايان خود آشنايى داشتند به صدور آنها از طرف حجت خدا اطمينان كامل پيدا مى كردند.
اهميت توقيعات و استدلال به آنها
آشكارترين اثر وجودى و تربيتى امام غايب در مدت غيبت صغرى توقيعات صادره از آن حضرت است. چنانكه مىدانيم مهدى موعود عليه السلام، آخرين خليفه آفريدگار بر زمين براى هدايت و رهبرى توده هاى انسانى است. پنهان از چشمها مى زيَد تا از كيد دشمنان محفوظ ماند، و دست ستم به آستان والايش نرسد، و چون پدران خود به زهر جفا يا شمشير كين كشته نشود، و آثار وجودى خليفةاللَّه از جهان نابود نگردد. امّا اين ناپيدايى و نهان زيستى چنان نيست كه همانند نابودن امام بر صحنه زمين باشد و وجود و عدمش يكسان، نه واللَّه! كه علاوه بر آثار معنوى و افاضات پنهانى- كه اهلش از آن برخوردارند- امام غايب چون امام حاضر به وظيفه پيشوايى دينى خود كه هدايت و تربيت نفوس و مددرسانى به دانشمندان پارساى مذهبى و نگهداشتف آنان از لغزشهاست مى پردازد و در حراست و مرزبانى حريم دين الهى و ديگر مسؤوليتها و تعهداتى كه نسبت به كشورهاى اسلامى دارد مى كوشد، و «آنكس كه ز كوى آشنايىست» مىداند كه هدايت و دستگيرى و نگهبانى حضرتش چگونه است، كه خود ديده و بهرهمند گشته است.
يكى از جلوه هاى بارز اين راهنمايى