ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٢ - بخشى از مناظره حضرت زهرا (س) با ابوبكر در مسجد مدينه
بخشى از مناظره حضرت زهرا (س) با ابوبكر در مسجد مدينه
ابوبكر پس از رسيدن به خلافت، دستور به غصب «فدك» كه متعلّق به حضرت زهرا (س) بود، داد و استناد كرد كه پيامبران از خود ميراثى به جا نمىگذارند. حضرت فاطمه (س) در بخشى از خطبه خود، با ابوبكر چنين مناظره كردند:
«... و شما اكنون گمان مىبريد كه براى ما [از جانب پدرمان] ارثى نيست؟ آيا حكم دوران جاهليت را خواهانيد و حال آنكه چه كسى براى كسانى كه خداباورند، از او نيكوتر حكم مىكند؟ آيا مىدانيد؟ آرى [مىدانيد]. مانند آفتاب درخشان براى شما روشن است كه من دخت پيامبرم. اى مسلمانان! آيا براى گرفتن ارثم بايد مغلوب شوم و مورد ستم قرار بگيرم؟
اى پسر ابوقحافه! آيا در كتاب خداست كه تو از پدرت ارث ببرى و من از پدرم ارث نبرم؟ تهمت و بدعت زشتى را آوردهاى. آيا از روى عمد كتاب خدا را ترك كرده و آن را پشت سرتان انداختهايد؟ آنجا كه مىفرمايد: «سليمان از داوود ارث برد.» و در آنجا كه داستان يحيى بن زكريا را ياد مىكند كه او مىگويد: «وارثى [فرزندى] از جانب خودت به من ببخش تا از من و آليعقوب ارث ببرد.» و نيز خداوند در كتاب خود مىفرمايد: «خداوند شما را درباره فرزندانتان سفارش مىكند، براى پسر دو برابر بهره دختر است.» و نيز مىفرمايد: «هنگامى كه مرگ يكى از شما فرا رسد، اگر مالى از خود باقى گذارد، براى پدر و مادر و خويشان به نيكى سفارش كند كه اين حقّى است بر پرهيزكاران ....»[١]
نكات مهمّ مناظره
١. استدلال به بازگشت غاصبان خلافت به احكام دوران جاهليت؛
٢. استدلال حضرت به جايگاه والاى خود؛
٣. غاصبان خلافت نسبت به شخصيت ارزنده حضرت فاطمه (س) واقف بودند؛ امّا به خاطر مطامع پست دنيوى، خود را به نفهمى و نادانى زده بودند؛
٤. انسان، موظّف به دفاع از حقّ خود مىباشد و مظلوم بايد در اين راستا، حقّ خود را از ظالم مطالبه كند و مردم را نيز نسبت به ظلمى كه به او وارد شده، آگاه سازد؛
٥. غاصبان خلافت، عمداً به دستورات قرآن عمل نمىكنند؛
٦. محكوم كردم عمل زشت ابوبكر مبنى بر غصب فدك و بىتوجّهى به ميراث حضرت زهرا (س) كه فدك بود؛
٧. يادآورى آيات نورانى الهى در خصوص ارث و وصيت به غاصبان خلافت.
پىنوشت:
[١]. فولادگر، «شرح خطبه فاطمه (س) در مسجد مدينه»، صص ٥٧- ٥٨.
سيد حسن حرّ، «سبك اخلاقى مناظرات چهارده معصوم (ع) از منظر قرآن و روايات»، فصلنامه قرآنى كوثر، شماره ٥١، زمستان ٩٣، ص ١٦٢- ١٦٣.