ماهنامه موعود
(١)
شماره دويست و چهارم- دويست و پنجم
٢ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
بار ديگر ما غلط كرديم راه!
٤ ص
(٤)
اخبار
٦ ص
(٥)
حوادث شهريور تا دى ماه 1396
٦ ص
(٦)
حوادث طبيعى
٦ ص
(٧)
28 شهريور- طوفان
٦ ص
(٨)
20 مهر- آتش سوزى
٦ ص
(٩)
13 آبان- سيل
٦ ص
(١٠)
در آذر ماه گذشته
٦ ص
(١١)
2 دى- طوفان
٦ ص
(١٢)
3 دى- آتش سوزى
٦ ص
(١٣)
14 دى- طوفان و سرما
٦ ص
(١٤)
16 دى- آتش سوزى
٧ ص
(١٥)
22 دى- رانش زمين
٧ ص
(١٦)
حوادث انسانى
٧ ص
(١٧)
19 مهر- آزار جنسى
٧ ص
(١٨)
23 مهر- قتل
٧ ص
(١٩)
12 آذر- رسوايى جنسى
٧ ص
(٢٠)
گلستانه
٨ ص
(٢١)
بعد از تو
٨ ص
(٢٢)
كوثرى، بى كرانه دريايى
٨ ص
(٢٣)
حريم عرش خدا
٨ ص
(٢٤)
ايران
٩ ص
(٢٥)
پرچم
٩ ص
(٢٦)
بهار مى رسد و عيد باز مى گردد
٩ ص
(٢٧)
امام، قرآن ناطق
١٠ ص
(٢٨)
1 كسى قرآن را نمى داند، جز اهل بيت (ع)
١٠ ص
(٢٩)
2 ظاهر و باطن قرآن نزد اهل بيت (ع)
١٠ ص
(٣٠)
3 علم تفسير نزد اهل بيت (ع)
١١ ص
(٣١)
4 علم كتاب در سينه اهل بيت (ع)
١١ ص
(٣٢)
5 امام، كتاب ناطق است
١١ ص
(٣٣)
اركان اربعة انتظار (4)
١٢ ص
(٣٤)
اهمّيت و ضرورت شناخت حقوق امام
١٦ ص
(٣٥)
مراقبات ولايى
١٦ ص
(٣٦)
فصل اوّل مقدّمات و كلّيات
١٧ ص
(٣٧)
اوّل
١٧ ص
(٣٨)
دوم جايگاه حجّت خدا در نظام تشريعى خداوند
١٧ ص
(٣٩)
سوم جايگاه حجّت حق در نظام تكوينى خداوند
١٧ ص
(٤٠)
چهارم
١٧ ص
(٤١)
پنجم
١٨ ص
(٤٢)
ششم
١٨ ص
(٤٣)
هفتم
١٨ ص
(٤٤)
هشتم
١٩ ص
(٤٥)
نهم
١٩ ص
(٤٦)
دهم
١٩ ص
(٤٧)
وقتى امام سوگند مى خورد!
١٩ ص
(٤٨)
امامى كه حقّش را انكار كرده اند
١٩ ص
(٤٩)
پرسش و پاسخ
٢١ ص
(٥٠)
43 حقيقت انتظار چيست؟
٢١ ص
(٥١)
44 انتظار چه ويژگى هاى خاصّى دارد؟
٢١ ص
(٥٢)
45 عناصر تشكيل دهنده انتظار چيست؟
٢٢ ص
(٥٣)
46 چه نوع انتظارى راجح است؟
٢٢ ص
(٥٤)
47 انتظار، چه تأثيرى در بعد اجتماعى دارد؟
٢٢ ص
(٥٥)
48 عنصر انتظار چگونه در آمادگى نظامى منتظران تأثير دارد؟
٢٣ ص
(٥٦)
ژئوپولتيك دينى (قسمت آخر)
٢٤ ص
(٥٧)
اهرم هاى سياسى غرب براى كنترل جمعيت مسلمانان
٢٦ ص
(٥٨)
1 تجزيه كشورهاى پرجمعيت به كشورهاى ضعيف و نيازمند
٢٧ ص
(٥٩)
2 حمايت هاى بى دريغ مالى و غيرمالى سازمان هاى بين المللى از طرح هاى كاهش جمعيت كشورهاى مسلمان
٢٧ ص
(٦٠)
3 ترويج فرهنگ منحطّ غرب در جوامع اسلامى
٢٧ ص
(٦١)
4 قانون كنترل اجبارى جمعيت مسلمانان در كشورهايى با اقلّيت مسلمان
٢٧ ص
(٦٢)
نگرانى مفرط نظام سلطه از كاهش مسيحيان و افزايش مسلمانان
٢٨ ص
(٦٣)
جمعيت جوانان مسلمان، خطرى بزرگ براى صهيونيسم جهانى
٢٨ ص
(٦٤)
رفتار متناقض غرب درباره مسئله واحد جمعيت
٢٩ ص
(٦٥)
تفاوت سياست هاى جمعيتى در اسرائيل و كشورهاى مسلمان
٢٩ ص
(٦٦)
حالا يك پرسش استراتژيك
٢٩ ص
(٦٧)
ژنرال هاى جنگ نرم (9)
٣٠ ص
(٦٨)
دستگاه هاى اطّلاعاتى امنيتى و خبرنگاران
٣٤ ص
(٦٩)
چرا در امر جاسوسى، خبرنگاران و روزنامه نگاران ارجح هستند؟
٣٤ ص
(٧٠)
روزنامه نگاران و خبرنگاران چگونه اطّلاعات خود را مى فروشند؟
٣٥ ص
(٧١)
تجربه يك خبرنگار جاسوس
٣٦ ص
(٧٢)
رژيم صهيونيستى بيشترين بهره بردارى را از اين طيف مى كند
٣٦ ص
(٧٣)
معروف ترين روزنامه نگاران و خبرنگاران جاسوس
٣٦ ص
(٧٤)
عملكرد دولت ها در حوزه بيوتروريسم روسيه
٣٧ ص
(٧٥)
مانورهاى اروپايى
٣٨ ص
(٧٦)
امپرياليسم خبرى و رسانه هاى عالمگير
٣٩ ص
(٧٧)
مقدّمه
٣٩ ص
(٧٨)
نظام رسانه هاى عالمگير
٤٠ ص
(٧٩)
امپرياليسم رسانه اى
٤٠ ص
(٨٠)
امپرياليسم خبرى
٤٠ ص
(٨١)
بازار خبرى هدايت شده
٤٠ ص
(٨٢)
اينترنت و امپرياليسم
٤١ ص
(٨٣)
دعاى امام رضا (ع) براى فرزندشان، حضرت مهدى (عج)
٤٢ ص
(٨٤)
نقش حضرت زهرا (س) در تبيين راه تشيّع و دفاع از آن
٤٣ ص
(٨٥)
رهبر برگزيده خدا كيست؟
٤٧ ص
(٨٦)
چهل منقبت حضرت فاطمه زهرا (س)
٥١ ص
(٨٧)
كرامات و معجزات حضرت فاطمه زهرا (س)
٥٤ ص
(٨٨)
فرستادن غذا از طرف خداوند براى حضرت زهرا (س)
٥٤ ص
(٨٩)
اقرار به رسالت پدر در شكم مادر
٥٥ ص
(٩٠)
چرخيدن آسياى دستى به خودى خود در خانه حضرت زهرا (س)
٥٥ ص
(٩١)
حرام بودن آتش بر حضرت فاطمه زهرا (س)
٥٥ ص
(٩٢)
سخن گفتن در رحم مادر
٥٥ ص
(٩٣)
خدمتى كه صدّام پس از مرگش به آمريكايى ها كرد
٥٧ ص
(٩٤)
اعترافات فرمانده IFB در مورد عراق
٥٧ ص
(٩٥)
ارزش تاريخى و باطنى اصلى عراق براى ما
٥٨ ص
(٩٦)
ارزش سياسى و دينى عراق
٦٠ ص
(٩٧)
استراتژى فعلى ما در عراق
٦٠ ص
(٩٨)
بخشى از مناظره حضرت زهرا (س) با ابوبكر در مسجد مدينه
٦٢ ص
(٩٩)
پرونده خانواده
٦٣ ص
(١٠٠)
پرورش كودكان مسئوليت پذير
٦٤ ص
(١٠١)
ما به عنوان پدر و مادر در اين راستا، چه كارهايى مى توانيم براى كودكانمان انجام دهيم؟
٦٤ ص
(١٠٢)
در صورت كوتاهى كودك در انجام مسئوليت، چه بايد كرد؟
٦٥ ص
(١٠٣)
سكوت حكيمانه، راهى فراسوى خير و سعادت
٦٧ ص
(١٠٤)
حرمت راز
٦٩ ص
(١٠٥)
نوجوانت را بشناس
٧٠ ص
(١٠٦)
حالات و ويژگى هاى نوجوان
٧٠ ص
(١٠٧)
چگونه عزّت نفس فرزندان خود را بالا ببريم؟
٧٢ ص
(١٠٨)
پهلوان شعبان سياه
٧٣ ص
(١٠٩)
كَردَر رضوى؛ تنها روستاى با نام امام رضا (ع)
٧٦ ص
(١١٠)
يك رويداد مهم
٧٧ ص
(١١١)
دليل ارادت مردم كردر رضوى به امام رضا (ع)
٧٧ ص
(١١٢)
تنها روستاى رضوى كشور و حال و هواى ميلاد امام هشتم (ع)
٧٨ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - نقش حضرت زهرا (س) در تبيين راه تشيّع و دفاع از آن

حضرت على (ع) هرگز به چنين عملى تن نخواهند داد و اين مهم جز با تهديد و تخويف به دست نخواهد آمد.

ظاهراً هنوز اين تهديدها عملى نشده بودند كه صداى گريه حضرت فاطمه (س) در «مدينه» پيچيد. اين صدا دقيقاً با قلب مؤمنان رابطه برقرار كرد. گويا حضرت فاطمه (س) مى‌خواستند با زبان قلب‌ها مردم را متوجّه حقّ مسلوب سازند.

پرداختن فاطمه زهرا (س) به گريه در حوصله اين نوشتار نمى‌گنجد؛ آن نيز خطبه‌اى غرّا و جهادى است بزرگ؛ خطبه‌اى كه بر نفوس مردم اثرى عميق نهاد و ذهن‌ها را از پرسش‌هاى گوناگون آكنده ساخت؛ پرسش‌هايى كه سرانجام به يك پاسخ روشن مى‌رسيدند: ناخشنودى فاطمه (س) كه خشنودى‌اش خشنودى خداوند است و غضبش غضب خدا.

مسلمانان در جهت پايان‌بخشيدن به گريه حضرت فاطمه (س) بسيار كوشيدند؛ ولى تلاششان ناكام ماند و اشك‌هاى اعتراض دخت رسول خدا (ص) همچنان بر دامن پاكشان فرو مى‌ريختند. اين وضعيت تا غصب «فدك» و بيرون راندن كارگزاران حضرت فاطمه (س) از آن منطقه ادامه يافت.

در اين موقعيت، حضرت فاطمه (س) احساس كردند تمام درهايى كه پيامبر (ص) به فرمان خدا بر روى همگان بسته و تنها بر حضرت على (ع) و حضرت فاطمه (س) گشوده بود، بر آن دو بسته و بر ديگران گشوده شده‌اند؛ حقوق معنوى ايشان و رهبرى بر حقّ الهى كه خداوند تنها به همسر و فرزندانشان عطا فرموده بود، در جامعه اسلامى جديد، ضايع و تباه گشته‌اند و حقوق مادّى كه مى‌توانستند تا حدّى ايشان و خاندانشان را در دعوت و تبليغ مردم يارى دهند و بار ديگر امّت را به جريان صحيح اسلامى بكشند، از دست رفته‌اند.

ديگر زمان گريه سرآمده بود؛ زيرا اسلام را خطرى ديگر تهديد مى‌كرد. آنها پس از غصب خلافت، احكام اسلامى را نيز زير پا نهادند و انديشه تحريف آيات «قرآن» را در سر مى‌پروراندند. اسلام به بيانى صريح‌تر و فصيح‌تر نياز داشت تا مسلمانان، حقايق را با بيانى گوياتر و رساتر از گريه بشنوند و دريابند. از اين‌رو، خِمار بر سر نهادند، جلباب پوشيدند و در ميان گروهى از بستگان و زنان قومشان به راه افتادند. راه‌رفتن ايشان درست بسان راه‌رفتن پدرشان بود و گام‌هايشان قدم‌هاى پيامبر (ص) را در اذهان زنده مى‌كردند.[١]

دخت گرانقدر رسول خدا (ص) در ميان گروهى از مهاجران و انصار بر ابوبكر وارد شدند. پرده‌اى بين ايشان و مردان آويختند و مجلس مهيّا گشت و حضرت جلوس نمودند. ابتدا آهى از دل سوخته بركشيدند و به دنبال آن، صداى گريه مردم فضاى مسجد را پر كرد. ايشان پس از اينكه گريستند و گرياندند و قلب‌ها را به تپش در آورده و براى پذيرش حق نرم ساختند، خطبه تاريخى و غرّاى خود را آغاز كردند.

حضرت زهرا (س) در سخنرانى خويش، بنابر عادت خطباى اسلامى، پس از حمد و ثناى پروردگار و درود بر محمّد و آل محمّد (ع) به طرح موضوعات اساسى پرداختند. سخن خويش را ابتدا از اهمّيت امامت و ولايت آغاز كردند و مقدّمه‌اى بسيار جالب كه حاوى وعظ و حكمت است، بر آن افزودند.

حضرت فاطمه زهرا (س) مانند يك رهبر مقتدر اجتماعى و سياسى، وظايف و مسئوليت‌ها را بر حسب توانايى افراد و به تناسب استعدادها و موهبت‌هاى الهى كه در درجات متفاوت به اشخاص عطا شده‌اند، تقسيم مى‌كنند. بدين سان، فرق آشكار انسانى را كه در صف امّت قرار گرفته، با انسانى كه خداوند او را براى امامت انتخاب كرده است، يادآور مى‌شوند و بيان مى‌دارند كه هر يك از آنها، مسئوليتى مربوط به خود دارند. اين نظام الهى است كه كوچكترين تغيير در آن، جابه‌جا كردن جايگاه امّت با امامت يا تغيير و تبديل مسئوليت‌ها خروج از دين است و نظام را مختل خواهد كرد:

«شما اى بندگان خدا! پرچم‌هاى امر و نهى او، حاملان دين و وحى او و امين خدا بر خودتان و تبليغ‌كننده او به امّت‌ها هستيد. زعيم و رهبر حقّ الهى در ميان شماست و آن عهدى است كه خدا بر شما عرضه كرده و بقيه‌اى است كه آن را براى شما جانشين قرار داده است.»[٢]

جامعه زنده و پيشرفته جامعه‌اى است كه در آن، همه افراد در جاى خود قرار داشته، مسئوليت ويژه خويش را انجام دهند. به عبارت ديگر، جامعه سالم بايد از نظمى همچون پيكر سالم برخوردار باشد؛ هر عضوى در جايگاه مخصوص خود باشد و هر سلولى وظيفه خود را انجام دهد. تشريع اسلامى دقيقاً بر پايه قانون تكوين بنا نهاده شده و در واقع، چهره ظاهر و بارز تكوين است؛ همان چيزى كه خداوند آن را در «قرآن» فطرة مى‌نامد و مى‌فرمايد:

«خلقت الهى كه خداوند مردم را بر آن خلقت آفريده است. خلقت خدا تغيير و تبديلى ندارد. آن همان دين استوار است.»[٣]

پيامبران الهى جملگى براى پياده كردن اين قانون در ميان بشر، مبعوث گشته و براى يادآورى همان فطرت، رسالت خود را آغاز كرده‌اند. همان‌گونه كه در خلقت الهى تغيير و تبديلى نيست و هر عضو و دستگاه و سلولى در اين بدن جاى خود و كار خود را دارد، در تشريع اسلامى و نظام پروردگار نيز هر انسانى را جايى است و صاحب هر صفت، روحيه و استعدادى را مقامى و مسئوليتى مقرّر كه خروج از آن مكان، خروج از نظام تشريع شمرده مى‌شود و خيانت به همان امانتى محسوب مى‌گردد كه آسمان‌ها، زمين و كوه‌ها آن را حفظ كردند؛ ولى انسان ظلوم جهول، به آن خيانت ورزيد.

خروج از اين قانون تكوين و نظام خدايى سبب معلوليت جامعه اسلامى گشته، آن را در معرض هلاكت و مرگ قرار مى‌دهد. اگر زمانى دستگاه تنفّس انسان بخواهد كار دستگاه گوارش را انجام دهد و از اداى وظيفه خود سر باز زند، در اين پيكر كوچك چه پيش خواهد آمد؟ حال دقّت كنيد اگر امّتى بخواهد كار امام را انجام دهد، چه اتّفاقى مى‌افتد؟ اين بدان معناست كه گروهى از سلول‌هاى پيكر انسان، جاى سلول‌هاى مغزى را بگيرند. بى‌ترديد، در اين موقعيت، بدن از نظم طبيعى خارج شده، كارهايش مختل مى‌گردند.

در نظام الهى، وظايف انسان‌ها در جامعه به دستور خداوند تبارك و تعالى تقسيم مى‌گردند و اگر وظايف و مسئوليت‌ها از جانب غير خدا معيّن گردند يا اشخاص را غير خدا برگزيند، چنين نظامى، نظام شرك خواهد بود كه دقيقاً در مقابل نظام توحيد و اسلام قرار دارد. خداوند خود گوياى اين امر است:

«پروردگار توست كه آنچه بخواهد، مى‌آفريند و برمى‌گزيند. آنها حقّ‌