ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٣ - عاشورا مهم ترين دليل براى ضرورت غيبت است
از غيبت آمدند [و حجّت بر همه تمام شد] و شرايط پيروزى بر باطل فراهم نشد. پيروزى حق، رمزى و معنوى بود [؛ امّا از نظر معيارهاى عملى] شرايط و امكانات واقعى نياز است و براى همين لازم است، غيبت باشد. كربلا، بزرگترين دليل براى فلسفه و ضرورت غيبت امام مهدى (عج) است و هر كه درباره مفهوم غيبت و فلسفه آن اشكال وارد مىكند، مىگوييم برود جزئيات اتّفاقات و مسائل تاريخى، اجتماعى حادثه كربلا را بخواند.
آخرين سؤال درباره خيمه امام حسين (ع) در روزگار جديد است و نظر كسى كه خود در اين روزگار، نشانى اين خيمه را يافته، خواندنىتر:
بايد سعى كنيم، خود را به سطح امام حسين (ع) [و شيوه و مكتب حسينى] نزديك كنيم. هر چيزى كه اسلام را با حرارت حسينى عرضه كند، آن مسير و راه رسيدن به خيمه امام حسين (ع) است. اين قاعده كلّى است. هر چه به تعاليم امام (ع) نزديكتر باشيم، به خود ايشان نزديكتريم. اين جبهه، باز است و دائم در حال تغيير و تحوّل. همانطور كه هابرماس مىگويد، مدرنيسم طرحى است كه هنوز اجرا نشده، ما بايد بگوييم، طرح امام حسين (ع) هنوز اجرا نشده و افق پيش رويمان بسيار گسترده است. براى پيش رفتن به سوى بالاترين سطوح فهم و درك ارزشهاى حسينى كه در نهايت، چيزى جز اساس ارزشهاى اسلامى نيست. امام حسين (ع) فرمودند: «من براى اصلاح در امّت جدّم قيام كردهام.» براى همين نمىتوان ميان نهضت سيدالشّهدا (ع) و نهضت پيامبر اكرم (ص) فرق قائل شد.
بعد از قيام امام حسين (ع) ديگر اسلام مجرّد نداريم. اسلام يا حسينى است يا اموى و بين اينها جز گمراهى نيست.
امثال ادريس هانى بسيار نيستند، اگر بخواهيم به واقعيت موجود نگاه كنيم و كم نيستند، اگر بخواهيم به اميدها و آينده بينديشيم. «إنَّهُم يرَونَهُ بَعيداً وَ نَراهُ قَريباً.»
برمىخيزيم و با هم خداحافظى مىكنيم. در حالىكه او را بدرقه مىكنم، كلام رمزآلود و غريب مولا على (ع) را با خود زمزمه مىكنم:
«وَ لَقَدْ شَهِدَنَا فِى عَسْكَرِنَا هَذَا قَوْمٌ فِى أَصْلَابِ الرِّجَالِ وَ أَرْحَامِ النِّسَاءِ سَيَرْعَفُ بِهِمُ الزَّمَانُ وَ يَقْوَى بِهِمُ الْايمَانُ؛
امروز كسانى با ما هستند كه هنوز به دنيا نيامدهاند و سالها بعد، قرنها بعد، به يارى دين برخواهند خواست.»
بر روح بلند و ملكوتى امام خمينى (ره) و همه عالمان و شهيدانى درود مىفرستم كه با قلم يا قدم، با خون يا مركّب خود، راه را براى همراهان تازهاى، چون ادريس هانى گشودهاند و مىترسم از فرداى خود، اگر خيمه همچنان برپاست و اگر امروز مىتوان به خيمه حسينى ملحق شد و اگر حادثه اينقدر تازه است ... پس گريختن و رفتن و دورشدن و جداشدن هم تازه و زنده و حقيقت است. اگر راه براى ورود مسافران تازه باز است، راه براى جداشدن همراهان ديروز هم بسته نيست.
با خود مىانديشم، اگر حُرّها امروز به سوى اين خيمه مىآيند، چه خواهد شد وقتى امشب چراغ اين خيمه را خاموش كنند و بگويند: «هر كه رفتنى است، از تاريكى شب بهره گيرد و بگريزد ...» فردا، آن ٧٢ تن كيانند؟
پىنوشتها:
[١]. اين كتاب ارزشمند در ايران با نام «در مكتب امام حسين (ع) شيعه شدم» به فارسى ترجمه شده است.
[٢]. او به شدّت از مواضع جمهورى اسلامى و جايگاه ايران دفاع مىكند و در برنامههاى تلويزيونى و مناظرهها مدافع سرسخت نظام اسلامى ايران است.
[٣]. او، خود اين تعبير را نمىپسندد و مىگويد: «اينگونه اوصاف بيشتر براى جنگ روانى است تا جلوى انتشار افكار ما را بگيرند و باعث شوند، در فضاى تعصّب مذهبى كسى صدايمان را نشنود.
او همچنين به يك مورد اشاره مىكند كه با فتوشاپ روى عكس او عمامه سياه و عبا اضافه و منتشر كردهاند تا او را به روحانيت شيعه ايران
نسبت دهند.
[٤]. لقد شيعنى الحسين، ص ٢٣
[٥]. همان، ص ٦٨
[٦]. يكى از مهمترين مشكلات تبليغى ما در كشور همين است كه به جاى ايجاد تشنگى در مخاطب نسبت به حقايق دينى بر خلاف توصيه مولوى، ظاهر و شكل آب رايگان و مفت و مجّانى را در دسترس قرار دادهايم و طورى عمل مىكنيم كه مردم دلزده مىشوند.
رسانهها و كتابهاى درسى و در و ديوار خيابان امروز چنان از شعارهاى دينى و تبليغات مستقيم مذهبى پر شدهاند كه مردم از آنها گريزان مىشوند. از ياد نمىبرم. شيوه بسيار مؤثّر دوست و همكار فهيم و فرزانهام سيد ناصر موسوى جزائرى را كه در دوران معلّمى هرگاه مىخواست، روايت و حديثى براى دانشآموزان نقل كند، در عين شوقانگيزى غير مستقيم در ظاهر چنان رفتار مىكرد و از خود امتناع و پرهيز نشان مىداد كه همه براى شنيدن و يادداشتكردن آن حديث اصرار و خواهش مىكردند.
اين موضوع به طور مستقل جاى تأمّل و دقّت دارد و شايد راهگشاى تبليغات دينى و حوزوى ما در بسيارى بنبستهاى فعلى باشد.
[٧]. در اين بخش، گفتوگوى ما طولانى شد كه بخشهايى از آن را نقل نكردهام؛ زيرا به مخاطب عام مربوط نمىشود و شايد بيشتر بحثمان به سياستهاى تبليغى و بيان درد دلهاى مشترك از برخى رفتارهاى غلط موجود گذشت.
[٨]. در مغرب عربى (كشورهاى مراكش، تونس، الجزاير) بسيارى فرزندان اهل بيت (ع) زندگى كرده و نسل سادات را منتشر ساختهاند؛ از اين جمله يكى از فرزندان حضرت امام صادق (ع) است كه در روند كشتار علويان در دوره بنىعبّاس به اين سامان هجرت كرده و ادريس هانى از نوادگان اوست.
[٩]. همان، ص ٢٩٣.
[١٠]. همان، ص ٣٠٩.
زائرى، محمّدرضا، «زندگى حسينى، مجموعه يادداشتهاى عاشورايى»، قم، خيمه، چاپ دوم، ١٣٩٣، صص ١٢٥- ١٣٦.