ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٠ - بازار خبرى هدايت شده
مىكنند.
نظام رسانههاى عالمگير
در دنياى كنونى، رسانههاى عالمگير كه غالباً در جهت منافع ايالات متّحده حركت مىكنند، روزبهروز بر دامنه و نوع فعّاليتهاى خود مىافزايند؛ به طورى كه جوامع سنّتى و ريشهدار شرق و غرب را نيز سخت متأثّر از خود ساختهاند. بىشك تداوم چنين جريانى در گروى گسترش و تقويت بيشتر رسانهها است؛ رسانههايى كه به طور پنهانى در خدمت سياستها و انديشههاى دولتمردان غربى هستند. تا پيش از دهههاى هشتاد و نود، نظام رسانههاى داخلى با راديوها و تلوزيونهاى محلّى و نيز نشريات محلّى شناخته مىشد. در همين دوره بود كه بازارهايى براى فيلمها، برنامههاى تلويزيونى، موسيقى و كتاب شكل گرفت و شركتهاى آمريكايى را بر آن داشت تا اين بازار را به دست گيرند؛ امّا ناگهان شرايط تغيير كرد. در حالىكه تا همين چند سال پيش، نظام رسانهاى عمدتاً نظامى داخلى بود، در عرض چند سال، بازار رسانههاى تجارتمآب عالمگير شكل گرفت و به نوعى نظام رسانهاى انحصارى انجاميد. اينترنت هم به نحوى فزاينده، در حال تبديل شدن به بخشى مهم از نظام رسانهاى و ارتباطى است. اگرچه ادّعا مىشود گسترش اينترنت، مىتواند در بسيارى جهات از انحصار رسانهاى شركتها بكاهد، امّا اينترنت به تنهايى نمىتواند از عهده چنين كارى برآيد. تا ميزانى كه اينترنت در حال تبديل به بخشى از نظام تجارتمآبانه حاكم است، به نظر مىرسد كه بر ميزان كنترل آن توسط شركتها نيز افزوده مىشود.
امپرياليسم رسانهاى
امپرياليسم رسانهاى را بايد شكل مدرنى از امپرياليسم قلمداد كرد كه شاكلهها و بنيانهاى آن در دهه ١٩٥٠ م.، مشخّصاً در «آلمان غربى» و پشت دروازههاى كمونيسم و در بحبوحه جنگ سرد توسّط ايالات متّحده بنا شد. آمريكا با افراشتن آنتنهاى متعدّد راديويى و تلويزيونى در شهر «برلين»، در قلب سرزمين سرخ كمونيستى رسوخ مىكرد؛ بدون اينكه نيازى به مداخله نظامى داشته باشد و پس از گذشت دو دهه، ميوه آن را چيد.
با اطّلاعات و كنترل آن مىتوان به همهچيز دست يافت. برخى نظريهپردازان ارتباطات بيان كردهاند كه امروز، جهان در دست كسى است كه رسانهها را در اختيار دارد.
امپرياليسم خبرى
امپرياليسم خبرى و ابزارهاى سلطه بر افكار عمومى جهان، يكى از جلوههاى امپرياليسم در جهان است. امپرياليسم خبرى نيز در حقيقت به معناى سلطهجويى انحصارى در شريانهاى خبررسانى جهان است. خبرگزارىهايى كه در قرن نوزدهم، شارل هاوس در «فرانسه»، ژوليوس رويتر در «انگلستان» و برنارد ولف، در آلمان بنا نهادند، هماكنون تبديل به سازمانهاى پيچيده و غولپيكر شدهاند كه نبض اختيار دنيا را در دست دارند و با وارد آوردن شوكهاى خبرى، اساس و بنيان بسيارى از كشورها را دچار تزلزل مىكنند.
بازار خبرى هدايت شده
بحث امپرياليسم خبرى، بخشى از كاركرد امپرياليسم رسانهاى به شمار مىآيد؛ زيرا در اين بخش، به طور تخصّصى، امپرياليسم بر روى حجم، نوع، محتوا، كيفيت، كميت، زمان و مكان يك خبر كار مىكند؛ امّا در بحث امپرياليسم رسانهاى، ما شبكهاى از رسانههاى مكتوب و غيرمكتوب، همچون مجلّات، شركتهاى تبليغاتى و چاپ و نشر، شبكههاى راديويى و تلوزيونى، ماهواره، اينترنت و مطبوعات زنجيرهاى را داريم كه تحت سيطره يك فرد يا يك ايدئولوژى خاص اداره مىشود و كاركرد آن علاوه بر بيرون راندن رقبا، اثرگذارى بر مخاطبان جهانى و القاء آرا و نظرات خاص است.
هماكنون در جهان، بيش از ١٢٠ خبرگزارى فعّال دارند؛ ولى هيچيك از آنان، به عنوان رقيبى براى غولهاى خبرى مطرح نيستند. چهار خبرگزارى مسلّط بينالمللى، «آسوشيتدپرس»، «يونايتدپرس»، «رويتر»، «فرانسپرس»)، شبكههاى خبرى غالب، مانند «بى. بى. سى» و «سى. ان. ان»، تأسيسات ماهوارهاى، صدها روزنامه و هزاران پايگاه خبرى و تبليغاتى، همگى ارزشهاى مشترك غربى را منتشر و تلاش مىكنند ارزشهاى مقاوم در برابر خود را در هم بكوبند. اين شرايط آنچنان نابرابر و غيرعادلانه است كه نمىتوان آن را بازار پيام، اطلاق كرد.
رسانههاى جمعى در غرب و بهويژه در آمريكا، مظاهر آزادى را به تصوير مىكشند؛ امّا در واقع، برجستهترين نقش آنها، بسيج حمايت مردمى براى منافع خاصّ خارجى و گاهى داخلى است كه بر دولت و بخش خصوصى حاكم است. به طور مثال، مراكز عمده كسب خبر براى