ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٠ - تشنه ديدار
از بشارت سلامتى و بقاء توفيق سركار خوشوقت شدم تلواً چند نفر از اشخاصى كه مشرّف به زيارت حضرت ولى عصر، عجّل اللَّه تعالى فرجه، نائل شدهاند ذكر مىشود، گرچه در وقت تشرّف و درك فوز عظيم آن وجود مقدس را نشناختهاند. البته مسبوق هستيد عده اين اشخاص بسيار و كتبى در خصوص آنها تأليف شده از قبيل نجمالثاقب شيخ مشايخنا النورى و بغية الطالب ممّن رأى الامام الغايب لمحدث الزمن الاخير استادنا الحاج الشيخ محمد باقر البيرجندى و غيرهما علاوه بر آنها جمع كثيرى نيز رستگار به اين سعادت شدهاند كه مجال و حال اين شكسته بال مقتضى ذكر آنها نيست و از باب مالايدرك كلّه لا يترك كله فقط اكتفا مىنمايم به ذكر سه قضيه كه در زمان حقير واقع شده] است [.
١- سيد جليلى كه از اهل علم و قطع به صدق و سداد و تقواى او هست و از خاندان جليل رسالت پناهى و دودمان مرتضوى، عليهالسلام، مىباشد نقل مىنمايد كه در ...
پس از رحلت حضرت آيةاللَّه العظمى نجفى مرعشى برطبق نوشتههايى كه از ايشان به دست آمد معلوم شد كه اين حكايتها هر سه مربوط به تشرّف خود ايشان به حضور امام زمان، عليهالسلام، بوده است، رحمةاللَّه عليه و على اجداده الطاهرين.
والسلام
پىنوشتها:
[١]. سيد محمد فرزند بزرگ امام هادى است كه در زمان حيات پدر بزرگوارشان از دنيا رفتند. از وى كرامات بسيارى ديده شده است. همه عربها اعم از شيعه و سنى به آن سيد بزرگوار اعتقاد كامل دارند، در ايّام سال به زيارتش مىروند و به او نذر و نياز مىكنند. مرقد او هشت فرسخى سامرا قرار دارد.
[٢]. احترام به پدر و مادر در حال حيات آنها معلوم است و قرآن از طريق آياتى چون» وصيّناالإنسان بوالديه حسناً «به آن اشاره دارد، امّا در مورد اكرام پدر و مادر پس از رحلت آنها روايات زيادى از ائمه اطهار، عليهمالسلام، و پيامبر اكرم، صلّىاللَّهعليهوآله، وارد شده است كه به ذكر دو نمونه از آنها اكتفاء مىگردد.
حضرت باقر، عليهالسلام، مىفرمايند:
چه بسا فردى درحال حيات والديناش به آنها نيكوكار است، امّا پس از مردن آندو آنان را فراموش مىكند؛ يعنى براى آنها استغفار نمىكند، بدهى آنها را نمىپردازد و ... چنين كسى را خداوند عاق والدين محسوب مىكند ...
وعكس اين هم صادق است؛ يعنى چه بسا فردى در حال زنده بودن والدينش به جهت بعضى اعمال عاق والدين محسوب شود ولى پس از مرگ آنها از طريق استغفار و خير و نيكى نمودن بر آنان خداوند متعال او را جز احسانكنندگان به والدين محسوب نمايد.
نقل شده است كه روزى مردى از پيامبر اكرم، صلّىاللَّهعليهوآله، سؤال كرد: آيا پس از مرگ والدين چيزى از حقوق آنها بر عهده فرزند باقى است؟ حضرت فرمودند:
بلى، نماز و استغفار و دعا براى آنها و احترام به دوستان آنان و صله رحم كردن از جمله حقوق والدين است كه حتى پس از مرگ آنها بايد انجام گيرد ...
[٣]. يعنى پس از تمام كردن هريك از نمازهاى يوميه سى و چهار مرتبه «اللَّهاكبر» و سى و سه مرتبه «الحمداللَّه» و سى و سه بار «سبحاناللَّه» بگويد.
[٤]. آن حضرت اين خطبه را با هدف افشاى چهره منافقان و جنايتكاران و تبيين حوادث بعد از پيامبر اكرم، صلّىاللَّهعليهوآله، و دفاع از ولايت در مسجد ايراد فرمودند. اين خطبه را ابنابىالحديد در جلد ٤ شرح نهجالبلاغه صفحات ٩٣ به بعد و طبرسى در احتجاج، ج ١، صفحه ١٣١ به بعد نقل كردهاند ...
[٥]. اين خطبه سومين خطبه از خطبههاى نهجالبلاغه است كه در ضمن آن على، عليهالسلام، به تحليل وقايع پس از پيامبر اكرم، صلّىاللَّهعليهوآله، مىپردازند.
[٦]. نقل مىكنند وقتى يزيد در حضور اسرا و ساير حاضرين به خواندن اشعار كفرآميزى چون:» لعبت هاشم بالملك فلا خبرٌ جاء و لا وحى نزل و ... «مشغول شد حضرت زينب، عليهاالسلام، جسارت يزيد را به سر مبارك امام حسين، عليهالسلام، و همينطور در خواندن اين اشعار كفرآميز تحمل نكرد، درنتيجه در وسط مجلس بدون كوچكترين اعتنايى به تكبر و فخرفروشى يزيد بهپا خاسته خطبهاى را ايراد كردند و در ضمن آن پس از حمد خداوند به افشاء جنايات يزيد و معرفى اهلبيت، عليهاالسلام، پرداختند. وجه مشترك هر سه خطبه مورد سفارش امام زمان، عليهالسلام، افشاء جنايات ستمگران و دفاع از ولايت است.