ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٧ - قطره اى از اقيانوس نهج البلاغه
مَخْرَجاً»؛ خوب است مردم و جوانان ما اين آيه را زياد بخوانند، حداقل بعد از نمازها و در طول روز و شب بخوانند. «مَنْيَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً»؛ كسى كه با تقوا باشد بن بست ندارد. «وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ»؛ و روزىهاى بىحساب مادى و معنوى براى او مىفرستد. مگر غير اين است.
بشريت به دنبال دو چيز است، يكى نجات از مشكلات و ديگر آگاهى و اين در تقوا يافت مىشود. پس كليد همه مطالب تقواست. بزرگان هم فرمودهاند. در كلمات مرحوم شهيد مطهرى هم هست. فراموش كردم بگويم كه سيرى در نهجالبلاغه شهيد مطهّرى بسيار خوب و لازم است كه نسل جوان ما مطالعه كنند. اگر ما بخواهيم سعادتمند بشويم راهى جز تقوا كه همان ارتباط با خداست نداريم. مىفرمايد: «أصيك بتقوى الله و لزومأمره و عمارة قلبك بذكره»؛ با ياد خدا بايد قلب را آماده كرد «و الإتصام بحبله و أى سبب أوثق من سبب بينك و بين الله إن أنت أخذت به»؛ هيچ سببى محكمتر از آنچه بين تو و خداست وجود ندارد. «أحى قلبك بالموعظه» يك راه براى زنده نگه داشتن دل و قلب اين است كه جان خود را با موعظه عجين كند. حال چه خود قرآن و مواعظ آن يا مواعظ انبيا يا نه اينكه بنشيند و خودش را موعظه كند و به نفسش هى بزند. «و أمته بالذهادة» با بىرغبتى به مظاهر دنيا با نفس را آرام كرد و «نورّه بالحكمة و ذلّله بذكر الموت و قرّره بالفناء»؛ ياد اين باش كه بالاخره روزى از اين جهان خواهى رفت. اگر ما به ياد داشته باشيم كه مسافريم، در خواهيم يافت كه:
وقت سفر از براى ما توشه راه لازم است بار سفر چه بستهاى؟ مرگ خبر نمىكند.
بالاخره يك روز از اين جهان به سوى جهان ابدى خواهيم رفت بنابراين ما بايد ذخيرهاى براى آن عالم داشتهباشيم و راهش اين است كه فكر كنيم از كجا آمدهايم و در كجا هستيم و به كجا آمدهايم و در كجا هستيم و به كجا خواهيم رفت. گذشتگان ما چگونه بودهاند، آنها افسانه شدهاند و روزى هم ما افسانه خواهيم شد. اين چه زندگى است كه انسان بدون خدا و ياد خدا زندگى كند. «ولا تبع آخرتك بدنياك»؛ آخرت خود را به دنيا مفروش. دنيا ارزش ندارد كه ارزشهاى اخروى را فداى آن بكند و «دع القول فى مالا تعرف»؛ آنچه را نمىدانى نگو. اين خيلى مهم است كه انسان زبانش را كنترل كند و مسائلى را كه نمىداند نگويد. «والخطاب فى ما لم تكلف و أمسك عن طريق إذا خفت ضلالته»؛ دنبال آن راههايى كه خطرناك است نرو. انبيا به ما دستور دادهاند كه دنبال علم برويد و اگر جايى ديديد خطرناك است توقف كنيد. به لقمان گفتند: حكمت از كه آموختى؟ گفت: از نابينايان كه تا جاى پايى نبينند پاى نگذارند. انسان در مسائلى زندگى بايد با احتياط رفتار كند و در جايى كه علم دارد رفتار كند و در جايى كه علم دارد رفتار كند. «و امر بالمعروف و تكن من أهله»؛ امر به معروف كن و خودت هم اهلش باش. «و أنكر المنكر بيدك و لسانك و باين من فعله بجهدك»؛ از كسانى كه منكرات انجام مىدهند كنار بكش حتّىالامكان با تمام قدرت با منكرات مبارزه كن. «و جاهد فى الله حق جهاده و لاتأخذك فى الله لومة لائم»؛ سرزنش سرزنشكنندگان شما را از پا درنياورد. «و خض الغمرات للحق حيث كان»؛ هر جا حق هست برو «و تفقّه فى الدّين»؛ در دين تفقّه كن، تفقه و بصيرت در دين مهم است. حالا چه معارف باشد چه احكام و اخلاق و غير آن. «و عوّد نفسك بالتصبّر فى الحق»؛ بهترين خوىها بردبارى در طريق حق است. «و ألجىء نفسك فى الامور كلّها إلى إلهك»؛ در همه حالات به خداى خودت پناه ببر. همه و مخصوصاً نسل جوان راهى جز پناه بردن به خدا ندارند و همه مشكلاتشان را به خداى تعالى عرضه كنند كه او قدرت بر همه چيز دارد و همه قدرت و علم و توانايى و حكمت مال خداست. «فإنّك تلجئها إلى كهف حريز و مانع عزيز»؛ همانا تو نفست را به پناهگاهى محكم و نفوذناپذير سپردهاى. پناهگاه محكم خداست «و أخلص فى المسئلة لربك»؛ سؤالات و نيت خود را از خدا خالص كن «فإنّ بيده العطاء و الحرمان»؛ همه چيز به دست خداست. «و أكثر الإستخاره»؛ زياد استخاره كن. يعنى زياد از خدا طلب خير كن. «و تفهّهم وصيتى و لاتذهبنّ عنها صفحاً»؛ روى خود را به اين طرف و آن طرف نگردان. «فإنّ خير القول ما نفع اعلم لاخير فى علم لاينفع»؛ بهترين سخنها، سخنى است كه در آن سودى باشد و بدان علمى كه نفع ندارد خير هم ندارد «ولا ينتفع بعلم لايحقّ تعلمه»؛ و از علمى كه آموختن آن شايسته نيست سودى حاصل نمىشود.
والسلام عليكم و رحمةالله و بركاته