ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٩ - پرسش و پاسخ
إِنَّ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّةً.[١]
كار حاكمان ستم اين است.
شما حالا بررسى كنيد اكثر بودجه روى زمين براى كشتن و خونريزى و فساد و افساد مصرف مىشود نه براى تامين نان و آب مردم. اگر كسى بخواهد چنين فساد جهانگيرى را اصلاح كند، كارى جز كار ولوى نخواهد بود. فرمود: او زمينى را كه پر از جور شده پر از عدل مىكند. تمام روايتهايى كه علماى شيعه و سنى، از وجود مبارك پيامبر اكرم، صلىاللهعليهوآله، كردهاند، اين است كه وجود مبارك ولى عصر، ارواحنافداه، وقتى ظهور پيدا كرد، زمين را پر از قسط و عدل مىكند:
يملا الله به الارض عدلا و قسطا[٢]
اين تعبير در قرآن كريم به اين صورت نيامده اما به اين صورت آمده كه:
لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ.[٣]
و يا:
لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً.[٤]
در قرآن به اين صورت نيامده كه بالاخره جهان پر از عدل و داد مىشود، اما فرمود: روزى فرا مىرسد كه دين حق فراگير مىشود و همه افكار را تحتالشعاع قرار مىدهد، اگر فرهنگ، فرهنگ الهى شد و انسان، انسانيتخود را بازيافت، از آن پس حفظ اين نورانيت آسان است.
خداى متعال در مقام معرفى انسان در كتاب خودش مىفرمايد: انسان «حى متاله» است، ديگران مىگويند: انسان «حيوان ناطق» است؛ يعنى زندهاى است كه حرف مىزند. اما تعبير ذات اقدس اله اين نيست كه هر زندهاى كه حرف بزند انسان است؛ زيرا عدهاى شياطينالانساند و عدهاى هم هستند كه:
لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ.[٥]
«حى متاله» انسانى است كه حيات او در تاله خلاصه مىشود و تاله او يعنى ذوب در الهيت. و ذوب در الهيت آن است كه انسان هم انديشه او الهى شود و هم بينش و كوشش او الهى گردد. چنين انسانى مىتواند زمينهاى فراهم كند كه آن خليفه الهى ظهور كند.
اعتقاد ما اماميه آن است كه مهدى موجود، موعود است و گرنه خيلىها به مهدى موعود معتقدند.
با ظهور آن حضرت هم «علمالدراسة» ظهور مىكند و هم «علمالخلافة» و هم فرهنگ عمومى مردم «حى متالهانه» مىشود.
به تعبير روايات با آن حضرت خداوند زمين را پر از عدل و داد مىكند و به تعبير قرآن كريم زمين مظهر «ليظهره علىالدين كله» مىگردد. و دين كامل حق بر آن حاكم مىشود.
پىنوشتها:
[٢٠]. سوره يوسف (١٢)، آيه ٢٤.
[٢١]. سوره آل عمران (٣)، آيه ١٠١.
[٢٢]. سوره نمل (٢٧)، آيه ٣٤.
[٢٣]. المجلسى، محمدباقر، همان، ج ٥١، ص ١٢.
[٢٤]. سوره توبه (٩)، آيه ٣٣؛ سوره صف (٦١)، آيه ٦١.
[٢٥]. سوره فتح (٤٨)، آيه ٢٨.
[٢٦]. سوره اعراف (٧)، آيه ١٧٩.