ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٩
محمد عليه السلام، تطبيق دهد ممكن است در آينده از رحمت خداوندى بهره مند گشته، براى يارى امام زنده شود. يكى از آن شرايط خواندن دعاى «عهد» است كه در فرد، نوعى آمادگى براى پذيرش حكومت آخرين ذخيره الهى ايجاد مى كند. به فرموده امام صادق عليه السلام:
هر كه چهل صبح دعاى عهد را بخواند از ياوران قائم ما باشد و اگر هم پيش از ظهور آن حضرت از دنيا برود خداوند او را از قبر بيرون آورد تا در خدمت آن حضرت باشد ...[١]
انتظار فرج
يكى از شرايط حضور در حكومت بقيةاللَّه و توفيق ديدار با آن حضرت انتظار فرج است؛ يعنى آمادگى كامل براى پذيرش حكومت حق و آراستن به آنچه كه مهدى عليه السلام، مى گويد و مى خواهد. انتظار فرج يعنى نفى هرگونه سلطه از بيگانگان و مبارزه با افكار انحرافى و فساد اخلاق و در يك كلام، انتظار فرج يعنى بيزارى از دشمنان خدا و پيامبر و معصومين، عليهم السلام.
بى سبب نيست كه انتظار از بهترين اعمال شمرده شده است، بلكه فرد منتظرف دولت مهدى همانند كسى است كه در پيش روى رسول خدا شهيد گشته و در خون خود غلتيده است و اگر بر همان حالت انتظار از دنيا برود بسان كسى باشد كه در خيمه مهدى فاطمه، عليهماالسلام، مى باشد.
ابوبصير از امام صادق روايت كرده كه آن حضرت روزى فرمود:
آيا شما را خبر ندهم به چيزى كه خداوند عملى را بدون آن از بندگانش قبول نمى كند؟ گفتيم: آرى. فرمود: شهادت بر وحدانيت خدا و رسالت پيامبر، صلى الله عليه و آله و سلم، و اقرار به آنچه كه خداوند فرموده، از دوستى ما و بيزارى از دشمنان و اطاعت و پيروى از ما. نيز داشتن ورع و پرهيزكارى و انتظار كشيدن براى قائم عليه السلام. آنگاه فرمود: بدرستى كه براى ما دولتى است، خداوند آن را هر زمانى كه اراده كند برقرار مى سازد. سپس افزود: هركس كه دوست دارد از ياران قائم عليه السلام، باشد بايد در انتظار به سر برد و خود را به ورع و محاسن اخلاق بيارايد، و اگر در همان حال بميرد براى او اجرى همانند كسى است كه آن حضرت را درك كرده باشد.[٢]
پى نوشتها:
[١]. سوره تحريم (٦٦)، آيه ١١.
[٢]. صدوق، محمد بن على بن الحسين، كمال الدين، ج ٢، ص ٥٠؛ الطوسى، محمد بن الحسن، الغيبة، ص ١٣٨.
[٣]. همان، ص ٤٧٦.
[٤]. الهيثمى، نورالدين على بن ابى بكر، مجمع الزوائد، ج ٧، ص ٣١٥؛ معجم احاديث الإمام المهدى، ج ١، ص ٥٠٠.
[٥]. همان.
[٦]. المجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٢٢٣.
[٧]. الطبرى، محمد بن جرير، دلائل الامامة، ص ٣١٤.
[٨]. همان، ص ٢٦٠.
[٩]. رياحين الشريعة، ج ٥، ص ٤١؛ به نقل از خصايص فاطميه.
[١٠]. چشم اندازى از حكومت مهدى عليه السلام، ص ٧٤؛ بهنقل از بيان الائمه، ج ٣، ص ٣٣٨.
[١١]. ابن الاثير، على بن ابى الكرم، اسدالغابه، ج ٥، ص ٤٨١.
[١٢]. رياحين الشريعه، ج ٤، ص ٣٥٣.
[١٣]. الواقدى، محمد بن عمر، مغازى، ج ١، ص ٢٧٣.
[١٤]. همان، ج ٢، ص ٢٦٨.
[١٥]. همان، ج ١، ص ٢٧٠.
[١٦]. رياحين الشريعه، ج ٥، ص ٤١؛ بهنقل از خصايص فاطميّه.
[١٧]. چشم اندازى از حكومت مهدى عليه السلام، ص ٧٦؛ تهذيب الكمال، ج ٣٥، ص ٣٢٩.
[١٨]. طبسى، محمد جواد، نقش زنان مسلمان در جنگ، ص ٢٠.
[١٩]. قاموس الرجال، ج ١٠، ص ٣٨٧.
[٢٠]. المامقانى النجفى، عبدالله محمد حسن، رياحينالشريعه، ج ٣، ص ٣٨١؛ بهنقل از تنقيحالمقال.
[٢١]. همان، ج ٣، ص ٧٨.
[٢٢]. القمى، شيخ عباس، سفينة البحار، ج ١، ص ٢٠٤.
[٢٣]. همان.
[٢٤]. جامع لرواة، ج ٢، ص ٤٥٨؛ رجال شيخ طوسى، ص ٣٤١.
[٢٥]. المفيد، محمدبن محمدبن النعمان، الاختصاص، ص ٧٣٠٧٢.
[٢٦]. القمى، شيخ عباس، همان، ج ٢، ص ٢٩٤.
[٢٧]. القمى، شيخ عباس، منتهىالآمال، ج ٢، ص ٤٨٦؛ بهنقل از: النعمانى، محمد بن ابراهيم، الغيبة.