ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٨ - حركت سوم
...
خط افق آغاز شد. تا آنجا كه خود را طلبكار و آرمان را مرهون خويش به حساب آوردند. (نمودار ٢)
از همين رو در اين مقطع ما مواجه با يك نقطه عطف جدى هستيم. مواجه با سيرى ثابت كه بتدريج روى به افول نهاد و باعث كاهش انرژى، كاهش دلبستگى عمومى و افزايش توقعات شد و اينهمه بدليل بروز تدريجى هفت غفلتبود كه در جاى خود بدان خواهم پرداخت. آنچه كه انقلاب اسلامى حامل آن بود، نگرش ويژهاى بود به هستى اما مانده در وضعى اجمالى كه تا بروز و ظهور تفصيل يافته آن راهى دراز در پيش بود. تفكرى كه مىبايست مبدل به فرهنگى فراگير شود و بر شالودهايش اساس مدنيتى ديگرگون شكل يابد.
اين امر مخصوص به انقلاب اسلامى نبود بلكه وضعى بود كه تمامى انقلابهاى مهم تاريخ بشر با آن روبرو بودند.
براى مثال اگر چه ظهور مسيحيت پايههاى نظام اجتماعى، سياسى روم قديم و تمدن و فرهنگ شرك آلود آن را به لرزه در آورد اما چيزى حدود ٣٠٠ سال طول كشيد تا انسان غربى تابع ادب مسيحى شود و با به رسميتشناختن تفكر و فرهنگ ويژه آن بنياد تمدن عصر مسيحيت را استوار سازد.
و يا اروپاى پس از رنسانس براى ظهور تمام عيار فرهنگ ويژه خود و ايجاد تمدنى براساس انديشه امانيستى و اخلاق ليبراليستى حدود ٢٠٠ سال صبورى كرد.
در تاريخ خودمان هم نمونههايى از اين واقعه را شاهد بودهايم. پيروزى اعراب در وقت رويارويى با ايرانيان سرآغاز حادثهاى شگرف بود. حادثهاى كه پس از ٢٠٠ سال ايران را مبدل به گاهواره تمدن اسلامى ساخت و موجب بروز فرهنگ نو در گستره وسيع اين خاك شد.
در خيزش مشروطيت نيز نمونهاى از اين ماجرا را مىتوان سراغ گرفت. اگر چه اين خيزش خواسته يا ناخواسته متكى بر فرهنگ غربى بود اما پس از ٨٠ سال موجب شد تا مردم ايران مؤدب به ادبى شوند كه ريشه در فرهنگ و تفكر اروپاى قرن ١٩ داشت.
انقلاب اسلامى تعرضى جدى به مبانى نظرى غرب داشت و تعريفى نو از عالم و آدم مىداد اما در سالهاى اوليه پس از پيروزى در هالهاى از اجمال ماند تا شايد مجال خروج از آن وضع را بيابد.
جوش و خروش طبيعى سالهاى ٥٨ و ٥٩ اجازه آشكار شدن رخوت و سستى را نمىداد اما، كاهلى دوستان انقلاب، مشكلات عديده اجتماعى، اقتصادى و سياسى عارض شده و بالاخره هوشيارى و بيدارى خصم مترصد ديريازود موجب بروز آن مىشد و سير روى خط افق را مبدل به سيرى نزولى مىكرد تا آنكه حركتسوم آغاز شد.
حركتسوم
وقوع جنگ بزرگ هشتساله آزمايشى بزرگتر بود. پديدهاى كه بسرعت گرد رخوت و سستى را تكاند و حياتى نو به كالبد انقلاب و انقلابيون ارزانى داشت.
صرف نظر از تحليلهاى مختلفى