ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٨ - رهبر برگزيده خدا كيست؟
«هرگاه گرگان عرب آتشى افروختند، خداوند آن را خاموش گردانيد يا هرگاه شاخ شيطانى برمىآمد يا مشركى دهان مىگشود، [پيامبر] برادرش، على (ع) را در بيخ گلوى آنها مىافكند و او بر نمىگشت تا آنگاه كه بالهاى دشمن را در زير گامهاى خود پايمال كند و آتش آن جنگها را با شمشيرش خاموش گرداند؛ در حالى كه او در راه خدا خستگى مىكشيد و در كار خدا كوشش فراوان مىكرد؛ نزديكترين فرد به رسول الله بود و سيّد رهبران الهى به شمار مىآمد، در خيرخواهى و نيكى آستين بالا زده، مجدّانه مىكوشيد و در مسير حق از سرزنش سرزنشگران بيم نداشت. در آن حال، شما در رفاه زندگى به سر مىبرديد، در تنآسايى و خوشگذرانى و بىاعتنايى به امور دين و امن و امان روزگار سپرى مىكرديد، منتظر شنيدن حوادث و اخبار ناگوار درباره ما بوديد، از جنگ كناره مىگرفتيد و هنگام مبارزه فرار مىكرديد ....»[١]
با توجّه به اين سخنان حضرت زهرا (س)، حضرت على (ع) يگانه قهرمان جنگهاى پيامبر (ص) و خاموشكننده آتش فتنههاى عرب با شمشير برّان خويش بودند. ايشان در مقابل شديدترين مشكلات آن زمان، سينهشان را سپر مىكردند و به خاطر دين خدا و حفظ پيامبر اكرم (ص) خود را در رنج و سختى مىافكندند؛ امّا ديگران چه؟ مخاطبان فاطمه زهرا (س) كه به نام مسلمان در «مسجد پيامبر (ص)» نشسته بودند، چگونه؟
«شما در لبه پرتگاهى از آتش بوديد؛ آب ناخالص هر آشامنده و طعمه هر طمعكار، آتشپاره هر انسان عجول و پايمال قدمها، آب تيره و آلوده به بول شتران مىآشاميديد و پوست چهارپايان را غذاى خود مىساختيد. ذليل و رانده شده بوديد و مىترسيديد مردم اطرافتان، شما را بربايند. پس خداوند به وسيله محمّد (ص) شما را نجات بخشيد.»[٢]
در چنين وضعيتى، پيامبر (ص) رسالت خويش را از نخستين گام، همراه حضرت على (ع) آغاز كردند. حضرت على (ع) مردم را به پيامبر (ص) فرا خواندند و پيامبر (ص) به خدا. حضرت على (ع) تنها كسى بودند كه اين قوم به وسيله ايشان از تاريكى جهل، نادانى، فقر و بىفرهنگى به نور محمّد (ص) هدايت شدند. مجاهدتهاى حضرت على (ع) بود كه به آنها آگاهى و بينش داد. ايشان بودند كه با دشمنان پيامبر (ص) جنگيدند و زمينه پذيرش دعوت حق را براى مردم آماده ساختند.
در واقع، حضرت على (ع) تنها راهى بودند كه مردم را به پيامبر (ص) رساندند؛ درست بدان سان كه پيامبر انسانها را به خدا رساندند.
سخنان حضرت فاطمه زهرا (س) نشان مىدهد كه تنها قرب حضرت على (ع) و خويشاوندى و دامادى ايشان با پيامبر (ص) نيست كه ايشان را لايق رهبرى مىگرداند؛ بلكه صفات و ويژگىهاى روحى و اخلاقى وى نيز در اين امر خطير دخالت دارند؛ گذشته از اينكه ايشان عهد پروردگارى و كتاب ناطق خداوندى هستند.
حضرت زهراى مرضيه (س) به اين وسيله مىتوانند عواملى كه حضرت على (ع) را شايسته مقام رهبرى گردانده است، در سه چيز خلاصه كنند:
١. انتخاب خدا؛
٢. انتخاب پيامبر (ص)، قرابت و برادرى او با رسول خدا (ص)؛
٣. صفات والا و مجاهدتهايشان در راه اسلام.
همين سان، به راه بودن حضرت على (ع) نيز اشاره دارند؛ زيرا وقتى حضرت على (ع) مردم را به پيامبر (ص) دعوت كرده و آنها تنها به وسيله دعوتها و مجاهدتهاى حضرت على (ع)، پيامبر (ص) را شناخته و دعوت ايشان را درك كردهاند، پس ايشان راه حضرت محمّد (ص) هستند و قبول كردن پيامبر (ص) جز از طريق پيروى حضرت على (ع) ميسور نيست. از اينرو، حضرت زهرا (س) شكّى ندارد كه امّت با ترك رهبرى حضرت على (ع) از راه اسلام و صراط هدايت الهى خارج گشته است؛ هر چند تا حدّى احكام و مناهج اسلامى را انجام دهد و نماز و روزه به جاى آورد؛ زيرا منهاج حق و روش صحيح، زمانى مؤثّر است كه در راه حق انجام پذيرد. روش صحيح، آنگاه كه در راه صحيح نباشد، بهرهاى ندارد و به تعبير ديگر، مقبول درگاه احديت نيست. عمل به دستورهاى پيامبر عظيم الشّأن (ص) بدون قرار گرفتن در راه ايشان، هرگز انسان را به بهشت نمىرساند.
حضرت زهرا (س) با اين بينش وارد بحث شده، قومشان را به شدّت سرزنش مىكنند. ايشان ترازويى دقيق در «مسجد پيامبر (ص)» به پا داشته و امّت را در پيش از اسلام و پس از آن و آنگاه پس از رحلت پيامبر (ص) مىسنجند و وضع اسلام را در حال و آينده بررسى مىكنند:
«پس وقتى خداوند براى پيامبرش خانه پيامبران و مأواى برگزيدگانش