ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٤ - نگرشى به زيارت آل ياسين قسمت چهارم
نداشته باشم. فرمود: آفرين كه با خليل خدا ابراهيم مشابهت دارى؟ وقتى جبرئيل به او گفت: چه مىخواهى، همين پاسخ را داد.[١]
اگر كسى موفق شود در اين وادى قدم بردارد به لذائذى مىرسد كه قابل توصيف نيست و در بحبوحه بلايا و كوران حوادث آنچنان آرامش و آسايشى دارد كه به تصور ما هم نمىآيد. ما عسل نخوردهاى هستيم كه تنها مىدانيم شيرين است.
در اين مقام، اراده بنده در اراده حق- تعالى- فانى است. فقط يك اراده نمود دارد و آن اراده خداست. ديگر چيزى نيست.
مرحله سوم بالاتر از اين دو مرحله است و آن اين است كه عبد به مقامى برسد كه اراده او دليل اراده رب باشد و از طريق اراده او بتوان به اراده پروردگار پى برد. اين جمله زيارت ناظر به اين مرحله است.
در مرحله اول اراده بنده تابع اراده خدا بود و از اراده خدا به اراده بنده خدا پى مىبرديم. در مرحله دوم دو ارادهاى از بين رفته بود. يك نمود اراده بود. ولى مرحله سوم عكس مرحله اول است؛ اگر مىخواهيم بفهميم خدا چه ارادهاى دارد، بايد ببينيم اين عبد صالح خدا چه اراده دارد. براى دانستن اين كه مراد خدا چيست، بايد ديد تعلق حجتخدا چيست؟ خواست و مشيتبارىتعالى به چه چيز تعلق گرفته است؟ به آن چه مشيت و خواست مهدى آل محمد بستگى پيدا كرده است.
اينجا ديگر قلم مىشكند و از تك و تاز در اين ميدان باز مىماند ديگر اين مقام فوق درك و تصور ماست. سلام بر دليل اراده خدا! درود بر آن كه رهنمون خواستحق است و از طريق اراده و مشيت او مىتوان به مشيت و اراده ربوبى واقف شد!
خدايا! تو چه مىخواهى؟ تو چه اراده كردهاى؟ مشيت قاهره و اراده نافذهات به چه چيز تعلق گرفته است؟ از كجا به اين امور پى ببريم و از پس اين سراپرده اسرار و خلوتسراى راز باخبر شويم؟ جواب همه اين سؤالات را از اين جمله زيارت مىتوان گرفت: «السلام عليك يا حجةالله و دليل ارادته.»
براى راه يافتن و مطلع شدن از هر امرى از دليل و رهنمون آن امر جويا مىشويم. بايد برويم از دليل ارادةالله بپرسيم از رهنمون مشيتحق سؤال كنيم كه: خدا چه خواسته و چه اراده نموده است؟
با تذكر اين نكته قلم را در شرح اين جمله از رقم برداريم:
از احاديث رسيده در زمينه پيوند اراده حق متعال با قلوب شريفه حضرات معصومين، عليهمالسلام، سه عنوان استفاده مىشود: يكى عنوان «هبوط» كه در زيارت سيدالشهدا، عليهالسلام- كه حضرت صادق، عليهالسلام، به جمعى از بزرگان شيعه تعليم دادهاند- رسيده است:
ارادة الرب فى مقادير اموره تهبط اليكم و تصدر من بيوتكم.[٢]
اراده پروردگار در امور مقدرش به سوى شما خاندان فرود مىآيد و از خانههاى شما صادر مىشود.
ديگرى عنوان «ورود» است.
عن ابىالحسن الثالث، عليهالسلام: ان الله جعل قلوب الائمة موردا لارادة فاذا شاء الله شاؤوه و هو قول الله: «و ما تشاؤون الا ان يشاءالله».[٣]
حضرت هادى، عليهالسلام، فرمود: براستى كه خداى دلهاى ائمه، عليهمالسلام، را محل ورود اراده خود قرار داده است؛ هر گاه خدا چيزى بخواهد آنان مىخواهند كه در قرآن گويد: «و نخواهيد شما مگر آن كه خدا بخواهد.»
سوم عنوان «وكور» است.
قال الصادق، عليهالسلام: ان الامام وكر لارادة الله عز و جل.[٤]
حضرت صادق، عليهالسلام، فرمود: «بدرستى كه امام، عليهالسلام، آشيان اراده خداى عز و جل است.
پىنوشتها:
[١]. صص ٢٤- ٢٦.
[٢]. مشارق انوار اليقين، ص ١٠١.
[٣]. غيبت، شيخ طوسى، ص ١٦٥؛ الانوارالبهية، ص ١٦٦.
[٤]. مسكن الفؤاد، ص ٨٧.
[٥]. بحارالانوار، ص ٨١، ص ٢٠٨؛ منتهىالامال، ص ٥٨٤.
[٦]. فروع كافى، كتاب الحج، باب زيارت قبر ابىعبدالله الحسين، عليهالسلام، ح ٢؛ مفاتيحالجنان، اولين زيارت مطلقه امام حسين، عليهالسلام.
[٧]. بحارالانوار، ج ٢٥، ص ٢٧٢.
[٨]. بحارالانوار، ج ٢٥، ص ٣٨٥.