ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٢ - مهدى
با توجه به آنچه در مورد فطرى بودن اعتقاد به ظهور منجى گفته شد، رواج اعتقاد به مهدى، در دورههاى اغتشاش و عدم امنيت مذهبى و سياسى، نه تنها ترديدى در اصل مهدويت ايجاد نمىكند بلكه تاكيد ديگرى بر فطرى بودن آن است. زيرا امور فطرى هنگامى ظهور و بروز پيدا مىكنند كه انسان با مشكلات و مصائب شديدى روبرو مىگردد. در آن هنگام كه كشتى آسيب ديده در دل درياى طوفانى دچار امواج مىشود مسافران كشتى هر لحظه خود را در ورطه غرق شدن مىبينند، براساس فطرت، ناخودآگاه متوسل به يك نجاتدهنده مىشوند كه مىتواند آنها را نجات دهد و شروع به دعا براى نجات خود مىنمايند. در صحنه اجتماعى نيز هر گاه امنيت و عدالت در جامعه دستخوش آسيب گردد همان يادآورى فطرى باعث مىشود افراد جامعه به وجود منجى كه مىتواند امنيت و عدالت را برقرار كند، متوسل گردند. و انتظار ظهور چنين شخصى را در دل بپرورانند.
البته در چنين مواقعى همواره افرادى وجود دارند كه بنابر دلايل مختلف مانند حس جاهطلبى، دخالتبيگانگان و يا حتى انگيزه اصلاح اجتماعى، خود را به نام همان منجى موعود مىنامند، و مقام وى را مدعى مىشوند. در حقيقت هنگامى كالاى تقلبى رواج پيدا مىكند كه نوع اصيل آن نيز وجود داشته باشد. و اگر طلايى وجود نداشت كسى نيز به عرضه طلاى تقلبى اقدام نمىكرد. بديهى است كه از نظر شيعيان تمامى ادعا كنندگان ذكر شده در مقالات بريتانيكا غير واقعى و دروغين مىباشند. زيرا همگى آنها علاوه بر نداشتن علايم امامت، نتوانستند به صورت جهانى به گسترش عدالت اقدام نمايند.
نويسنده مقاله بريتانيكا مدعى است كه قرآن، كتاب مقدس اسلامى اشارهاى به او يعنى مهدى، عليهالسلام، ندارد و به هيچ حديث قابل اعتمادى، يعنى گفته منسوب به محمد، صلىاللهعليهوآله، نيز در مورد مهدى نمىتوان اشاره كرد!!
مراجعه به برخى آيات قرآن بطلان اين ادعا را نشان مىدهد، كه از جمله مىتوان به آيات ذيل توجه نمود:
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ.[١]
او همان خدايى است كه رسولش را با هدايت و دين حق فرستاد تا آن را بر تمام اديان غلبه و چيرگى دهد، هر چند كه مشركان ناخوش داشته باشند.
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً.[٢]
او همان خدايى است كه رسول خود را با هدايت و دين حق فرستاد تا اينكه آن را بر تمام اديان چيرگى و غلبه دهد و خداوند براى شهادت كافى است.
يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ.[٣]
مىخواهند تا نور خدا را با دهانهايشان فرو نشانند، در حاليكه خداوند تمام كننده نور خود خواهد بود هر چند كه كافران ناخوش داشته باشند.
به صراحت اين آيات دين اسلام به رغم خواسته كافران و مشركان بايد بر تمام اديان جهان چيره شود و اين هدف و اراده خداى متعال است. بايد از مدعيان پرسيد آيا تاكنون چنين اتفاقى در جهان افتاده است؟ و اسلام بر همه اديان غالب و چيره گشته يا هنوز بايد براى تحقق اين فرموده خداى متعال در انتظار بود و چشم به راه آنكس كه رسول خدا، صلىاللهعليهوآله، به وى بشارت داده، كه اين كار به دست تواناى او انجام خواهد شد.
انسان در شگفت مىشود كه چگونه حقايق ناديده انگاشته شده و افرادى كه گويا از همان مصاديق بارز مخالفان در آيات فوق هستند به كتمان يكى از بر جستهترين و بارزترين عقايد اسلامى كه توسط رسول خدا بيان شد، پرداختهاند. روايات منقول از رسول خدا، صلىاللهعليهوآله، در امر قيام «مهدى، عليهالسلام» از منابع سنى و شيعى، افزون بر صدها حديث است كه در صدها كتاب و اثر، آمده است.
قيام حجتحق در آخرالزمان تا آنجا قطعى است كه اهل سنت از رسول خدا، صلىاللهعليهوآله، نقل كردهاند كه فرمود:
من انكر خروج المهدى فقد كفر بما انزل على محمد، صلىاللهعليهوآله.[٤]