ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - قطره اى از اقيانوس نهج البلاغه
نهجالبلاغه را باز كنند و به بحث بپردازند. لازم هم نيست كه فنى بحث كنند. اين تذكرات لازم است چرا كه انسان به موعظه احتياج دارد، بايد بسيار گفت تا كمى اثر كند.
كدام يك از مواعظ نهجالبلاغه را مىتوان اثربخشتر يا تكاندهندهتر دانست؟
يكى خطبه همّام و ديگر نامه اميرالمؤمنين به امام حسن عليه السلام البته اوايل نامه يك سرى مطالبى ديده مىشود كه از نظر معنا متشابه است، به گونهاى كه انسان فكر مىكند معصوم كه نبايد اينگونه حرف بزند، ولى به عنوان يك مربى جامعه و نه به عنوان يك معصوم، مثل پدر مهربانى كه سردى و گرمى دنيا را چشيده و نشيب و فراز عالم را ديده به يك جوان ناآزمودهاى كه نمىفهمد راه و چاره چيست نصيحت مىكند. نه امام حسن عليه السلام از اين حرفها غافل است و نه اينكه اميرالمؤمنين عليه السلام اسير و عبد دنيا و امثال آن باشند با اين عنوان كه يك بشر با عمر كمش اينگونه اطلاعات دارد، راه زندگيش چنين است. نامه ٣١ اميرالمؤمنين عليه السلام بسيار جالب است براى همه جامعه خصوصاً جوانان و نوجوانان، خود اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمايند: «لم الك نصيحة»؛ در نصيحت تو به هيچ وجه كوتاهى نكردم. لازم نيست انسان بحثهاى طولانى پيش بكشد كه خود خطبه گم شود، خود نامه ترجمه شود آن قسمتهايى نظير «أوصيك بتقوى الله و لزوم أمره» و «أحى قلبك بالموعظة» همه نكتههاى اخلاقى و پرورشى است كه اگر انسان به همين نامه عمل كند براى فرد و جامعه بسيار مؤثر است. اگر سال على عليه السلام است بسم الله.
|
از على اكتفا به نام على |
نبود در خور مقام على |