ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٤ - فرستادن غذا از طرف خداوند براى حضرت زهرا (س)
كرامات و معجزات حضرت فاطمه زهرا (س)
حضرت فاطمه (س) در پيشگاه خدا آن چنان معزّز بودند كه بارها مورد عنايت خاصّ آسمانى قرار گرفته و مائدههاى گوناگون از سوى پروردگار عالم براى ايشان نازل مىشد. اينك به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
فرستادن غذا از طرف خداوند براى حضرت زهرا (س)
\* پيامبر اكرم (ص) به شدّت گرسنه بودند و ضعف و ناتوانى، وى را از پاى در آورده بود. ايشان براى پاره نانى به اتاقهاى هر يك از زنانشان مراجعه كردند؛ ولى آنان نيز طعامى نداشتند. سرانجام به خانه دخترشان، حضرت فاطمه (س) سر كشيدند تا در آن خانه اميد به مقصود رسند؛ ولى حضرت فاطمه (س) و بچّههايشان گرسنه بودند و تكّه نانى در آنجا نيز به دست نيامد و رسول اكرم (ص) منزل دخترشان را ترك كردند. زمان كوتاهى بعد، مختصر طعامى از سوى يكى از همسايهها به آن بانو رسيد. حضرت فاطمه (س) با خود گفتند:
«سوگند به خدا! خود و فرزندانم گرسنه مىمانيم؛ ولى اين تكّه نان و گوشت را به پدرم مىخورانم.»
بنابراين يكى از حسنين را به دنبال پدر فرستادند و ايشان را دوباره به خانهاش دعوت كردند.
حضرت فاطمه (س) اهدايى همسايه را كه دو تكّه نان و مختصر گوشتى بود، در يك ظرف سر پوشيده قرار داده بودند. چون پدر دوباره به خانه ايشان بازگشتند، سراغ طعام رفتند و آن را در برابر ديدگان رسول خدا (ص) گذاشتند؛ ولى ظرف، پر از گوشت و نان بود. حضرت فاطمه (س)، خود نيز از اين مائده آسمانى تعجّب كردند و خيره خيره به آن تماشا مىنمودند. رسول خدا (ص) خطاب به دخترشان فرمودند:
«اى دختر گرامى! اين طعام چگونه و از كجا رسيد؟»
حضرت فاطمه (س) جواب دادند:
«آن از بركات و الطاف الهى است. خداوند به هر كسى بخواهد، بدون محدوديت عطا مىكند.»[١]
رسول خدا (ص) چون سخن دخترشان را شنيدند، فرمودند:
«سپاس خدايى را كه تو را همانند مريم، سرور زنان بنىاسرائيل قرار داده؛ زيرا او نيز هرگاه مورد عنايت الهى قرار مىگرفت و خداوند برايش مائده مىفرستاد، در جواب سؤال مىگفت: «اين طعام از جانب خدا است. او به هر كسى بخواهد، روزى بىحساب مىدهد.»
آنگاه رسول خدا (ص)، حضرت على (ع) را نيز به حضور فرا خواندند و همگى از آن غذا خوردند و سير شدند و زنان و اهل بيت پيامبر (ص) نيز دعوت شدند و خوردند؛ ولى غذا و مائده آسمانى به همان صورت باقى بود؛ حتّى حضرت فاطمه (س) براى همسايگان نيز از طعام آسمانى كه از الطاف خفيه الهى سرچشمه گرفته بود، ارسال داشتند ...[٢]
\* روزى حضرت على (ع) به بازار رفتند و دينارى قرض گرفتند تا مشكل گرسنگى خانوادهشان را برطرف سازند؛ امّا يكى از دوستانشان گرفتار و گرسنگى و گريه زن و بچّهها او را در بيرون از خانه آواره كرده و او نيز به دنبال نان و پول بود.
حضرت على (ع) از درد او آگاه شدند و مانند هميشه ايثار كردند و ديگران را بر خود و خانوادهشان مقدّم داشتند و بدين وسيله يكى از دوستانشان را كه مقداد نام داشت، خوشحال و خوشدل ساختند.
حضرت على (ع) دست خالى شدند و نتوانستند به خانه بروند. رو به سوى مسجد كردند و مشغول عبادت شدند. از آنسو پيامبر خدا (ص) مأمور شدند شب را در خانه حضرت على (ع) به سر برند و بنابراين بعد از نماز مغرب و عشا دست حضرت را گرفتند و فرمودند:
«على جان! امشب مرا به مهمانى خود مىپذيرى؟»
مولاى متّقيان سكوت كردند؛ زيرا زمينه پذيرايى نداشتند و حضرت فاطمه (س) و حسنين، گرسنه مانده بودند و پول تهيّه نان و گوشت