ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٣ - ٤٨ عنصر انتظار چگونه در آمادگى نظامى منتظران تأثير دارد؟
انساندوستى عينيت مىيابد؛ زيرا در مفهوم انتظار، انسانگرايى نهفته است. انسان منتظر پيوندى ناگسستنى با هدفها و آرمانهاى امام منتظَر و موعود خود دارد و در آن راستا، گام برمىدارد و همسان و همسوى آن اهداف و آرمانها حركت مىكند و همه جهتگيرىها و گرايشها و گزينشهايش در آن چارچوب قرار مىگيرد. امام موعود، غمگسار راستين غمزدگان و يار و ياور واقعى مظلومان و حامى حقيقى مستضعفان است.
پس جامعه منتظر و انسانهاى داراى خصلت انتظار بايد در زمينه خواستها و هدفهاى امامشان عمل كنند و به يارى انسانهاى مظلوم و محروم بشتابند و دلآزردگان را مرهم نهند و دشوارىها و مشكلات مردم را تا حدّ توان، طبق خواسته و رضاى امامشان برطرف سازند و اگر چنين شد، در قلمرو جامعه منتظر، محروم و تهيدست و بيمار بىدرمان و دلتنگ و افسرده و اندوهگين و گرفتار باقى نخواهد ماند.
شايد يكى از معانى برخى از احاديث درباره انتظار فرج كه گفتهاند: انتظار فرج خود فرج است. همين معنا باشد كه جامعه منتظر اگر انتظارى راستين و صادقانه داشته باشد، دست كم در حوزه خود، مشكلات و نابهسامانىهاى مردم را برطرف مىكند و خواستهها و آرمانهاى امام موعود را در محيط خويش تحقّق مىبخشد. بنابراين امام رضا (ع) فرمودند:
«انْتِظَارَ الْفَرَجِ مِنَ الْفَرَج؛[١]
... انتظار فرج جزء فرج است.»
٤٨. عنصر انتظار چگونه در آمادگى نظامى منتظران تأثير دارد؟
انتظار، نخست يك آرمان و عقيده است و سپس در عمل و عينيت آشكار مىگردد و انسان منتظر به مرزبانى و پاسدارى از حوزه جغرافيايى و فرهنگى و ايدئولوژى خود و همكيشان و هممسلكان خويش مىپردازد و همواره در موضع ديدبانى است و هوشيارانه و تيزنگرانه به افقهاى دور و نزديك مىنگرد و هر تحرّك و تحوّل و نقل و انتقالى را در اردوگاههاى دشمن زير نظر مىگيرد و در سنگر دفاع ايدئولوژيكى و زمينى و جغرافيايى، دشمن را از پيشروى باز مىدارد و در صورت فراهم بودن زمينه به تهاجم نيز دست مىيازد.
اين است كه جامعه منتظر همواره به آمادگى نظامى و دفاعى فرا خوانده شده است و تهيه ابزار جنگ و قدرت از هر مقوله و با هر كيفيت، تكليف گشته است. فقها در كتاب جهاد، بحثى را تحت عنوان «مرابطه» و «رباط» ذكر كردهاند؛ به اين معنا كه مؤمنان در مرزها اقامت گزينند و آمادگى كامل داشته باشند تا در هنگام حمله و تهاجم ناگهانى دشمن، دفاع كنند و كشور را نجات دهند.
معناى ديگر مرابطه و رباط، پيوند و رابطه با امام و در خدمت امام زيستن و مرزبان دستورها و خواستههاى امام بودن است؛ به اين معنا كه جامعه مؤمنان با امام خويش ارتباط برقرار كنند، به ريسمان ولايت امام چنگ زنند، با او همپيمان شوند و به يارى امام، متعهّد گردند. اين قسم از «مرابطه» بر هر فرد، واجب عينى است و نيابتبردار نيست و پايهاى از پايههاى ايمان است و عملى بدون آن پذيرفته نمىشود.[٢]
امام صادق (ع) در تفسير آيه:
«ياأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛[٣]
فرمودند:
«اصْبِرُوا عَلَى الْمَصَائِبِ وَ صابِرُوا عَلَى الْفَرَائِضِ وَ رابِطُوا عَلَى الْأَئِمَّةِ (ع)؛[٤]
در برابر مشكلات شكيبايى ورزيد و در انجام تكليفها و مسئوليتها پايدار باشيد و با امامان رابطه برقرار كنيد.»
ودر روايتى ديگر از امام صادق (ع) آمده است كه «رابطوا» به معناى حضور نزد امام است.[٥]
پىنوشتها:
[١]. طوسى، محمّد بن حسن، «الغيبه»، ص ٢٨٥، ح ٢٤٥؛ طبرسى، احمد بن على، «الإحتجاج على أهل اللّجاج»، مشهد، نشر مرتضى، چاپ اوّل، ١٤٠٣ ق.، ج ٢، ص ٤٦٧؛ مجلسى، محمّدباقر، «بحارالانوار»، ج ٥٣، ص ١٧٨، ح ٩.
[٢]. ابنبابويه، محمّد بن على، «كمال الدّين و تمام النعمه»، ص ٦٤٤، ح ٣.
[٣]. مجلسى، محمّدباقر، «بحارالانوار»، ج ٧٥، ص ٢٠٨، ح ٧٧.
[٤]. همان، ج ٥٢، ص ٣٦٦، ح ١٤٦.
[٥]. مجلسى، محمّدباقر، «بحارالانوار»، ج ٥٢، ص ١٣١، ح ٢٩.
[٦]. موسوى اصفهانى، سيد محمّدتقى، «مكيالالمكارم فى فوائد الدعاء للقائم (عج)»، تحقيق مؤسّسة الامام المهدى (عج)، انتشارت مدرسة الامام المهدى (عج)، قم، ١٣٦٣، ج ٢، ص ٤٢٥.
[٧]. سوره آل عمران، آيه ٢٠٠.
[٨]. قمى، على بن ابراهيم، «تفسير القمى»، قم، دارالكتاب، چاپ سوم، ١٤٠٤ ق.، ج ١، ص ١٢٩.
[٩]. ابن أبى زينب، محمّد بن ابراهيم، «الغيبه»، تهران، نشر صدوق، چاپ اوّل، ١٣٩٧ ق.، ص ١٩٩.