ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٧ - او مى آيد
اعوجاج نكشاند.
او مىآيد؛
تا ذوالفقارش مرگ را در ميان طاغيان و ظالمان موروثى كند و حج سياحتى را ممنوع گرداند و زكات را به شمشير ستاند.
آن لحظه موعود فرا مىرسد.
اكنون، درخت انتظار به شكوفه نشسته، لاجرم، بهار از دروازه اسفند فرو مىريزد.
هان! دروازهبانان، دروازهها را بگشاييد كه: امير كاروان در راهست، با خيل سپاه نور مىآيد، اما نه چندان دور.
در فلسطين و سوريه، صداى پاى چاوشى خوان قافله را مىشنوم.
، گاهى فراتر از انديشه ما رفته، قم، بالنده است، به شكافتن علم و پيراستن دانش.
قم، امروز آيههاى ظهور را تفسير مىكند.
تهران، سرمه انتظار به چشم كشيده، شهروندان تهرانى، شهر را به گل مىآرايند، تا باغبان را به گل نشانند.
طالقان، بند» بانوج «در دست، تكسواران موعود را مىپروراند.
امروز قطبنماها به يك سو مىچرخند، جهتها يكسان شده، انديشهها متبلور گرديده، از اين به بعد، آفتاب از مشرق انديشهها طلوع خواهد كرد.
منتظر فردا نباشيد كه دير است.
ممكن است همين امروز وقت نماز ظهر يا بعد از نماز عصر، حكمت خدا را چه ديدهاى، شايد تا يك ساعت ديگر، آفتاب بىغروب طلوع كند.
در رمضان رازهاى شگرفى نهفته است، در رجب و شعبان نيز، رمضان را غنيمت شماريد. نيايشمان در رمضان، درخشانتر از در شبنم و متبلورتر از آه مظلومان باشد.
انتظار ما نيز.
منتظر يك عاشوراى پرآوازه باشيد، يا گوش جان به آواى جانبخش نسيم فروردين سپاريد.
در يكى از اين دو روز، باغ انتظارمان پرشكوفه مىشود.
طلوعى مهرآسا از خراسان، چشمها را خيره خواهد كرد. پرچمهاى رهايى به اهتزاز درمىآيند. ستارهاى از رى، يا جنوب،
با خورشيد خراسان همشانه، و در هر حركتى پاياپاى همديگرند. منتظران بيرقهاى سياهيم كه، اميد زمينهسازان ظهور است.
يا علىبن موسىالرضا دستى از گنبد طلا، به گنبد گردون درآر.
و آمدن كسى را كه هم انتظارش مىكشى به پيشگاه خدا دعا كن.
و آن كوتاه اندامى كه بلنداى انديشهاش، آفتاب را زير پا مىگيرد.
سردارى با محاسن كمپشت، و پشتى كه تكيهگاه جهان خواهد شد،
او شانه به شانه آفتاب معرفت، به ظلمت و ظلمتيان مىتازد، و با توفان مىآميزد. از جنگل آتش عبور مىكند، نه چونان سياوش كه، فتنه سودابهاش به آتش افكند بل به آيين ابراهيم اين دو چون مهر و ماه، دو فرمانرواى كشور جان، صاحبان ملك و سرير عزت و وارثان زميناند؛ كه تداوم انقلاب تا قيامت صغرا به همت آن دو گره خورده.
خاورميانه آبستن بحران است، به انفجار نزديك مىشويم، به پايان دنياى قلدران و زورمداران نزديك مىشويم، گردونه گردان، اين بار براى هميشه، گردونه را به سوى ما و سود ما خواهد گرداند.
انفجار نور را ديديم و طلوع خورشيد معرفت را از مغرب مشاهده كرديم، اكنون منتظر باشيد كه، انفجارى همسنگ قيامت نزديك است.
سرير عدالت به پاى پسر على، عليهالسلام، بوسه خواهد زد.
غرب هماكنون استيلاى ما را و آينده مشرق زمين را و حاكميت اسلام را باور دارد و اين حقيقت مسلم را پذيرفته است كه:
مردى مىآيد تا مردانگى را نمايش دهد.
و سيماى محمد، صلىاللّه عليهوآله، صولت على، عليهالسلام، و ده ستاره بى بديل اسلام و شيعه را در آينه وجود خود به تماشا گذارد.
او مىآيد، تا آيين خدا را همگانى كند.