ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦ - جلوه واعظان و گوش جان مردمان
شرط سوم و ضرورى كسب اين مقام، اخذ كلام و حجّت سخن از قول و فعل و سيره و سنّت اهل ذكر، يعنى ائمّه دين (ع) است.
حجّت خدا، ميزان دقيق و قول و فعلش حجّت بر حقّى است كه لاجرم، عبادالله را بر صراط مستقيم و اقوم مستقرّ ساخته و در رسيدن به فلاح و رستگارى يارى مىدهد.
هر قول و فعلى كه از آدمى صادر مىشود، نشان از مبادى، مبانى و منابعى معين دارد و ناگزير شنونده و رهرو را از مبدئى به سوى مقصدى رهنمون مىشود؛ خواه در طريق هدايت يا ضلالت. آنكه دريافتها و تجربيات شخصى يا اشخاصى بريده از حجّت خداوند كريم (قرآن و عترت) را ملاك صحّت قول و فعل خويش قرار مىدهد، به دليل استقرار بر شالودههاى ظنّ و گمان و نه حقيقت ناب، خود و ديگران را در اين وادى پندار سرگردان ساخته، به ضلالت و گمراهى مىكشد؛ در حالىكه عمر آدمى محدود، خطرات فرارويش بسيار و مرگ در انتظار اوست و هيچ مجالى براى رفتار بر مسير سعى و خطا ندارد و خداوند متعال نيز بشر را بر اين طريقت نمىخواهد. اگر چنين بود، حجّت بالغه خود را براى هدايت خلق روزگار با كتاب و بينه آشكار گسيل نمىداشت.
خودرأيى، برخاسته از اعجاب نفس است كه به قول جناب حافظ، به كفر مىانجامد:
|
فكر خود رأى خود در عالم رندى نيست |
كفر است در اين مذهب خودبينى و خودرأيى |
|
|
زين دايره مينا خونين جگرم مىده |
تا حل كنم اين مشكل در ساغر مينايى |