ماهنامه موعود
(١)
شماره نوزده
٣ ص
(٢)
فهرست
٣ ص
(٣)
سرمقاله
٤ ص
(٤)
رمز ماندگارى حسين، عليه السلام
٤ ص
(٥)
خليفه خدا، وارث زمين
٦ ص
(٦)
ادبيات فراق
١١ ص
(٧)
الهه عشق، شكيب و شهامت
١٢ ص
(٨)
تبارك الله از شاهكار خلقت تو، يا زينب!
١٢ ص
(٩)
درآمدى بر استراتژى انتظار
١٤ ص
(١٠)
حركت اول
١٦ ص
(١١)
حركت دوم
١٧ ص
(١٢)
حركت سوم
١٨ ص
(١٣)
كودكان انقلاب، نوجوانان جنگ، جوانان عصر سازندگى
٢٠ ص
(١٤)
حديث عشق و انتظار
٢١ ص
(١٥)
در مطبوعات
٢٢ ص
(١٦)
پايگاههاى حضرت ولى عصر (عج) بر روى شبكه اينترنت
٢٢ ص
(١٧)
اى بهار دلها
٢٥ ص
(١٨)
سال امام على عليه السلام
٢٦ ص
(١٩)
هدايت شده پيروز
٢٨ ص
(٢٠)
مهدى
٣٠ ص
(٢١)
امام مهدى و دنياى استكبار
٣٤ ص
(٢٢)
جمعه هاى انتظار
٣٧ ص
(٢٣)
در شعر شاعران شوريده حضرت
٣٧ ص
(٢٤)
عبّاس يعنى
٤٠ ص
(٢٥)
مرهم بر زخم
٤٠ ص
(٢٦)
خط خون
٤١ ص
(٢٧)
طاووس باغ بخش پايانى
٤٢ ص
(٢٨)
پيرامون نام تو
٤٩ ص
(٢٩)
با دعاى ندبه در پگاه جمعه
٥٠ ص
(٣٠)
دعاى ندبه و عقائد كيسانيه
٥٠ ص
(٣١)
1- «كوه رضوى»
٥٠ ص
(٣٢)
2- «ذوطوى»
٥١ ص
(٣٣)
او مى آيد
٥٦ ص
(٣٤)
يك سبو عطش نگرشى بر موضوع دعا براى تعجيل فرج
٥٨ ص
(٣٥)
روايت چهارم
٥٨ ص
(٣٦)
1 اهميت دعاى فرج
٥٨ ص
(٣٧)
2 امر به كثرت دعا
٥٩ ص
(٣٨)
3 حتميت تاثير دعا
٥٩ ص
(٣٩)
4 معناى دقيقتر حديث
٦٠ ص
(٤٠)
5 انس به مساله ظهور
٦٠ ص
(٤١)
6 ظهور و فرج؛ آرمان اصلى شيعه
٦١ ص
(٤٢)
7 معقوليت ژرف
٦١ ص
(٤٣)
ماشَيح موعود يهود
٦٣ ص
(٤٤)
مقدمه
٦٣ ص
(٤٥)
بخش اول
٦٤ ص
(٤٦)
بخش دوم
٦٥ ص
(٤٧)
دوره قبل از ظهور ماشيح
٦٥ ص
(٤٨)
بخش سوم شخصيت ماشيح
٦٥ ص
(٤٩)
الف مشايح بشر خاكى
٦٥ ص
(٥٠)
بماشيح در هر دوره
٦٥ ص
(٥١)
منتقم دادگر
٦٧ ص
(٥٢)
1 طرح مساله
٦٧ ص
(٥٣)
2 مقدمه
٦٧ ص
(٥٤)
2- 1 برقرارى قسط و عدل هدف زمينى ارسال رسل و انزال كتب
٦٧ ص
(٥٥)
2- 2 اصالت اعتدال اخلاقى و رابطه آن با عدل اقتصادى، سياسى
٦٨ ص
(٥٦)
2- 3 «قانون» و «الگو» لازمه رسيدن به عدل جامع
٦٩ ص
(٥٧)
2- 4 نظام اسلامى، نظام امامت عدل نه امام عادل
٦٩ ص
(٥٨)
2- 5 ملازمه نظام امامت عدل و رسيدن به عدالت همه جانبه
٦٩ ص
(٥٩)
3- تبيين
٦٩ ص
(٦٠)
4- تكميل
٧٠ ص
(٦١)
چند درهم براى تبرك
٧١ ص
(٦٢)
نگرشى به زيارت آل ياسين قسمت چهارم
٧٢ ص
(٦٣)
كرب بلا حلقه ذكر خداست
٨١ ص
(٦٤)
ميعادگاه منتظران
٨٢ ص
(٦٥)
كلام نور
٨٢ ص
(٦٦)
پرسش و پاسخ
٨٥ ص
(٦٧)
مفهوم ولايت در حديث غدير
٩٠ ص
(٦٨)
واقعه روز غدير خم
٩١ ص
(٦٩)
دوم، منظور از «ولى» در روايت غدير چيست؟
٩٤ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٥

كس كه درباره او [عيسى‌] با تو مجادله كند، بگو: بياييد تا حاضر آوريم، ما فرزندان خود را و شما فرزندان خود را، ما زنان خود را و شما زنان خود را، ما خودمان را و شما خودتان را. آنگاه دعا و تضرع كنيم و لعنت‌خدا بر دروغگويان بفرستيم.

در لغت عرب «نفس» (كه مفرد «انفس» مذكور در آيه است) به معناى «خود» است مانند آيه شريفه:

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ.[١]

اى كسانيكه ايمان آورده‌ايد مراقب خودتان باشيد.

از نظر تاريخى نيز مسلم است كه پيامبر، صلى‌الله‌عليه‌وآله، در روز مباهله همراه با حسنين، عليهماالسلام، و فاطمه زهرا، عليهاالسلام، و حضرت امير، عليه‌السلام، آنهم با ترتيبى خاص حاضر شدند. فخر رازى قضيه مباهله را اينگونه نقل نموده است:

رسول خدا، صلى‌الله‌عليه‌وآله، با كسائى ندوخته از موى سياه كه بر دوش او بود خارج شد در حالى كه حسين را در آغوش گرفته بود و دست‌حسن را در دست داشت و فاطمه، عليهاالسلام، پشت‌سر او مى‌آمد و على، عليه‌السلام، پشت‌سر فاطمه، عليهاالسلام، و رسول خدا، صلى‌الله‌عليه‌وآله، مى‌گفت: هنگامى كه دعا كردم آمين گوييد ... و روايت‌شد كه رسول خدا، صلى‌الله‌عليه‌وآله، چون در آن لباس ندوخته سياه خارج شد حسن، عليه‌السلام، آمد. پس رسول خدا، صلى‌الله‌عليه‌وآله، او را داخل لباس نمود و سپس حسين، عليه‌السلام، آمد. پس او را داخل لباس نمود، سپس فاطمه، عليهاالسلام، آمد، سپس على، عليه‌السلام، آمد. سپس رسول خدا، صلى‌الله‌عليه‌وآله، فرمود: بدرستى كه خدا فقط مى‌خواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر] بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند. [٢]

بنابراين به نص قرآن كريم و تطبيق پيامبر، صلى‌الله‌عليه‌وآله، على، عليه‌السلام، «خود» پيامبر است مگر در امورى كه اختصاصى نبى مكرم اسلام، صلى‌الله‌عليه‌وآله، باشد، مانند نبوت تشريعى و خاتميت و يا بعضى احكام شرعى مانند نكاح و يا نماز؛ در غير اينگونه اختصاصات، على، عليه‌السلام، حكم پيامبر، صلى‌الله‌عليه‌وآله، را دارد و از آنجايى كه براى پيامبر، صلى‌الله‌عليه‌وآله، ولايت مخصوصى به نص آيه‌ «النَّبِيُّأَوْلى‌ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» ثابت است همين ولايت‌براى حضرت على، عليه‌السلام، نيز ثابت مى‌باشد. [٣]

در اين نوشتار ملاحظه فرموديد كه:

١. به استناد نقلهايى از حديث غدير از طريق اهل سنت، پيامبر قبل از بيان جمله مشهور: «من كنت مولاه فهذا على مولاه» به ولايت‌خاص خود (مستند به آيه شريفه سوره احزاب) استناد نمودند، بنابراين ولى در حديث غدير همان معنايى را دارد كه آيه سوره احزاب بيان نموده است.

٢. علاوه بر نقل و روايت‌با تامل عقلى و درايت در حديث غدير و نحوه خاص و مقدمات و تشريفاتى كه پيامبر، صلى‌الله‌عليه‌وآله، براى بيان‌ «من كنت مولاه فهذا على مولاه» انجام داده‌اند درمى‌يابيم كه منظور از اين ولايت‌يك امر عادى و متعارف مانند اينكه على داماد پيامبر است‌يا پسر عموى ايشان مى‌باشد يا اينكه مانند ديگر مؤمنان ولايت ايمانى دارد نمى‌باشد و نوع خاصى از ولايت مقصود است كه براى ديگر مؤمنان ثابت نيست و براى اظهار آن به تصريح و تنصيص پيامبر، صلى‌الله‌عليه‌وآله، نياز است.

٣. علاوه بر حديث غدير در ديگر احاديثى كه از طريق اهل سنت نقل شده‌است‌به «على، عليه‌السلام» «ولى» اطلاق شده‌است‌با توجه به اينكه مضمون اين احاديث اين است كه‌ «هو ولى كل مؤمن ومؤمنة من بعدى» معلوم مى‌شود كه اين «ولايت»، ولايت متعارف مؤمنان بر يكديگر نيست و ولايت‌خاصى است؛ از همان گونه ولايتى كه پيامبر، صلى‌الله‌عليه‌وآله، دارند و اين ولايت در طول ولايت پيامبر، صلى‌الله‌عليه‌وآله، و در مرتبه‌اى پس از ولايت نبى، صلى‌الله‌عليه‌وآله، واقع شده‌است.

٤. گذشته از نقلهاى متعدد حديث غدير از طريق برادران اهل سنت‌با تامل و دقت در آيه مباهله كه پيامبر، صلى‌الله‌عليه‌وآله، با عمل خود آن را بر على، عليه‌السلام، تطبيق نمودند